رقابت اقتصادی چین و آمریکا فقط یک مسابقه بر سر اندازه تولید ناخالص داخلی نیست؛ بلکه رقابتی میان دو مدل رشد متفاوت است. چین در چهار دهه گذشته با تکیه بر صنعتی‌سازی، صادرات، سرمایه‌گذاری زیرساختی و تبدیل شدن به کارخانه جهان، فاصله خود با اقتصاد آمریکا را به شکل چشمگیری کاهش داده است. اما برای عبور از آمریکا، یک چالش بزرگ پیش روی پکن قرار دارد: تغییر موتور رشد.

اقتصاد چین همچنان بیش از اندازه به صادرات وابسته است. مازاد تجاری بی‌سابقه این کشور در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش خارجی اقتصاد همچنان نقش اصلی را در حفظ رشد ایفا می‌کند، در حالی که مصرف خانوارها، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار مسکن با ضعف مواجه هستند.

گزارش‌های جدید نشان می‌دهد تلاش برای حرکت به سمت یک اقتصاد متوازن‌تر هنوز نتیجه مورد انتظار را نداده است. رشد خرده‌فروشی کند شده، اعتماد مصرف‌کنندگان پایین مانده و سیاست‌های حمایتی دولت نیز نتوانسته‌اند به‌طور پایدار تقاضای داخلی را تقویت کنند.

در مقابل، صادرات کالاهای پیشرفته مانند تراشه‌ها، تجهیزات هوش مصنوعی، خودروهای برقی و فناوری‌های انرژی پاک همچنان یکی از مهم‌ترین پیشران‌های اقتصاد چین است. اما همین وابستگی، اقتصاد این کشور را در برابر تغییرات تجارت جهانی و تنش‌های ژئوپلیتیک آسیب‌پذیر می‌کند.

بر اساس سناریوی تداوم روند فعلی، چین ممکن است تا حوالی سال ۲۰۵۲ از نظر اندازه اقتصاد به آمریکا نزدیک شود. با این حال، این مسیر قطعی نیست؛ زیرا عواملی مانند تحول فناوری، سیاست‌های اقتصادی، جنگ‌های تجاری و توانایی چین برای افزایش مصرف داخلی می‌توانند زمان این رقابت را تغییر دهند.