تا همین چند هفته پیش، بسیاری از سرمایهگذاران نگران بودند که ادامه تنش میان ایران و آمریکا و اختلال در عرضه انرژی، موج تازهای از تورم جهانی را ایجاد کند و بانکهای مرکزی را ناچار به حفظ یا حتی تشدید سیاستهای انقباضی کند. اما انتشار اخبار مربوط به توافق موقت میان دو کشور، بخشی از این نگرانیها را کاهش داده است.
واکنش بازارها نیز سریع بود. قیمت نفت عقبنشینی کرد، انتظارات تورمی تعدیل شد و سرمایهگذاران بار دیگر به سمت داراییهای ریسکی حرکت کردند. رشد شاخصهای سهام در آمریکا و آسیا، افزایش تقاضا برای سهام فناوری و ادامه موج سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی، همگی نشانههایی از همین تغییر فضای ذهنی هستند. حتی بیتکوین نیز از افزایش ریسکپذیری سرمایهگذاران بینصیب نمانده است.
با این حال، تصویر اقتصاد جهانی همچنان پیچیده است. بانک مرکزی ژاپن نرخ بهره را به بالاترین سطح سه دهه اخیر رسانده و بانک مرکزی استرالیا نیز از تداوم نگرانیهای تورمی سخن گفته است. این موضوع نشان میدهد که کاهش تنشهای انرژی لزوماً به معنای پایان دغدغههای تورمی نیست.
در واقع، اقتصاد جهانی اکنون با منابع جدیدی از فشارهای قیمتی روبهرو است. سرمایهگذاریهای عظیم در زیرساختهای هوش مصنوعی، مراکز داده، نیمههادیها و تجهیزات پردازشی، تقاضای جدیدی را در اقتصاد ایجاد کرده که میتواند بخشی از فشارهای تورمی را زنده نگه دارد.
به همین دلیل نگاه بازارها اکنون بیش از هر زمان دیگری به بانکهای مرکزی، بهویژه فدرال رزرو، دوخته شده است. اگرچه توافق ایران و آمریکا توانسته بخشی از ریسک انرژی را کاهش دهد، اما مسیر نرخ بهره همچنان مهمترین متغیری است که آینده بازارهای مالی را تعیین خواهد کرد. پرسش اصلی این است که آیا کاهش ریسک ژئوپلیتیک برای تغییر جهت سیاستهای پولی کافی خواهد بود یا خیر؟