بازار طلا در هفتههای اخیر عقبنشینی کرده و قیمت هر اونس حتی به محدوده ۳۹۰۰ دلار رسیده است؛ اما آیا این افت به معنای کاهش تقاضای جهانی است؟ تازهترین گزارش شورای جهانی طلا تصویری متفاوت ارائه میدهد: در حالی که خرید جواهرات و شمش و سکه کاهش یافته، بانکهای مرکزی و صندوقهای سرمایهگذاری همچنان از خریداران اصلی طلا هستند. بررسی میکنیم این دوگانگی چه معنایی برای آینده بازار دارد.
اما پرونده روز امروز به یکی از مهمترین رویدادهای سیاسی جهان اختصاص دارد: انتخابات میاندورهای آمریکا. رأیدهندگان آمریکایی در شرایطی به پای صندوقها میروند که تورم و هزینه زندگی، مهاجرت، خدمات درمانی، آینده دموکراسی، هوش مصنوعی و جنگ ایران به موضوعات اصلی رقابت تبدیل شدهاند. در این پرونده بررسی میکنیم چه عواملی نتیجه انتخابات را شکل میدهند، آیا جمهوریخواهان کنترل کنگره را از دست میدهند و پیروزی احتمالی دموکراتها تا چه اندازه میتواند اختیارات دونالد ترامپ را محدود کند.
در ادامه، به پیامدهای مقررات سبز اروپا برای تأمین قراضه فولاد در مصر و مراکش میپردازیم؛ و در بخش پایانی، به مناسبت زادروز آمارتیا سن، اندیشههای اقتصاددانی را مرور میکنیم که توسعه را فراتر از رشد اقتصادی و در پیوند با آزادی، عدالت و فرصتهای انسانی تعریف کرد.
با «تیتر یک» سهشنبه 12 آبان 1405 همراه باشید
آیا تقاضای جهانی هنوز پشت بازار طلا ایستاده است؟
قیمت طلا در هفتههای اخیر تحت فشار قرار گرفته و حتی به محدوده ۳۹۰۰ دلار در هر اونس عقبنشینی کرده است. اما گزارش فصل سوم ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا نشان میدهد که افت قیمت لزوماً به معنای تضعیف همهجانبه تقاضا نیست. در واقع، بازار طلا با دو تصویر متفاوت از رفتار خریداران روبهروست.
از یک سو، تقاضای مصرفی تحت فشار قیمتهای بالا قرار گرفته است. خرید جواهرات در فصل سوم ۱۷ درصد و تقاضای شمش و سکه ۱۹ درصد کاهش یافته است. از سوی دیگر، بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران مالی همچنان به خرید طلا ادامه میدهند.
بانکهای مرکزی در این فصل خالصاً ۳۲۱ تن به ذخایر طلای خود اضافه کردهاند؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۲ درصد افزایش دارد. همچنین صندوقهای قابل معامله طلا با ورود ۲۱۱ تن سرمایه مواجه شدهاند و موجودی طلای آنها به رکورد تازهای رسیده است.
با وجود کاهش یکدرصدی حجم تقاضای جهانی در فصل سوم، ارزش تقاضا در ۹ ماه نخست سال به رکورد ۵۶۶ میلیارد دلار رسیده است؛ تفاوتی که اثر افزایش قیمت طلا بر ارزش معاملات را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، آینده بازار طلا بیش از گذشته به رفتار سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی وابسته است. با این حال، تداوم خرید این گروهها به معنای تضمین قیمتهای بالا نیست؛ چراکه نرخ بهره، ارزش دلار و تحولات بازارهای مالی همچنان میتوانند مسیر طلا را تغییر دهند.
چه موضوعاتی سرنوشت انتخابات میاندورهای آمریکا را رقم میزنند؟
انتخابات میاندورهای آمریکا در سال ۲۰۲۶، فراتر از رقابت معمول جمهوریخواهان و دموکراتها، به آزمونی برای سنجش عملکرد دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است. رأیدهندگان آمریکایی در شرایطی پای صندوقهای رأی میروند که مجموعهای از مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر تصمیم آنها سایه انداخته است.
در صدر این دغدغهها، اقتصاد و هزینههای زندگی قرار دارد. افزایش قیمت سوخت، مسکن و خدمات درمانی، توانایی مالی خانوارها را به یکی از مهمترین موضوعات کارزارهای انتخاباتی تبدیل کرده است. اما چالشهای ترامپ به اقتصاد محدود نمیشود. نگرانی درباره فساد دولتی، آینده دموکراسی و نحوه استفاده رئیسجمهور از اختیارات اجرایی نیز به موضوعاتی تعیینکننده تبدیل شدهاند.
در کنار این مسائل، مهاجرت و امنیت مرزی همچنان از محورهای اصلی اختلاف دو حزب هستند. هزینههای مراقبتهای بهداشتی و آینده تأمین اجتماعی نیز بهویژه برای رأیدهندگان مسنتر اهمیت دارد. از سوی دیگر، گسترش هوش مصنوعی و مراکز داده، موضوع تازهای را وارد رقابتهای انتخاباتی کرده است؛ موضوعی که نگرانی درباره اشتغال، مصرف انرژی و محیط زیست را به اختلافات سیاسی پیوند میزند.
اما دو مسئله دیگر نیز میتوانند معادلات انتخابات را تغییر دهند: جنگ آمریکا علیه ایران و اختلافات فزاینده بر سر حمایت واشنگتن از اسرائیل. این دو موضوع، علاوه بر پیامدهای اقتصادی و امنیتی، شکافهایی را درون هر دو حزب آشکار کردهاند.
در چنین شرایطی، انتخابات میاندورهای فقط درباره ترکیب آینده کنگره نیست؛ بلکه سنجشی از میزان رضایت آمریکاییها از مسیر حرکت کشور در دوران ترامپ است
آیا ترامپ کنگره را از دست میدهد؟
انتخابات سوم نوامبر آمریکا فقط رقابت بر سر چند کرسی در کنگره نیست؛ این انتخابات میتواند موازنه قدرت در واشنگتن را تغییر دهد و مسیر دو سال آینده دولت دونالد ترامپ را تحت تأثیر قرار دهد.
در این انتخابات، تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از ۱۰۰ کرسی سنا به رأی گذاشته میشوند. جمهوریخواهان در حال حاضر کنترل هر دو مجلس را در اختیار دارند؛ اما نشانههای سیاسی و برآوردهای انتخاباتی از احتمال پیشروی دموکراتها حکایت میکند.
در سنا، دموکراتها برای رسیدن به اکثریت باید چهار کرسی دیگر به دست بیاورند. در مجلس نمایندگان نیز رقابت بر سر تعداد محدودی از کرسیهای نزدیک میتواند نتیجه نهایی را تعیین کند. به همین دلیل، برخلاف تصور رایج درباره یک موج انتخاباتی فراگیر، سرنوشت کنگره ممکن است به چند رقابت محدود گره بخورد.
این بار رأیدهندگان فقط درباره گرایش حزبی خود تصمیم نمیگیرند. هزینه زندگی، تورم، مهاجرت، خدمات درمانی و تعرفههای تجاری در کنار پیامدهای جنگ ایران، به موضوعات اصلی کارزارها تبدیل شدهاند. حتی پرونده اپستین و گسترش مراکز داده هوش مصنوعی هم به بحثهای انتخاباتی راه پیدا کردهاند.
نتیجه این انتخابات برای ترامپ اهمیت ویژهای دارد. از دست دادن اکثریت در یکی از دو مجلس میتواند پیشبرد برنامههای دولت را دشوارتر کند و قدرت نظارتی مخالفان را افزایش دهد.
در قرن بیستویکم، کنترل کنگره بارها میان دو حزب جابهجا شده است. آیا انتخابات ۲۰۲۶ هم فصل تازهای از این جابهجایی را رقم میزند؟
آیا پیروزی دموکراتها میتواند قدرت ترامپ را محدود کند؟
پیروزی احتمالی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند موازنه قدرت در واشنگتن را تغییر دهد؛ اما آیا این اتفاق به معنای محدود شدن جدی اختیارات دونالد ترامپ خواهد بود؟
اگر دموکراتها بتوانند اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورند، امکان مسدود کردن طرحهای جمهوریخواهان، نظارت بر عملکرد دولت و آغاز تحقیقات درباره فعالیتهای مالی ترامپ و نزدیکانش را خواهند داشت. در صورت تصاحب سنا نیز میتوانند در تأیید انتصابات رئیسجمهور نقش بازدارنده ایفا کنند.
با این حال، کنترل کنگره به معنای در اختیار گرفتن قدرت اجرایی نیست. ترامپ همچنان از اختیارات گستردهای در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای نظامی برخوردار است و حتی میتواند مصوبات کنگره را وتو کند. در مقابل، بودجه دولت و افزایش سقف بدهی از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند به اهرم فشار دموکراتها علیه کاخ سفید تبدیل شوند.
اما اهمیت این انتخابات فقط به تقابل کنگره و کاخ سفید محدود نمیشود. نتیجه رقابتها میتواند آینده دو حزب اصلی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ از رقابت جناح مترقی و میانهرو در حزب دموکرات تا تعیین سرنوشت جریان ماگا در حزب جمهوریخواه.
به این ترتیب، انتخابات میاندورهای نهفقط آزمونی برای ترامپ، بلکه نقطه عطفی در آینده آرایش سیاسی آمریکا خواهد بود.
مقررات سبز اروپا؛ محدودیت تازه برای تأمین قراضه فولاد شمال آفریقا
بازنگری مقررات زیستمحیطی اتحادیه اروپا میتواند زنجیره تأمین مواد اولیه فولاد در شمال آفریقا را با تغییراتی جدی روبهرو کند. مصر و مراکش که در سالهای اخیر به مقاصد مهم صادرات قراضه فولادی اروپا تبدیل شدهاند، در پیشنویس فهرست کشورهای مجاز برای واردات برخی پسماندهای غیرخطرناک قرار نگرفتهاند.
اهمیت این تصمیم زمانی روشن میشود که بدانیم واردات قراضه فولادی مصر از اتحادیه اروپا در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به حدود ۲.۱۲ میلیون تن رسیده است؛ رشدی نزدیک به ۶۰ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل. واردات مراکش نیز با رشد حدود ۴۵ درصدی، از یک میلیون تن عبور کرده است.
مقررات جدید قرار است از ۲۱ مه ۲۰۲۷ اجرایی شود. در صورت نهایی شدن محدودیتها، فولادسازان این دو کشور باید به دنبال منابع جایگزین تأمین قراضه باشند؛ از آمریکا و بریتانیا گرفته تا افزایش استفاده از آهن اسفنجی.
این تغییر فقط به معنای دشوارتر شدن واردات برای شمال آفریقا نیست. محدود شدن دسترسی به قراضه اروپایی میتواند مسیرهای تجارت جهانی این ماده اولیه را تغییر دهد و رقابت میان خریداران در بازارهای جایگزین را تشدید کند.
به این ترتیب، سیاستهای سبز اروپا ممکن است پیامدهایی فراتر از مرزهای این اتحادیه داشته باشد و به عاملی تازه در تعیین هزینه تولید و رقابتپذیری فولادسازان منطقه تبدیل شود.
آمارتیا سن، پیونددهنده اقتصاد، آزادی و عدالت
امروز، زادروز ۹۳ سالگی آمارتیا سن، اقتصاددان هندی و برنده جایزه نوبل اقتصاد است؛ کسی که با پژوهشهای خود، تعریفی متفاوت از فقر، رفاه و پیشرفت جوامع ارائه کرد.
سن با نقد نگاه صرفاً اقتصادی به توسعه، بر این موضوع تأکید داشت که وضعیت یک جامعه را نمیتوان تنها بر اساس میزان درآمد و رشد اقتصادی آن ارزیابی کرد. از دیدگاه او، کیفیت زندگی، فرصتهای برابر و دسترسی به امکانات اساسی نیز در سنجش توسعه اهمیت دارند.
پژوهشهای او درباره ریشههای قحطی، نابرابریهای اجتماعی، تبعیض جنسیتی و نقش آزادیهای سیاسی، بر اقتصاد رفاه و سیاستگذاریهای توسعهای تأثیر گذاشت.
آثار سن، از جمله «فقر و قحطیها» و «توسعه بهمثابه آزادی»، در کنار رویکرد قابلیتهای او، مسیر تازهای برای ارزیابی پیشرفت کشورها گشودند.
اندیشههای آمارتیا سن بر این اصل استوار است که توسعه، فراتر از رشد شاخصهای اقتصادی، باید به بهبود شرایط زندگی و گسترش فرصتهای انسانی منجر شود.