محمد العریان، اقتصاددان برجسته و رئیس کالج کوئینز دانشگاه کمبریج، در یادداشتی تازه در فایننشال تایمز از رویکرد کوین وارش، رئیس جدید فدرال رزرو، دفاع کرده و معتقد است تغییراتی که او در بزرگ‌ترین بانک مرکزی جهان آغاز کرده، تنها یک اصلاح مدیریتی نیست؛ بلکه می‌تواند آغازگر تحول در شیوه بانکداری مرکزی در سراسر جهان باشد.

به گزارش اکوایران، العریان معتقد است فدرال رزرو در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از ناکامی‌ها روبه‌رو بوده است. به نوشته او، بانک مرکزی آمریکا برای حدود ۶۰ ماه متوالی نتوانست تورم را به هدف خود بازگرداند و در پیش‌بینی اقتصاد، نظارت بر برخی بانک‌های منطقه‌ای و حتی اجرای مقررات داخلی نیز با ضعف‌هایی روبه‌رو بود. از نگاه او، این کارنامه نشان می‌دهد فدرال رزرو بیش از هر زمان دیگری به اصلاحات ساختاری نیاز داشت.

با این حال، به اعتقاد او، برخلاف انتظار، تمایل چندانی برای اصلاحات اساسی در داخل فدرال رزرو وجود نداشت. حتی بازبینی چارچوب سیاست‌گذاری پولی در سال ۲۰۲۵ نیز، همانند بازنگری سال ۲۰۲۰، نتوانست پاسخ مناسبی به ضعف‌های ساختاری این نهاد بدهد و بیش از حد به گذشته متکی بود.

از نگاه العریان، وارش از همان ابتدای ریاست خود تلاش کرده این وضعیت را تغییر دهد. او پنج کارگروه تخصصی با حضور اقتصاددانان و صاحب‌نظرانی با دیدگاه‌های مختلف تشکیل داد تا عملکرد بخش‌های مختلف فدرال رزرو را بررسی و پیشنهادهای تازه‌ای برای اصلاح ارائه کنند.

پایان عصر «راهنمایی آینده‌نگر» 

یکی از مهم‌ترین تغییرات، کنار گذاشتن شیوه سنتی «راهنمایی آینده‌نگر» یا Forward Guidance بود؛ ابزاری که طی سال‌های گذشته بانک‌های مرکزی از طریق آن تلاش می‌کردند مسیر آینده نرخ‌های بهره را برای بازارها ترسیم کنند. وارش همچنین از ارائه پیش‌بینی شخصی خود در نمودار مشهور «دات پلات» خودداری کرد؛ نموداری که دیدگاه اعضای کمیته بازار آزاد فدرال درباره مسیر نرخ بهره را نشان می‌دهد.

العریان از این تصمیم دفاع می‌کند و می‌گوید این ابزارها نوعی «دقت کاذب» ایجاد می‌کنند؛ گویی سیاست‌گذاران می‌توانند مسیر اقتصاد را با اطمینان بالا پیش‌بینی کنند، در حالی که اقتصاد امروز بیش از هر زمان دیگری با عدم قطعیت روبه‌روست. به گفته او، وارش همچنین در حال بررسی تغییر در نحوه و حتی تعداد جلسات سیاست‌گذاری فدرال رزرو است تا تصمیم‌گیری‌ها بر پایه بحث‌های عمیق‌تر انجام شود.

مقاومت بازارهای مالی در برابر اصلاحات وارش

با این حال، این رویکرد با استقبال کامل بازارهای مالی روبه‌رو نشده است. برخی منتقدان معتقدند تغییر سبک ارتباطی رئیس جدید فدرال رزرو به اعتبار این نهاد آسیب زده و حتی موجب افزایش هزینه استقراض دولت آمریکا شده است. گروهی دیگر نیز او را به کاهش شفافیت متهم می‌کنند.

العریان این انتقادها را چندان وارد نمی‌داند. به باور او، وارش بارها در سخنرانی‌ها، جلسات استماع کنگره و اظهارنظرهای عمومی، چارچوب فکری خود را به‌روشنی توضیح داده است. او بارها تأکید کرده که نرخ بهره همچنان مهم‌ترین ابزار مهار تورم است و تعهد کامل خود را به مأموریت اصلی فدرال رزرو، یعنی حفظ ثبات قیمت‌ها و حمایت از اشتغال، نشان داده است.

به اعتقاد این اقتصاددان، علت اصلی سوءبرداشت بازارها از سیاست‌های وارش، بیش از هر چیز به عادت سرمایه‌گذاران بازمی‌گردد. بازارها طی سال‌های گذشته به حمایت دائمی بانک‌های مرکزی و دریافت سیگنال‌های دقیق درباره آینده عادت کرده‌اند. اکنون که این «چرخ‌های کمکی» در حال برداشته شدن است، بسیاری از فعالان بازار احساس نااطمینانی بیشتری می‌کنند.

العریان همچنین معتقد است وال‌استریت همچنان به دنبال پیش‌بینی‌های قطعی و اعداد دقیق است، در حالی که اقتصاد جهانی امروز با طیف گسترده‌ای از سناریوهای ممکن روبه‌روست و نمی‌توان آینده را در قالب چند عدد خلاصه کرد.

اثرات احتمالی سیاست‌های وارش بر بازارهای مالی

او هشدار می‌دهد که دوره گذار به این چارچوب جدید احتمالا با نوسانات بیشتر در بازارهای مالی همراه خواهد بود. اگر سرمایه‌گذاران همچنان در برابر این تغییر مقاومت کنند و به تعبیر او «با فدرال رزرو بجنگند»، خطر بی‌ثباتی مالی افزایش خواهد یافت؛ از جمله احتمال تثبیت نرخ‌های بالاتر اوراق قرضه، تشدید عدم تعادل‌های ارزی و وقوع دوره‌های کاهش اجباری اهرم مالی در بازارها.

در نهایت، العریان نتیجه می‌گیرد که دوران بانک‌های مرکزی به عنوان حامی دائمی بازارها و ارائه‌دهنده همیشگی راهنمایی‌های آینده‌نگر به پایان رسیده است. به باور او، موفقیت در شرایط جدید مستلزم کنار گذاشتن الگوهای قدیمی و پذیرش واقعیت اقتصادی جهانی است؛ مسیری که اگر وارش بتواند آن را به سرانجام برساند، نه‌تنها آینده فدرال رزرو، بلکه شیوه بانکداری مرکزی در سراسر جهان نیز دستخوش تحول خواهد شد.