به گفته او، برای درک تصویر کلان باید به مؤلفههای دیگری همچون توسعه توافق ابراهیم، روابط اسرائیل با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، و نگاه راهبردی این رژیم به منطقه نیز توجه کرد.
براتی توضیح داد که یکی از جاهطلبیهای اصلی اسرائیل در سالهای اخیر، گسترش روند عادیسازی روابط با کشورهای عربی و اسلامی در قالب توافق ابراهیم بوده است. از نگاه تلآویو، منطقه خاورمیانه و بهویژه خلیج فارس باید در چارچوب این توافقات بازتعریف شود و بسیاری از اقدامات نظامی و سیاسی اسرائیل نیز در راستای کاهش موانع پیش روی این پروژه انجام میشود. او گفت اسرائیل تضعیف ایران و محور مقاومت را نیز در همین چارچوب دنبال میکند و تلاش دارد با محدود کردن نقش بازیگران مخالف خود، زمینه را برای تثبیت نظم منطقهای مطلوبش فراهم کند.
وی با اشاره به اینکه در تحلیل سیاستهای اسرائیل ابتدا باید برداشت هیئت حاکمه این رژیم از تحولات منطقه را شناخت، افزود که پس از آن باید سنجید آیا اسرائیل از نظر نظامی و سیاسی توان تحقق اهداف خود را دارد یا خیر. به گفته او، پروندههایی نظیر خلع سلاح حزبالله لبنان پروژههایی بسیار پیچیده و زمانبر هستند، اما اسرائیل آنها را در دستور کار قرار داده و برای پیشبردشان تحت فشار زمانی قرار دارد.
براتی تأکید کرد که در حال حاضر دو عامل اصلی بر سیاست منطقهای اسرائیل اثر میگذارند: نخست انتخابات سراسری اسرائیل و دوم توسعه توافق ابراهیم. به گفته او، محور مقاومت مهمترین مانع در مسیر گسترش این توافقات تلقی میشود و اسرائیل از زمان هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون تلاش کرده این محور را تضعیف کند. هرچند این تلاشها در برخی حوزهها موفق بوده، اما بخشی از این موفقیتها موقتی است و امکان بازسازی توان بازیگران مقاومت وجود دارد.
او در ادامه میان توافق ابراهیم و ایده موسوم به «اسرائیل بزرگ» تفکیک قائل شد و گفت توافق ابراهیم با هدف عادیسازی روابط با کشورهای عربی و اسلامی دنبال میشود، در حالی که ایده اسرائیل بزرگ به توسعهطلبی سرزمینی مربوط است. به اعتقاد او، تحقق چنین ایدهای فراتر از توان کنونی اسرائیل است، اما توسعه توافق ابراهیم روندی واقعی و در حال پیشرفت است. براتی افزود که مذاکرات با کشورهایی مانند عربستان سعودی ادامه دارد و روابط با امارات متحده عربی نیز به سرعت در حال گسترش است.
وی نقش ایالات متحده را در این روند بسیار تعیینکننده دانست و توضیح داد که در دوره دولت جو بایدن، واشنگتن در موضوعاتی مانند برنامه هستهای غیرنظامی عربستان، فروش جنگندههای اف-۳۵ و ارائه تضمینهای دفاعی، امتیازاتی را برای تشویق ریاض به عادیسازی روابط با اسرائیل مطرح کرده بود. با این حال، با روی کار آمدن دونالد ترامپ، رویکرد آمریکا در این حوزه تغییر کرده و سرعت این روند کاهش یافته است.
براتی درباره تفاوت نگاه اسرائیل به ایران و لبنان نیز گفت که لبنان به دلیل هممرزی با اسرائیل از حساسیت بسیار بیشتری برخوردار است. به گفته او، جامعه و ساختار امنیتی اسرائیل نسبت به تهدیداتی که از کشورهای همسایه ناشی میشود حساسیت ویژهای دارند و به همین دلیل، پرونده لبنان و سوریه برای تلآویو اهمیت مضاعفی دارد. او افزود نظرسنجیها در اسرائیل نشان میدهد که حساسیت افکار عمومی نسبت به جبهه شمالی، یعنی لبنان، حتی از جنگ با ایران نیز بیشتر است.
وی با اشاره به اهمیت افکار عمومی در اسرائیل توضیح داد که این کشور جامعهای کوچک و متکی بر مشارکت عمومی در حوزه امنیت است و به همین دلیل، دولتها ناگزیرند حمایت اجتماعی لازم را برای سیاستهای خود به دست آورند. به گفته او، هنگامی که حمایت عمومی از یک سیاست به حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد میرسد، دولتها برای اجرای آن انگیزه بیشتری پیدا میکنند و اگر این حمایت به زیر ۴۰ درصد کاهش یابد، احتمال عقبنشینی سیاسی افزایش مییابد.
براتی در ارزیابی از جنگ اخیر با ایران گفت که در آغاز جنگ، بخش قابل توجهی از جامعه اسرائیل تصور میکرد این درگیری میتواند به فروپاشی جمهوری اسلامی، نابودی برنامه هستهای ایران و از بین رفتن توان موشکی کشور منجر شود. اما با پایان جنگ، نظرسنجیها نشان داد که این خوشبینی به شدت کاهش یافته و افکار عمومی اسرائیل به این نتیجه رسیده است که اهداف مورد نظر محقق نشدهاند. با این حال، به گفته او، بخش بزرگی از جامعه اسرائیل همچنان معتقد است که جنگ با ایران باید در آینده از سر گرفته شود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به انتخابات آینده اسرائیل پرداخت و گفت این انتخابات حداکثر تا ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد. به گفته او، بنیامین نتانیاهو امیدوار بود جنگ با ایران بتواند موقعیت سیاسیاش را تقویت کند، اما تاکنون نتوانسته اکثریت لازم برای تشکیل دولت را در نظرسنجیها به دست آورد. براتی توضیح داد که ائتلاف نتانیاهو در بهترین حالت حدود ۵۰ تا ۵۴ کرسی کسب میکند، در حالی که برای تشکیل کابینه به ۶۱ کرسی نیاز است.
او تأکید کرد که همین وضعیت موجب میشود نتانیاهو همچنان به ماجراجویی خارجی به عنوان ابزاری برای تقویت جایگاه سیاسی خود نگاه کند. به اعتقاد براتی، تمایل هیئت حاکمه اسرائیل برای آغاز دوباره جنگ با ایران همچنان بالاست، زیرا این رژیم به اهداف اعلامی خود دست نیافته و تصور میکند فشار نظامی بیشتر میتواند ایران را به امتیازدهی در مذاکرات وادار کند. البته او یادآور شد که متقاعد کردن ترامپ برای ورود به جنگی جدید کار آسانی نخواهد بود، هرچند غیرممکن هم نیست.
براتی در ادامه درباره نقش امارات متحده عربی گفت که ابوظبی سالهاست تصمیم راهبردی خود را برای همکاری نزدیک با اسرائیل اتخاذ کرده است. به گفته او، بخشی از نخبگان حاکم در امارات، اسرائیل را الگوی توسعه و نظم منطقهای میدانند و تلاش میکنند کشورشان را به یکی از شرکای اصلی تلآویو در خلیج فارس تبدیل کنند. او هشدار داد که ایران باید ضمن حفظ بازدارندگی خود، از اتخاذ سیاستهایی پرهیز کند که موجب شود امارات به پایگاهی دائمی برای نفوذ اسرائیل در جنوب ایران تبدیل شود.
وی در پایان درباره راهبرد پیشنهادی برای ایران گفت که منطقه خاورمیانه به تدریج تحت تأثیر توافق ابراهیم قرار خواهد گرفت و ایران ناگزیر است سیاست خود را با این واقعیت جدید تطبیق دهد. به اعتقاد او، تهران ممکن است به سمت رویکردی حرکت کند که در آن، بدون به رسمیت شناختن اسرائیل، سطح تقابل را مدیریت کرده و از تشدید غیرضروری تنشها جلوگیری کند. براتی تأکید کرد حتی اگر در آینده سطح تنش میان ایران و اسرائیل کاهش یابد، رقابت راهبردی میان دو طرف همچنان ادامه خواهد داشت؛ همانگونه که رقابت ایران با بازیگرانی مانند عربستان سعودی و ترکیه نیز بخشی از واقعیت پایدار منطقه است.