ابراهیم متقی، استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» گفت: ایالات متحده از نخستین سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نه می‌خواست و نه می‌توانست کشوری انقلابی با ظرفیت الهام‌بخشی منطقه‌ای را بپذیرد. سیاست ایران بر پایه مقاومت و گسترش جبهه مقاومت شکل گرفته بود؛ رویکردی که در نقطه مقابل سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا و متحدانش قرار داشت.

به گفته متقی، حتی پس از توافق برجام در سال ۲۰۱۵ نیز ایران در اسناد امنیت ملی آمریکا همچنان «اصلی‌ترین تهدید امنیت ملی» معرفی می‌شد. او همچنین تأکید کرد که برجام هیچ‌گاه به‌طور کامل از سوی آمریکا اجرا نشد؛ زیرا ایران تعهدات خود را به‌صورت فوری انجام داد، اما آمریکا که باید به‌صورت مرحله‌ای به تعهداتش عمل می‌کرد، از اجرای آن خودداری کرد.

وی با اشاره به دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ گفت: «ترامپ از ابتدا رویکرد تقابل با ایران را دنبال می‌کرد، اما در آن مقطع دیپ‌استیت، کنگره و حتی بخشی از کابینه آمریکا با جنگ مستقیم موافق نبودند. آمریکا در آن زمان به دنبال ایجاد برتری فناورانه، به‌ویژه در حوزه هوش مصنوعی و جنگ شبکه‌ای بود تا در صورت درگیری، پیروزی خود را قطعی کند.»

متقی معتقد است پس از تضعیف توان منطقه‌ای ایران در دوره بایدن و تغییر موازنه قدرت، زمینه برای جنگ فراهم شد. او گفت: «وقتی موازنه قدرت تغییر کند، احتمال وقوع جنگ افزایش می‌یابد. متأسفانه پس از جنگ ۱۲ روزه، از تجربه آن درس نگرفتیم و الگوی غافلگیری در جنگ ۴۰ روزه تقریباً همان الگوی قبلی بود.»

او درباره عملکرد سیاست خارجی ایران نیز اظهار داشت: «وزارت امور خارجه در دولت‌های روحانی، رئیسی و پزشکیان تلاش خود را برای پیشبرد دیپلماسی انجام داد، اما در تعامل میان دیپلماسی و میدان، هیچ‌گاه به بازتعریف معادله قدرت نرسید.»

متقی مذاکرات پیش از جنگ را مصداق «دیپلماسی فریب» دانست و گفت: «در آن مقطع دیگر برای توافق دیر شده بود؛ زیرا ترامپ با هدف تغییر موازنه منطقه‌ای از طریق اقدام نظامی وارد میدان شده بود.»

او همچنین تأکید کرد که از نگاهش، اگر ایران غنی‌سازی صفر را هم می‌پذیرفت، مطالبات آمریکا پایان نمی‌یافت. به اعتقاد وی، «منطق قدرت‌های بزرگ، کسب امتیازات بیشتر است و هر عقب‌نشینی، اشتهای طرف مقابل را افزایش می‌دهد.»

متقی با وجود انتقاد از رفتار آمریکا، خود را حامی دیپلماسی معرفی کرد و گفت: «هزینه‌های دیپلماسی بسیار کمتر از جنگ است، اما دیپلماسی زمانی نتیجه می‌دهد که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند باشد. در غیر این صورت، دیپلماسی آمریکا یا از جنس اجبار است یا فریب.»

او درباره یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا نیز گفت: «این تفاهم برای ایران دستاوردهای مهمی، از جمله آزادسازی منابع مالی و کاهش محدودیت‌های فروش نفت، به همراه داشت و از این جهت باید از تلاش دیپلماتیک صورت‌گرفته تقدیر کرد.»

با این حال، متقی معتقد است اگر اختلافی درباره اجرای تفاهم ایجاد می‌شد، ایران باید آن را از مسیرهای دیپلماتیک و حقوقی پیگیری می‌کرد و از ورود به «دام آتش‌بیاری معرکه» پرهیز می‌کرد. به گفته او، «انعطاف‌پذیری به معنای عقب‌نشینی نیست، بلکه بخشی از معادله قدرت است.»

وی در بخش دیگری از سخنانش هشدار داد که تبدیل مسائل راهبردی و امنیتی به موضوعی برای رقابت‌های سیاسی و اجتماعی، می‌تواند به کاهش قدرت ملی منجر شود. او تأکید کرد تصمیم‌گیری درباره سیاست خارجی باید در چارچوب نهادهای مسئول و ساختارهای رسمی کشور انجام شود.

متقی همچنین نسبت به فرسایشی شدن روند «جنگ، مذاکره، آتش‌بس و بازگشت به جنگ» هشدار داد و گفت: «استراتژی آمریکا، فرسایش تدریجی ایران است. بنابراین باید از بازتولید چرخه فرسایش جلوگیری کرد و با حفظ قدرت بازدارندگی، از ظرفیت دیپلماسی برای تثبیت منافع ملی بهره گرفت.»

او راهبرد مطلوب را بر سه پایه «قدرت»، «دیپلماسی» و «انعطاف‌پذیری» استوار دانست و افزود: «بدون قدرت، هیچ توافقی پایدار نمی‌ماند و بدون دیپلماسی نیز هزینه‌های کشور افزایش خواهد یافت.»

در بخش پایانی این گفت‌وگو، متقی درباره روابط ایران و کشورهای عربی گفت: «ایران و کشورهای منطقه ناگزیر به همزیستی هستند، اما سیاست‌های برخی دولت‌های عربی طی دهه‌های گذشته، از جمله همکاری امنیتی با آمریکا و اسرائیل، زمینه‌ساز بی‌اعتمادی شده است. با این حال، پس از پایان درگیری‌ها، دیپلماسی منطقه‌ای می‌تواند مسیر جدیدی را در روابط ایجاد کند.»

او در پایان، دستیابی به یک توافق جامع میان ایران و آمریکا را «اجتناب‌ناپذیر اما زمان‌بر» توصیف کرد و گفت: «جنگ و توافق، دو مرحله از یک فرایند هستند و رسیدن به توافق جامع، مستلزم تغییر موازنه قدرت و تغییر جهت‌گیری بازیگران خواهد بود.