تحریم‌های مالی فقط به معنای قطع مستقیم ارتباط بانک‌های ایرانی با نظام مالی جهان نیست؛ در سال‌های اخیر، شبکه‌ای از بانک‌های واسطه و حساب‌های کارگزاری به یکی از مسیرهای اصلی انتقال منابع ایران تبدیل شده‌اند. سازوکاری که می‌توان آن را از برخی جهات با «ناوگان سایه» در تجارت نفت مقایسه کرد؛ تراکنش‌ها به‌گونه‌ای انجام می‌شوند که ارتباط مستقیم میان طرف ایرانی و نظام مالی آمریکا کمتر قابل مشاهده باشد.

در این سازوکار، بانک ایرانی می‌تواند در یک کشور ثالث حساب داشته باشد و بانک واسطه نیز از طریق حساب‌های کارگزاری خود در آمریکا، پرداخت را به مقصد نهایی منتقل کند. به این ترتیب، بدون آنکه الزاماً تراکنشی مستقیم میان بانک ایرانی و آمریکایی انجام شود، دلار در شبکه بانکی بین‌المللی جابه‌جا می‌شود.

بر اساس متن این گزارش، وزارت خزانه‌داری آمریکا سال گذشته اعلام کرده بود که حدود ۹ میلیارد دلار از منابع مالی ایران تنها در سال ۲۰۲۴ از طریق بانک‌های آمریکایی جابه‌جا شده است. واشنگتن در ادامه، در چارچوب عملیات «طرد اقتصادی ایران»، برخی بانک‌ها و شبکه‌های مالی مرتبط با این سازوکار را هدف قرار داده است.

اهمیت ماجرا فقط به ایران محدود نمی‌شود. بانکداری کارگزاری یکی از پایه‌های اصلی گردش دلار در اقتصاد جهانی است و همین شبکه به آمریکا امکان نظارت و اعمال فشار بر بخش بزرگی از تراکنش‌های بین‌المللی را می‌دهد. با این حال، استفاده گسترده از این قدرت می‌تواند هزینه‌هایی نیز داشته باشد؛ زیرا افزایش نظارت و محدودیت‌ها ممکن است اعتبار و کارایی نظام مالی تحت سلطه دلار را تحت فشار قرار دهد.

پرسش اینجاست: واشنگتن تا کجا می‌تواند از نظام مالی خود به‌عنوان سلاح اقتصادی استفاده کند و پدافند مالی ایران تا چه اندازه توان مقابله خواهد داشت؟