محمد عطریان‌فر، فعال سیاسی، در گفت‌وگوی استراتژیک گفت: بر این باورم که انسان ظرفیتی بزرگ و قابلیتی بی‌نظیر دارد؛ انسانی که در هر شرایطی می‌تواند خود را متناسب با زمان، شرایط و مشکلات، با موفقیت از درون حادثه‌ها و بحران‌ها خارج کند. در واقع باید بپذیریم که انسان بالاتر از هر مقوله سخت، سنگین و سهمگین است. سخن از بن‌بست است، سخن از بحران است، سخن از سختی‌هاست؛ بله، این پدیده‌ها وجود دارند، اما پدیده‌هایی هستند که ما خلق می‌کنیم. انسان هم خالق مشکلات و بحران‌هاست و هم رافع آن‌ها.

 

وی بیان کرد: تصور اینکه جامعه ما جامعه‌ای سلبی است و بحران‌هایی وجود دارد، بن‌بست‌هایی وجود دارد و انسان بدون هیچ‌گونه اختیاری صرفاً به‌عنوان عنصری رونده به سمت بن‌بست حرکت می‌کند و در آن نقطه متوقف می‌شود، تلقی غلطی است؛ چرا که اساساً بن‌بست چیزی نیست مگر سیاست‌های غیرواقع‌بینانه و احتمالاً خطاهایی که خود انسان اتخاذ می‌کند و برخلاف وضعیت جاری و متناسب با شرایط زمان، آنچه را که باید برای استفاده درست از شرایط انجام دهد، انجام نمی‌دهد و نمی‌تواند خود را عبور دهد؛ لذا بن‌بست را خود به وجود می‌آورد.

عطریانفر اشاره کرد: در واقع می‌خواهم تأکید کنم که اگر بحرانی وجود دارد، اگر بن‌بستی وجود دارد، محصول نوع نگاه ما، عملکرد ما و رفتار غیرواقع‌بینانه ما با پدیده‌هاست که آن بن‌بست را به وجود می‌آورد. از این منظر، بله، بن‌بستی وجود دارد؛ اما اگر از منظر اثباتی نگاه کنیم، به این معنا که انسان بر همه پدیده‌ها مسلط است و می‌تواند بر همه مشکلات فائق آید و خداوند گوهر بسیار ارزشمندی را در وجود او به ودیعت نهاده به نام عقل، تدبیر، اندیشه و فهم درست، اگر از این ظرفیت‌های خداداد به‌درستی استفاده کند، می‌تواند همه بن‌بست‌ها را مرتفع کند، بشکافد و از آن عبور کند.

وی گفت: لذا از یک زاویه می‌توان گفت بن‌بست‌ها وجود دارند، اما آیا این بن‌بست‌ها معبد همیشگی ما هستند؟ آیا باید در آن‌ها بمانیم و از بین برویم؟ خیر، این را قبول ندارم. بر این عقیده‌ام که حتماً می‌توانیم از این بن‌بست‌ها عبور کنیم.

این فعال سیاسی مطرح کرد: ببینید، از منظر گروهی که شرایط را رادیکال و تند می‌کنند، اساساً باور ندارند که بن‌بستی وجود دارد. آن‌ها تصور می‌کنند ظرفیتی که خداوند در اختیارشان قرار داده ـ یعنی یک نظام سیاسی جدید و امکانات وسیعی که ایران در اختیار دارد ـ متعلق به جماعتی اندک است که مسلط شده‌اند و هر کاری بخواهند می‌کنند؛ بنابراین از منظر آنان بن‌بستی وجود ندارد.

عطریانفر گفت: اما از منظر اکثریت مردم، مردمی که در زندگی روزمره خود دچار بحران‌اند، دچار بن‌بست‌اند و گرفتاری‌های عدیده را تجربه می‌کنند و با آن زندگی می‌کنند، مشکلات وجود دارد.

این فعال سیاسی اشاره کرد: در تاریخ نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب، فراز و فرودهای بسیاری داشته‌ایم. دهه‌هایی را پشت سر گذاشته‌ایم که مشابه گرفتاری‌های امروز بوده است؛ از موضوع هسته‌ای و موشکی گرفته تا حادثه جنگ که حادثه کوچکی نبود. ایران و ملت ایران با سربلندی و واقع‌بینی از آن خارج شدند. ما تجربه‌ای نسبتاً موفق در عبور از بحران‌ها داریم و توانستیم خروجی شرافتمندانه و با غیرت داشته باشیم.

عطریانفر بیان کرد: در این مقطع نیز واقعیت‌هایی در درون حس می‌شود. پیام‌هایی بین نیروهای متعارضی که تا دیروز با هم درگیر بودند رد و بدل می‌شود و به نظر می‌رسد به فصل مشترکی رسیده‌ایم؛ اینکه حول محور «ایران» و «ملت ایران» حس مشترکی در حال شکل‌گیری است؛ دفاع از این سرزمین، تأمین منافع مردم، صیانت از خون و زندگی و امید آنان.

وی اظهار کرد: اگر این مبنا قرار گیرد، بنده امیدوارانه حس می‌کنم که می‌توانیم بر بحران‌ها فائق آییم، از مشکلات عبور کنیم، از برخی خط قرمزهایی که گمان می‌کردیم غیرقابل عبور است عبور کنیم، امید خلق کنیم، دست دشمن متجاوز را قطع کنیم و اعتمادبه‌نفس ملی ایجاد کنیم. در چنین شرایطی، از بن‌بست خارج می‌شویم و می‌توانیم مصالح خود را متناسب با زمان بازتعریف کنیم.

عطریانفر گفت: اما تحقق این امر مرهون آن است که «ایران» فصل مشترک همه دولتمردان و سیاستمداران باشد؛ چه آنان که در داخل‌اند و چه آنان که در خارج‌اند. باید از آرمان‌گرایی‌های دور از دسترس خارج شویم. سیاست‌ورزی باید روی زمین صورت گیرد.

او افزود: هیچ‌گاه نمی‌توان توقع داشت همه مانند هم بیندیشند. دیدگاه‌ها متنوع است و این طبیعی است. اما نهادهایی در نظام سیاسی و حقوقی کشور وجود دارند که نباید تابع دیدگاه‌های متحول احزاب باشند. این‌ها نهادهای مرجع‌اند؛ در بزنگاه‌ها داوری می‌کنند و باید عادلانه و بی‌طرفانه عمل کنند.

عطریان‌فر اشاره کرد: در رأس آن‌ها رهبری قرار دارد؛ متعلق به همه است، نه یک جریان خاص. شورای نگهبان، مجلس به‌ماهو مجلس، قوه قضائیه، تریبون‌های رسمی، نهادهای امنیتی و دولت نیز در زمره این نهادها هستند. این‌ها باید فقط ملی فکر کنند و از هرگونه شائبه فاصله بگیرند. رأی عادلانه این نهادها کلید عبور از بن‌بست‌هاست.

او در بخش دیگری اظهار داشت: هیچ‌کس از خشونت حمایت نمی‌کند؛ اما باید پیش‌زمینه‌های خشونت را دید. بخشی از خشونت‌ها ناشی از ترک فعل‌های حاکمیت است. قانون اساسی ظرفیت‌های گسترده‌ای برای حقوق ملت دارد که به آن‌ها عمل نشده است. همین ترک فعل‌ها مردم را عصبانی می‌کند.

عطریانفر بیان کرد: حق اعتراض در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. حتی مقام معظم رهبری نیز تصریح کرده‌اند که اعتراض حق مردم است. سؤال این است: آیا بستر قانونی برای این اعتراض فراهم شده است؟ آیا مجوزها بی‌دلیل رد نمی‌شود؟ میان اختیار و تکلیف تلازم منطقی وجود دارد؛ کسی که اختیار دارد، مکلف نیز هست.

این فعال سیاسی اشاره کرد: در ماجرای بازداشت‌ها نیز باید شفافیت وجود داشته باشد؛ اگر دلیلی نیست، باید سریع آزاد و اعاده حیثیت شود. در غیر این صورت بی‌اعتمادی ایجاد می‌شود.

عطریانفر گفت: ریشه اصلی اختلاف نگاه در فلسفه حاکمیت نسبت به مردم است. یک نظریه می‌گوید مردم ولی‌نعمت‌اند و نظام برگزیده آنان است؛ نظریه دیگر مردم را تشریفاتی می‌بیند. نظریه دوم شکست‌خورده است. اگر مردم در جایگاه واقعی خود بنشینند، بهترین پشتیبان نظام خواهند بود؛ همان‌گونه که در جنگ هشت‌ساله چنین بود.

عطریان‌فر در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز با وجود توانمندی‌های نظامی و امنیتی، دغدغه بی‌اعتمادی وجود دارد. این ناشی از لاغر شدن اعتماد ملی است. مردم نجیب‌اند، اما نجابت دلیل بر رضایت نیست.

او همچنین گفت: نمی‌توان از رئیس‌جمهور بیش از اختیاراتش توقع داشت. در موضوع فیلترینگ، نهاد تصمیم‌گیر خارج از اراده مستقیم اوست. در موضوع حجاب نیز قانونی وضع شد که با عرف جامعه سازگار نبود. قانونی که از عرف تبعیت نکند، شکست‌خورده است. قانون باید فراگیری و رضایت اکثریت نسبی داشته باشد.

عطریان‌فر تصریح کرد: در انتخابات نیز ایشان وعده‌های غیرواقعی نداد؛ گفت قانون را اجرا می‌کنم و در چارچوب اختیارات عمل می‌کنم. این را باید منصفانه دید.

اگر ترک فعل‌ها ادامه یابد، بی‌توجهی به حقوق مردم تداوم یابد، پاسخگویی وجود نداشته باشد، سکوت مردم به معنای رضایت نیست؛ ممکن است روزی به انفجار اجتماعی بینجامد. حاکمان باید از روزی بترسند که ملت درون آنان را بفهمد.

وی در پایان هشدار داد: مردم ولی‌نعمت‌اند؛ مالیات می‌دهند، قانون را رعایت می‌کنند، سرباز می‌دهند، منابع خود را در اختیار حاکمیت می‌گذارند. حق آنان پاسخگویی، احترام و شنیده شدن است.