به گزارش اکوایران، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده وضعیت بازارهای مالی است. در سالهای اخیر، هر موج جدیدی از خوشبینی درباره ظرفیت اقتصادی این فناوری، به رشد شدید سهام شرکتهای فناوری و در نتیجه رشد شاخصهای اصلی بازار سهام آمریکا منجر شده است. در مقابل، هر بار که نگرانی درباره ارزشگذاری شرکتهای هوش مصنوعی، میزان سرمایهگذاری آنها یا امکان تحقق درآمدهای مورد انتظار افزایش پیدا کرده، بازار نیز با افتهای سنگین مواجه شده است.
به همین دلیل، یک سؤال بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است: سرمایهگذاری عظیمی که شرکتهای فناوری روی هوش مصنوعی انجام میدهند، در نهایت چه زمانی و با چه میزان بازدهی به اقتصاد و صورتهای مالی آنها بازخواهد گشت؟ این پرسش دیگر فقط مربوط به آینده صنعت فناوری نیست. با توجه به وزن بالای شرکتهای فناوری در بازار سهام آمریکا، پاسخ آن میتواند مسیر کل بازار را تغییر دهد.
مسئله فقط اندازه سرمایهگذاری نیست
شرکتهای بزرگ فناوری در حال ساخت مراکز داده، خرید تراشه، توسعه ظرفیت محاسباتی و ایجاد زیرساختهای انرژی مورد نیاز هوش مصنوعی هستند. پنج شرکت بزرگ آمازون، آلفابت، متا، مایکروسافت و اوراکل انتظار میرود سال آینده بیش از یک تریلیون دلار برای سرمایهگذاریهای خود هزینه کنند.
در نگاه اول، افزایش چنین سرمایهگذاریهایی میتواند نشانه اعتماد شرکتها به آینده هوش مصنوعی باشد. اما از دید اقتصادی، مسئله مهمتر این است که این سرمایهگذاریها چه زمانی شروع به ایجاد درآمد و سود میکنند. یک شرکت میتواند سالها برای توسعه یک فناوری هزینه کند، اما اگر درآمد حاصل از آن کمتر از هزینه سرمایهگذاری باشد، افزایش هزینهها لزوماً به معنای ایجاد ارزش نیست. به همین دلیل، بازار باید همزمان دو طرف داستان را دنبال کند: سرعت و اندازه سرمایهگذاری و سرعت تبدیل این سرمایهگذاری به درآمد و جریان نقدی.
چرا تأمین مالی اهمیت دارد؟
بخش مهم دیگری از این داستان به نحوه تأمین مالی سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی مربوط میشود. برآورد جیپی مورگان نشان میدهد از مجموع ۵.۵ تریلیون دلار سرمایهگذاری مورد انتظار در این حوزه، حدود ۴.۱ تریلیون دلار از طریق بدهی تأمین خواهد شد.

این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سرمایهگذاری با بدهی، هزینه مالی ایجاد میکند. اگر نرخ بهره افزایش پیدا کند یا سرمایهگذاران ریسک بیشتری در شرکتهای فناوری ببینند، هزینه تأمین این سرمایه نیز افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، شرکتها باید درآمد بیشتری ایجاد کنند تا نهتنها هزینه ساخت زیرساختهای هوش مصنوعی، بلکه هزینه بدهی ایجادشده برای این سرمایهگذاریها را نیز پوشش دهند.
بنابراین برای ارزیابی رونق هوش مصنوعی نمیتوان فقط به میزان هزینهکرد شرکتها نگاه کرد. باید دید بازار اعتبار درباره توانایی آنها برای بازپرداخت این بدهیها و ایجاد بازده چه نظری دارد.
بازار سهام به تنهایی کافی نیست
یکی از مشکلات ارزیابی وضعیت هوش مصنوعی این است که قیمت سهام تا حد زیادی تحت تأثیر انتظارات قرار دارد. ممکن است سرمایهگذاران به آینده یک شرکت بسیار خوشبین باشند و سهام آن را بالا ببرند، در حالی که درآمدهای واقعی هنوز فاصله زیادی با انتظارات دارند. برعکس، تغییر ناگهانی در انتظارات میتواند باعث سقوط قیمت سهام شود، حتی اگر وضعیت فعلی کسبوکار شرکت تغییر چندانی نکرده باشد.

به همین دلیل، بررسی بازار اعتبار اهمیت پیدا میکند. در بازار اعتبار، سرمایهگذاران هنگام خرید اوراق بدهی شرکتها به توانایی آنها برای بازپرداخت بدهی و میزان ریسک توجه میکنند. اگر سرمایهگذاران نسبت به آینده یک شرکت نگران شوند، معمولاً برای تأمین مالی آن بازده بیشتری مطالبه میکنند. افزایش فاصله بازده اوراق شرکتی با اوراق کمریسکتر میتواند بنابراین نشانهای از افزایش نگرانی درباره ریسک شرکت باشد.
این همان بخشی است که سنجه جدید «پوینتس آو ریترن» از بلومبرگ قصد دارد دنبال کند.
سنجه جدید چه کاری انجام میدهد؟
سنجهای که قرار است با عنوان «ایاندیکیتورز» معرفی شود، مجموعهای از معیارها برای دنبال کردن اعتماد بازار اعتبار به سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی خواهد بود. تمرکز آن بر متغیرهایی مانند میزان سرمایهگذاری، وضعیت تأمین مالی، فاصله بازده اوراق بدهی و جریان نقدی شرکتهای بزرگ فناوری است.
هدف این نیست که یک عدد مشخص، آینده هوش مصنوعی را پیشبینی کند؛ بلکه قرار است نشانههای مختلفی را کنار هم قرار دهد تا مشخص شود آیا بازار همچنان به توانایی شرکتها برای تبدیل سرمایهگذاریهای عظیم خود به بازده اقتصادی اعتماد دارد یا نه.
مهمترین آزمون؛ تبدیل هزینه به بازده
دلیل اهمیت چنین رصدی این است که هوش مصنوعی اکنون وارد مرحلهای شده که صرف افزایش سرمایهگذاری دیگر نمیتواند به تنهایی نشانه موفقیت باشد. در مراحل ابتدایی یک فناوری جدید، افزایش هزینهها و ساخت زیرساخت میتواند نشانه رشد باشد. اما هرچه سرمایهگذاری بزرگتر میشود، پرسش درباره بازده اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای نمونه، مصرف خدمات هوش مصنوعی بهشدت افزایش یافته است، اما افزایش مصرف لزوماً به همان اندازه به درآمد تبدیل نشده است. کاهش قیمت خدمات و حرکت کاربران به سمت گزینههای ارزانتر میتواند باعث شود استفاده از هوش مصنوعی با سرعت بیشتری از درآمد شرکتهای ارائهدهنده آن رشد کند.
در نتیجه، بازار باید به تدریج از «میزان استفاده از هوش مصنوعی» به سمت «میزان درآمد و سود ایجادشده از آن» حرکت کند.
چرا این موضوع برای بازار سهام حیاتی است؟
مسئله اصلی اینجاست که ارزشگذاری بخش بزرگی از بازار سهام آمریکا به این فرض وابسته شده که هوش مصنوعی در نهایت بازده بسیار بالایی ایجاد خواهد کرد. اگر این فرض تقویت شود، سرمایهگذاران حاضرند برای سهام شرکتهایی که در مرکز این تحول قرار دارند قیمتهای بالاتری بپردازند. اما اگر شواهدی ظاهر شود که نشان دهد سرمایهگذاریها بیش از حد بزرگ بوده یا درآمدهای آینده قادر به جبران هزینهها نیستند، همین انتظارات میتواند به سرعت معکوس شود.
به همین دلیل، نوسانات سهام شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی تنها نوسان یک صنعت خاص نیست. با توجه به وزن این شرکتها در شاخصهای اصلی آمریکا، تغییر در انتظارات درباره هوش مصنوعی میتواند به تغییر جهت کل بازار سهام منجر شود.