پیرو تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران در صبح روز شنبه ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ و متعاقب آن اعلام تعطیلی عمومی ۷ روزه توسط هیئت وزیران، سازمان بورس و اوراق بهادار نیز توقف معاملات در تمامی بازارهای مالی (سهام، کالایی و صندوقها) را از ۱۱ اسفندماه تا ۱۶ اسفندماه در دستور کار قرار داد. این گزارش به بررسی پیامدهای این تصمیم بر عملکرد و نقدشوندگی صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله (ETF)، با تمرکز بر صندوقهای طلا، نقره و درآمد ثابت میپردازد.
1.ناکارآمدی قیمتگذاری و عقب ماندن از رشد بازارهای جهانی
با وجود بازگشایی بازارهای جهانی در روزهای دوشنبه و رشد چشمگیر قیمت کامودیتیها (طلا با بیش از ۲ درصد رشد به حدود ۵۴۰۰ دلار و نقره با ۱.۸ درصد افزایش به قیمت ۹۵.۵ دلار)، صندوقهای مبتنی بر فلزات گرانبها در بازار داخلی امکان بازتاب این رشد را نداشتند. از آنجا که NAV (خالص ارزش دارایی) این صندوقها تابعی از قیمت جهانی و نرخ ارز در داخل است، تعطیلی بازار داخلی باعث ایجاد یک «شکاف قیمت» شده است. در این شرایط، دارندگان واحدهای سرمایهگذاری عملاً از رشد ۲ درصدی طلا و ۱.۸ درصدی نقره محروم شدهاند.
2.چالش نقدشوندگی و ریسک نقدینگی در شرایط اضطراری
یکی از مهمترین ارکان جذابیت صندوقهای ETF، قابلیت نقدشوندگی بالا در روزهای معاملاتی است. با توقف معاملات بازار ثانویه و محدودیت در فرآیند صدور و ابطال این صندوقها، سرمایهگذاران در صورت نیاز مبرم به نقدینگی، امکان خروج از موقعیتهای سرمایهگذاری خود را ندارند. این «خطر انجماد نقدینگی» بهویژه در شرایط اضطرار کنونی که نیاز به نقدینگی برای مدیریت ریسکهای شخصی افزایش مییابد، میتواند منجر به ایجاد فشار فروش سنگین و افت قیمت در لحظه بازگشایی بازار شود.
3.وابستگی صندوقهای درآمد ثابت به عملیات بانکی و مدیریت ریسک اعتماد
در خصوص صندوقهای درآمد ثابت نیز مساله نقدشوندگی صادق است اما عملیاتی شدن این امر مستقیماً به فعالیت بانکها گره خورده است. با توجه به فعالیت ۵۰ درصدی بانکها، امکان برداشت از سپردهها برای پوشش تقاضای ابطال وجود دارد، اما این وابستگی ساختاری ریسک عملیاتی را افزایش میدهد. ناتوانی در پرداخت به موقع وجوه ابطال، حتی بهصورت مقطعی (در صورت هرگونه اختلال در عملیات بانکی در صورت حملات سایبری یا آسیب دیدن زیرساختها)، میتواند مشکلات زیادی به همراه داشته باشد.
4.پیشنیاز بازگشایی بازار فیزیکی بورس کالا
مدیران صندوقهای کالایی برای مدیریت ریسک و ایجاد توازن در صندوق، نیازمند دسترسی به بازار فیزیکی بورس کالا هستند. توقف معاملات در این بازار، فرآیند صدور و ابطال واحدها را با مشکل جدی مواجه میکند. بنابراین، برای بازگشایی عاری از نوسانات شدید معاملات صندوقها، ضروری است که بازار فیزیکی بورس کالا پیش از بازگشایی کامل بازار سرمایه، فعالیت خود را از سر گرفته و امکان تسویه و پایاپای را فراهم کند تا مدیران بتوانند با اطمینان خاطر فرآیند صدور و ابطال را انجام دهند.در مجموع، تعطیلی اجباری بازار سرمایه، اگرچه در راستای مصالح ملی و مدیریت بحران امنیتی اتخاذ شده است، اما هزینههای پنهانی برای سرمایهگذاران ابزارهای مالی نوین داشته است. برای جبران این هزینهها و حفظ اعتماد بازار، اندیشیدن تمهیداتی برای حفظ نقدشوندگی این بازارها اهمیت ویژهای دارد.