چرا بازارها به افزایش نرخ بهره واکنش نشان ندادند؟
افزایش نرخ بهره فدرال رزرو معمولاً خبر خوبی برای بازار سهام و طلا نیست؛ اما واکنش بازارها به آخرین تصمیم بانک مرکزی آمریکا نشان داد که افزایش نرخ بهره، زمانی که از قبل در قیمتها لحاظ شده باشد، لزوماً به یک شوک پایدار تبدیل نمیشود.
فدرال رزرو نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و نرخ سیاستی را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند. در دقایق ابتدایی، واکنش بازارها قابل انتظار بود: طلا افت کرد، شاخص S&P 500 حدود ۱.۴ درصد پایین آمد و بازدهی اوراق کوتاهمدت افزایش یافت. اما این واکنش خیلی زود تعدیل شد و سهام و طلا بخش قابلتوجهی از افت خود را جبران کردند.
بخشی از توضیح به انتظارات قبلی بازار برمیگردد. از زمان سخنرانیهای هاوکیش کوین وارش در جکسونهول، سرمایهگذاران خود را برای سیاست پولی سختگیرانهتر آماده کرده بودند. بنابراین افزایش ۲۵ واحد پایهای، هرچند مهم، دیگر یک غافلگیری کامل نبود.
پیشبینیهای جدید فدرال رزرو نیز نشان میدهد نرخ بهره در پایان ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ میتواند در محدوده ۴.۱ درصد باقی بماند. با این حال، بازار سهام فعلاً این نرخهای بالاتر را معادل رکود اقتصادی نمیداند. خوشبینی نسبت به مصرف، سودآوری شرکتها و بهویژه سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، همچنان یکی از عوامل حمایتکننده بازار است.
در مقابل، بازار اوراق فشار بیشتری را تجربه کرده است؛ زیرا معاملهگران همچنان احتمال تداوم نرخهای بالا را جدی میگیرند.
در واقع، بازار بیتفاوت نیست؛ بلکه فعلاً نرخ بهره بالاتر را قابلتحمل میداند.
بودجه ایران چقدر در برابر شوکهای ناگهانی تابآور است؟
در شرایط جنگ، تنشهای ژئوپلیتیک و نااطمینانیهای شدید، بودجه دولت همزمان از دو طرف تحت فشار قرار میگیرد؛ از یک سو هزینههای دفاعی، امنیتی، امدادی و حمایتی افزایش پیدا میکند و از سوی دیگر، ممکن است بخشی از درآمدهای دولت، بهویژه درآمدهای نفتی و تجاری، با اختلال مواجه شود.
اما مسئله فقط یک کسری بودجه موقت نیست. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد وقتی منابع و مصارف بودجه از تعادل خارج میشوند، یکی از نخستین بخشهایی که تحت فشار قرار میگیرد، اعتبارات عمرانی و سرمایهگذاریهای زیرساختی است؛ تصمیمی که شاید در کوتاهمدت به مدیریت هزینهها کمک کند، اما میتواند هزینههای بلندمدتی برای رشد اقتصادی ایجاد کند.
حالا یک گزارش پژوهشی، تابآوری بودجه ایران را در برابر سه وضعیت متفاوت بررسی کرده است؛ از کاهش تنش و توافق گرفته تا تداوم شوکها و حتی جنگ گسترده.
سؤال اصلی اینجاست: آیا ساختار بودجه ایران برای مواجهه با چنین شوکهایی طراحی شده است؟ و اگر دوباره یک شوک بزرگ به درآمدها و هزینههای دولت وارد شود، بودجه چگونه میتواند بدون تشدید ناترازی و قربانی کردن سرمایهگذاریهای توسعهای، از این شرایط عبور کند؟
چالش قدیمی معادن، نسخه جدید گرفت؛ نوسازی زیر فشار تعرفه
ماشینآلات معدنی به یکی از گلوگاههای اصلی توسعه و نوسازی معادن ایران تبدیل شدهاند؛ تجهیزاتی که فرسودگی آنها نهتنها هزینه استخراج را بالا میبرد، بلکه میتواند بهرهوری و توان رقابت معادن کشور را هم تحت تأثیر قرار دهد.
در شرایطی که بخش مهمی از ماشینآلات موردنیاز معادن از خارج تأمین میشود، فعالان این صنعت همچنان با محدودیتهای واردات، تعرفهها و دشواریهای تأمین ارز مواجهاند. نتیجه این وضعیت، کند شدن روند نوسازی ناوگان معدنی و افزایش فشار بر معادنی است که برای ادامه فعالیت به تجهیزات جدید و کارآمد نیاز دارند.
مسئله فقط واردات چند دستگاه نیست. صنعت معدن جهان با سرعت به سمت ماشینآلات هوشمند، اتوماسیون، پایش دیجیتال و فناوریهایی حرکت میکند که میتوانند مصرف انرژی و هزینه تولید را کاهش دهند و ایمنی عملیات را افزایش دهند. اگر دسترسی معادن ایران به این فناوریها محدود بماند، شکاف میان بهرهوری معادن داخلی و استانداردهای جهانی میتواند عمیقتر شود.
به این ترتیب، سیاستهای تعرفهای و محدودیتهای وارداتی، از یک مسئله تجاری فراتر رفته و به مسئلهای برای آینده تولید معدنی کشور تبدیل شدهاند؛ جایی که نوسازی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه پیششرط حفظ توان رقابتی معادن است.
چرا خودروسازهای آمریکایی به تولید سلاح روی آوردهاند؟
جنگ فقط مهمات را مصرف نمیکند؛ ظرفیت تولید هم بخشی از میدان نبرد است. ادامه جنگ در خاورمیانه و جنگ اوکراین، فشار قابلتوجهی بر ذخایر تسلیحات پیشرفته آمریکا وارد کرده است؛ از رهگیرهای پاتریوت و تاد گرفته تا موشکهای تاماهاک. گزارشهایی که از تأخیر چندساله در تحویل برخی سفارشهای تسلیحاتی به کشورهای اروپایی، ژاپن و عربستان منتشر شده، نشان میدهد مسئله فقط میزان ذخایر موجود نیست؛ توان بازسازی این ذخایر هم به یک چالش تبدیل شده است.
بر اساس برآوردهایی که در گزارش بلومبرگ به آنها اشاره شده، بخش بزرگی از برخی انواع موشکهای پاتریوت و تاد و همچنین تاماهاکها در درگیری با ایران مصرف شدهاند. دفتر بودجه کنگره آمریکا نیز از مصرف بخش قابلتوجهی از ذخایر رهگیرهای دفاع موشکی و هزینه دهها میلیارد دلاری جنگ با ایران خبر داده است.
اما افزایش تولید تسلیحات پیشرفته به سادگیِ افزایش بودجه نیست. ساخت یک رهگیر پاتریوت به زنجیرهای از تأمینکنندگان، تجهیزات تخصصی و ظرفیت صنعتی نیاز دارد و ایجاد این ظرفیتها زمانبر است.
به همین دلیل، آمریکا به سراغ ظرفیتهای صنایع غیرنظامی هم رفته است. همکاری لاکهید مارتین با جنرال موتورز برای تولید برخی قطعات پاتریوت، نمونهای از تلاش برای تبدیل ظرفیت صنعتی موجود به ظرفیت دفاعی است.
حالا پرسش بزرگتر مطرح است: اگر بحرانهای همزمان ادامه پیدا کنند و پای یک درگیری احتمالی در شرق آسیا هم به میان بیاید، آیا صنعت دفاعی آمریکا میتواند همزمان با سرعت مصرف مهمات، ذخایر خود را بازسازی کند؟
دورنما؛ هفتهنامه تخصصی بازارهای ایران و جهان
بازارها همیشه پیش از آنکه اتفاقی رخ دهد، نشانههایی از آینده را نشان میدهند؛ اما خواندن این نشانهها در اقتصادی که سیاست، جنگ، تورم و تصمیمهای جهانی همزمان بر قیمتها اثر میگذارند، ساده نیست.
«دورنما» با همین نگاه شکل گرفته است؛ مجله موبایلی هفتگی گروه رسانهای دنیای اقتصاد که با همکاری اکوایران و مرکز داده و تحلیل دنیای اقتصاد، مجموعهای از تحلیلها، دادهها و روایتهای بازار را کنار هم قرار میدهد تا تصویری روشنتر از هفته پیشرو ارائه کند.
در نخستین شماره، سراغ یک سؤال کلیدی رفتهایم: مدیران سرمایهگذاری، آینده را چگونه میبینند؟
پیشبینی ۱۹ فعال سرشناس اقتصاد ایران از مسیر بازارهای مالی، در کنار بررسی چشمانداز دلار و بورس، مسکن، نفت و طلا، کامودیتیها، فلزات پایه و رمزارزها.
از سوی دیگر، پرونده ویژه خرید قسطی طلا، محرکهای هفته، مومنتوم بازار، تقویم اقتصادی و ریسکهای پیشروی اقتصاد، بخشهای دیگری از این شمارهاند.
دورنما؛ برای کسانی که میخواهند قبل از رسیدن هفته بعد، آن را بهتر ببینند.