مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی تحلیلی به بررسی وضعیت صنعت برق در بودجه سال 1405 پرداخته است. اهمیت این موضوع از آنجایی است که سالها سیاستهای نادرست دولت موجب استهلاک صنعت برق کشور شده و در مقابل مصرف بسیار فراتر از تولید بوده است. از همینرو ناترازی انرژی به معضلی تقریبا همیشگی تبدیل شده و میتوان گفت در تمام فصول سال دامنگیر کشور شده است. امری که به ضرر و زیان شدید صنایع و بدتر شدن کیفیت زندگی مردم منتهی شده است.
شکست در اجرای برنامه هفتم
بررسیها نشان از آن دارد که مجموع ظرفیت اسمی تولید نیروگاهها در نیمه اول امسال حدود 97 هزار مگاوات بوده است. براساس محاسباتی که بال پژوهشی مجلس انجام داده، تا به الان حدود 8 درصد از اهداف نهایی برنامه هفتم محقق شده است. همچنین براساس این برنامه، ظرفیت تولید برق در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر دستیابی به 12 هزار مگاوات بوده که طبق برآوردها حدود 11.5 درصد از این هدف محقق شده است. در مورد تولید برق هستهای نیز از زمان شروع برنامه هفتم هیچ ظرفیت جدیدی اضافه نشده و عملکردی در این زمینه ثبت نشده است. طبق قانون 1980 مگاوات ظرفیت جدید باید به 1020 مگاوات ظرفیت موجود افزوده شود.
اما چیزی که تا به اکنون در مورد آن صحبت کردیم ظرفیت اسمی نیروگاهها بود. اما آنچه اهمیت دارد میزان تولید کل برق کشور است. در سال گذشته میزان تولید برق 397 میلیارد کیلووات ساعت بوده و تا رسیدن به سقف تولید مورد نظر برنامه هفتم راهی بسیار طولانی در پیش دارد. به بیان دقیقتر سقف تولید در سال پایانی برنامه هفتم میبایست معادل 489 میلیارد کیلووات ساعت باشد. مرکز پژوهشهای مجلس درصد تحقق هدف برنامه را تا پایان سال 1403 تنها 10.6 درصد اعلام کرده است.
ناترازی برق و راههای رفع آن
مردم و صنعتگران در سالهای اخیر شاهد قطعیهای برق گستردهای بودهاند. چیزی که زندگی روزمره ایرانیان را با مشکلات زیادی مواجه کرده است. این امر ناشی از ناترازی انرژی بوده که علاوه بر فشار بر شبکه، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی زیادی نیز دربر داشته است.
شکاف میان تولید و تقاضای برق در سال 1404، برابر با 14 هزار و 746 مگاوات بوده است. این رقم در دومین سال اجرای برنامه هفتم نشان از آن دارد که میزان تامین نشده در اوج تقاضا حدود 14 هزار مگاوات بیش از هدفگذاری پیشبینی شده بوده است. با اینحال این رقم تنها در ساعات محدودی در کل سال اتفاق میفتد و در سایر مقاطع سال میزان ناترازی بسیار کمتر از 14 هزار مگاوات است. چیزی که از طریق افزایش ظرفیت تولید و مدیریت مصرف مرتفع میشود. بنابراین لازم است که در جهت کاهش ناترازی علاوه بر افزایش ظرفیت تولید، بهینهسازی مصرف نیز صورت پذیرد.
در سمت تقاضا بیشترین سهم مصرفی برق به بخشهای صنعتی و خانگی تعلق گرفته است. بعد از این دو بخش به ترتیب سایر بخشهای اقتصادی و در نهایت کشاورزی قرار گرفتهاند.
رشد چشمگیر استهلاک صنعت برق در 1403
بررسی صورتهای مالی شرکت مدیریت تولید، انتقال و توزیع نیروی برق ایران یا همان توانیر در سال گذشته نشان از این امر دارد که بیشترین سهم درآمدی این شرکت از منبع فروش برق به مشترکین با 48 درصد تامین میشود. 29 درصد دیگر از منبع مابهالتفاوت اجرای مقررات تامین شده است. این دو مورد نقش قابل توجهی در ساختار درآمدی این شرکت ایفا میکنند. بنابراین ساختار درآمدی بهطور عمده وابسته به فروش داخلی برق بوده و سایر درآمدهای مکمل نقش کمتری در منابع توانیر دارند. در مقابل در سمت هزینهی شرکت توانیر، بیشترین سهم هزینهها به خرید برق اختصاص دارد که با حدود 36.6 درصد اصلیترین نقش را در اجزای هزینهای به عهده دارد. بعد از آن هزینههای مرتبط با شرکتهای برق منطقهای با سهمی معادل 26.8 درصد قرار گرفته است. بنابراین در مجموع بیش از 60 درصد هزینهها به مواردی غیر از سرمایهگذاری تعلق گرفته است.
بعد از دو جز هزینهای، حدود 18 درصد از مخارج توانیر به هزینه استهلاک تاسیسات توزیع نیروی برق اختصاص یافته است. این موضوع از آنجایی دارای اهمیت است که در سال گذشته هزینه استهلاک تاسیسات در شرکتهای توزیع و انتقال به طرز چشمگیری زیادتر شده و به رقمی برابر با 104 هزار و 600 میلیارد تومان رسیده است. اینها درحالی است که در سال 1402 هزینه استهلاک چیزی حدود 11 همت بوده است. این افزایش قابل توجه نشان از اهمیت سرمایهگذاری در ایجاد ظرفیت جدید تولید برق دارد. چرا که هر چه مصرف فزونی گرفته و تولید در پاسخ افزایش نیابد نتیجه، مستهلک شدن بیشتر نیروگاههای تولید برق است.