به گزارش اکوایران، در حالی که شرکت توانیر از آغاز اجرای برنامه خاموشیهای برنامهریزیشده در کشور خبر داد و اعلام کرد که نیروگاهها و شبکه برق با حداکثر ظرفیت در حال فعالیت هستند، بار دیگر پرسشهای قدیمی درباره ریشههای بحران برق ایران به صدر مباحث اقتصادی بازگشته است. اگرچه هر سال با آغاز فصل گرما، افزایش مصرف برق بهعنوان مهمترین عامل خاموشیها مطرح میشود، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند مسئله اصلی بسیار عمیقتر از رشد مصرف است و به ساختار اقتصاد برق، شیوه حکمرانی دولت و سالها کمبود سرمایهگذاری در این صنعت بازمیگردد.
در چنین شرایطی، خاموشی دیگر تنها یک ابزار موقت برای مدیریت مصرف نیست، بلکه نشانهای از شکاف فزاینده میان ظرفیت تولید و تقاضای برق است؛ شکافی که به گفته فعالان صنعت برق، بدون اصلاحات ساختاری در اقتصاد انرژی هر سال عمیقتر خواهد شد.
حمیدرضا صالحی، دبیر و عضو هیأتمدیره سندیکای صنعت برق ایران، در گفتوگو با اکوایران، ریشه بحران کنونی را نه صرفاً در رشد مصرف، بلکه در ترکیب دو عامل «کمبود سرمایهگذاری» و «شکست سیاستهای بهینهسازی مصرف» میداند؛ وضعیتی که به اعتقاد او محصول سالها قیمتگذاری دستوری و تداوم تصدیگری دولت در بازار برق است.
دبیر سندیکای صنعت برق: خاموشی راهحل ناترازی نیست
به گفته صالحی، نسبت دادن بحران برق به افزایش مصرف، تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمیدهد. او معتقد است که ناترازی امروز نتیجه دو روند همزمان است؛ از یک سو سرمایهگذاری لازم برای توسعه ظرفیت تولید برق متناسب با رشد تقاضا انجام نشده و از سوی دیگر، سیاستهای مدیریت و بهینهسازی مصرف نیز نتوانسته الگوی مصرف انرژی را اصلاح کند.
به گفته او، در سالهای گذشته نه توسعه نیروگاهی با سرعت مورد نیاز پیش رفته است و نه سیاستهای حکمرانی انرژی توانست فرهنگ مصرف را در کشور تغییر دهد. از نگاه این فعال صنعت برق، افزایش مصرف بیش از آنکه علت اصلی بحران باشد، پیامد سیاستگذاریهایی است که نتوانستهاند مصرف انرژی را به سمت الگوهای بهینه هدایت کنند.
دبیر سندیکای صنعت برق، مهمترین مانع سرمایهگذاری در این صنعت را اقتصاد دستوری برق عنوان کرد. به اعتقاد او، دولت به جای آنکه نقش تنظیمگر بازار را ایفا کند، خود به بازیگر اصلی تجارت برق تبدیل شد و همین مسئله انگیزه سرمایهگذاری را از بخش خصوصی گرفته است.
او توضیح داد که در بسیاری از کشورها، دولت با استفاده از ابزارهای تنظیمگری، تعادل میان عرضه و تقاضا را برقرار کرد؛ اما در ایران، حضور مستقیم دولت در قیمتگذاری و خرید و فروش برق باعث شد اقتصاد این صنعت از جذابیت لازم برای سرمایهگذاران برخوردار نباشد. به گفته صالحی، نه تنها بخش خصوصی در سالهای اخیر امکان سرمایهگذاری مؤثر پیدا نکرده است، بلکه خود دولت نیز به دلیل محدودیتهای مالی، سرمایهگذاری متناسبی در توسعه نیروگاهها انجام نداده است؛ موضوعی که شکاف میان تولید و مصرف را هر سال عمیقتر کرده است.
این کارشناس صنعت برق در عین حال تأکید کرد که افزایش صرف قیمت برق نیز به تنهایی راهحل بحران نیست. از نگاه او، اگر ساختار اقتصاد برق اصلاح نشود و دولت همچنان تصدیگر اصلی بازار باقی بماند، حتی افزایش تعرفهها نیز نمیتواند مشکل کمبود سرمایهگذاری را برطرف کند.
به اعتقاد صالحی، ایجاد بازارهای رقابتی مانند تابلو سبز برق، میتواند نقطه آغاز اصلاحات باشد. او در ادامه عنوان کرد، زمانی که قیمت برق در یک بازار رقابتی کشف شود و تولیدکنندگان امکان عرضه مستقیم برق را داشته باشند، سرمایهگذاری در احداث نیروگاهها، بهویژه توسط بخش خصوصی، توجیه اقتصادی پیدا میکند. با این حال، تحقق این هدف مستلزم آن است که دولت نقش خود را از تصدیگری به تنظیمگری تغییر دهد و اجازه دهد سازوکار عرضه و تقاضا در بازار برق شکل بگیرد.
صالحی درباره اصلاح تعرفههای برق نیز رویکردی محتاطانه دارد. او معتقد است اگرچه برخی تعرفهها، بهویژه در بخش کشاورزی، فاصله قابل توجهی با هزینه واقعی تولید برق دارند، اما اصلاح تعرفهها نباید صرفاً با هدف افزایش درآمد دولت انجام شود.
او تأکید کرد که هرگونه اصلاح قیمت برق باید متناسب با سطح درآمد خانوارها طراحی شود و همزمان سیاستهایی برای بازگرداندن منافع این اصلاحات به مردم در نظر گرفته شود. به باور او، پیش از آنکه فشار بیشتری بر مشترکان وارد شود، باید سایر ناکارآمدیهای موجود در اقتصاد انرژی اصلاح شود تا افزایش تعرفهها به بهبود بهرهوری و کاهش مصرف منجر شود، نه صرفاً افزایش هزینه خانوارها.
دبیر سندیکای صنعت برق در بخش دیگری از این گفتوگو، استفاده از خاموشی به عنوان ابزار مدیریت ناترازی را راهکاری کوتاهمدت توصیف کرد. او معتقد است خاموشی شاید بتواند برای مدتی کسری برق را میان مشترکان توزیع کند، اما نمیتواند راهحل پایدار بحران باشد.
به گفته صالحی، در بسیاری از کشورهای جهان مدیریت ناترازی از مسیر توسعه ظرفیت تولید، اصلاح بازار برق، بهبود بهرهوری و استفاده از ابزارهای اقتصادی دنبال میشود، نه از طریق خاموشیهای گسترده. او تأکید میکند کشوری که دومین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان است، نباید برای تأمین برق مورد نیاز خود به خاموشی به عنوان راهکار اصلی متوسل شود.
به اعتقاد این کارشناس، خروج از چرخه تکرارشونده خاموشیها تنها زمانی امکانپذیر خواهد بود که اصلاحات ساختاری در اقتصاد برق آغاز شود؛ اصلاحاتی که از تغییر نقش دولت و توسعه سرمایهگذاری بخش خصوصی آغاز میشود و تا اصلاح الگوی مصرف، توسعه بازارهای رقابتی برق و افزایش بهرهوری انرژی ادامه پیدا میکند. در غیر این صورت، خاموشیها همچنان به ابزاری برای توزیع کمبود برق تبدیل خواهند شد، نه راهحلی برای پایان دادن به ناترازی مزمن صنعت برق.