بخش خصوصی ایران در نقطه‌ای حساس ایستاده است؛ جایی که رشد سه دهه گذشته اکنون با مسئله «تداوم» روبه‌رو شده. بسیاری از شرکت‌های خانوادگی که امروز سهم مهمی در تولید و اشتغال دارند، بر پایه تصمیم‌های فردی بنیان‌گذاران شکل گرفته‌اند و هم‌زمان با توسعه عملیاتی، سازوکارهای حرفه‌ای حکمرانی در آن‌ها نهادینه نشده است.

اکنون با نزدیک‌شدن نسل اول به پایان دوره فعالیت، پرسش اصلی این است که انتقال قدرت چگونه و با چه سازوکاری انجام خواهد شد. نبود برنامه مدون جانشینی، درهم‌تنیدگی مالکیت و اجرا، و شکاف نسلی میان بنیان‌گذاران و وارثان بالقوه، این فرآیند را پیچیده‌تر کرده است. تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد اگر انتقال نسل به‌عنوان یک پروژه استراتژیک دیده شود—همراه با تفکیک نقش‌ها، مستندسازی دانش و طراحی ساختار راهبری—می‌تواند به فرصتی برای بازآرایی و تقویت مزیت رقابتی تبدیل شود؛ در غیر این صورت، رشد گذشته تضمینی برای آینده نخواهد بود.