به گزارش اکوایران و به نقل از بلومبرگ، نشست وزرای دارایی کشورهای گروه ۲۰ در شهر اشویل آمریکا، در شرایطی آغاز میشود که سیاست اقتصادی اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، بیش از گذشته زیر ذرهبین بازارهای مالی و سایر اقتصادهای بزرگ قرار گرفته است. اهمیت این به این موضوع بازمیگردد که بسنت تلاش دارد از ابزارهای اقتصادی برای پیشبرد اهداف آمریکا در سطح بینالمللی استفاده کند.
چرا G20 برای بسنت مهم است؟
بسنت در ماههای اخیر رویکردی فعالتر از بسیاری از وزرای خزانهداری پیشین آمریکا در پیش گرفته است. تعرفهها، تحریمها، کنترلهای صادراتی و حتی بهرهگیری از جایگاه جهانی دلار، بخشی از ابزارهایی هستند که دولت آمریکا برای اعمال فشار بر شرکای تجاری و رقبای خود به کار گرفته است.
در چنین شرایطی، نشست G20 فرصتی است تا بسنت دیدگاه خود را با وزرای دارایی اقتصادهای بزرگی مانند چین، هند و ترکیه در میان بگذارد و آنها را با سیاست اقتصادی واشنگتن همراه کند. با این حال، نشانههای اولیه حاکی از آن است که همه کشورها با این رویکرد همراه نیستند.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که همزمان کسری بودجه حدود ۶ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا و بدهی دولتی نزدیک به ۴۰ تریلیون دلار به مرکز بحث و تحلیل درباره اقتصاد آمریکا بدل شده و مورد توجه تقریبا تمام فعالین بازار و سرمایهگذاران قرار گرفته است. هزینه تامین مالی این بدهی نیز برای وزارت خزانهداری اهمیت زیادی دارد.
وقتی بازار با سیاستگذار همراه نمیشود
یکی از مهمترین چالشهای بسنت، واکنش بازار اوراق خزانهداری آمریکاست. او به دنبال کاهش هزینه استقراض دولت است، اما بازار اوراق در ماههای اخیر نسبت به وضعیت مالی آمریکا و مسیر بدهی دولت حساستر شده است.
اینجا یک مسئله مهم در سیاستگذاری مطرح میشود: مداخله در بازار لزوما نمیتواند یک مشکل بنیادی را حل کند.
اگر اختلال، مربوط به «عملکرد بازار» باشد، مداخله سیاستگذار میتواند در برخی موارد موثر باشد. برای مثال، زمانی که نقدشوندگی بهطور موقت کاهش یافته یا یک شوک کوتاهمدت باعث اختلال در سازوکار قیمتگذاری شده است، بانک مرکزی یا دولت میتواند با مداخله، شرایط بازار را به وضعیت عادی بازگرداند.
اما اگر قیمتها در حال انعکاس یک مشکل بنیادی باشند، نمیتوان برای مدت طولانی آنها را با سیاستگذاری از واقعیت جدا کرد. اگر سرمایهگذاران نسبت به کسری بودجه، حجم بدهی یا تورم آمریکا نگران باشند، خرید اوراق یا فشار برای پایین نگه داشتن بازدهی، لزوما این نگرانیها را از بین نمیبرد. در نهایت، قیمتها باید این ریسکهای بنیادی را منعکس کنند.
آزمون واقعی بسنت
به همین دلیل، نشست G20 برای بسنت بیشتر از یک نشست دیپلماتیک است. این نشست فرصتی برای سنجش میزان همراهی سایر اقتصادهای بزرگ با رویکرد اقتصادی واشنگتن است؛ رویکردی که در آن، قدرت مالی آمریکا بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار اقتصادی استفاده میشود.
در عین حال، واکنش بازارها نیز یک محدودیت مهم ایجاد میکند. آمریکا همچنان از قدرت اقتصادی و جایگاه ویژه دلار برخوردار است، اما اگر مسئله اصلی اقتصاد آمریکا بنیادی باشد، راهحل آن نیز باید بنیادی باشد. بازار ممکن است برای مدتی تحت تاثیر سیاستگذاری قرار بگیرد، اما در نهایت قیمتها باید با واقعیتهای اقتصادی سازگار شوند.