به گزارش اکوایران، در یک سال گذشته، صنعت هوش مصنوعی چین بهطور چشمگیری پیشرفت کرده و در حال حاضر به عنوان یکی از پیشروترین کشورهای دنیا در زمینه مدلهای هوش مصنوعی شناخته میشود. به ویژه مدلهای open-weight که در آنها پارامترهای اعلام شده بهطور رایگان در اختیار عموم قرار میگیرد، از جمله زمینههایی هستند که چین در آنها سرآمد شده است. در پلتفرم Hugging Face، مدلهای چینی اکنون بیش از مدلهای آمریکایی دانلود میشوند و این نشاندهنده رشد قابل توجه چین در این عرصه است.
یکی از شرکتهای چینی که بهتازگی توجه زیادی را جلب کرده، DeepSeek است. این شرکت هوش مصنوعی توانسته مدلهایی ارائه دهد که در عرصه جهانی توجهها را به خود جلب کردهاند. علاوه بر DeepSeek، شرکتهایی مانند علیبابا هم وارد رقابت شدهاند. بهعنوان مثال، مدلهای Qwen از علیبابا در سپتامبر به محبوبترین مدلهای Hugging Face تبدیل شدند و مدلهای Llama از متا را کنار زدند. این پیشرفتها باعث شده که شرکتهای بزرگ آمریکایی مانند متا به خرید استارتآپهای هوش مصنوعی چینی مانند Manus علاقهمند شوند.
با این حال، درآمدزایی از این مدلهای هوش مصنوعی هنوز چالشهای بزرگی دارد. مدلهای چینی بیشتر بهطور رایگان در دسترس هستند و بسیاری از آنها برای کسبوکارهای کوچک جذاباند، زیرا هزینه کمتری دارند و میتوانند به راحتی برای اهداف خاص تطبیق داده شوند. اما با وجود این که مدلهای چینی از لحاظ فنی بهخوبی عمل میکنند، هنوز برای کسب درآمد از آنها مشکلات زیادی وجود دارد. برای مثال، OpenAI با ChatGPT توانسته است در سال گذشته بیش از ۱.۷ میلیارد دلار از طریق اپ استور اپل درآمد کسب کند، در حالی که ده مدل محبوب چینی تنها ۵۰۰ هزار دلار درآمد داشتهاند. بیشتر مدلهای چینی همچنان رایگان هستند و درآمد توسعهدهندگان از طریق فروش خدمات جانبی مانند ارائه زیرساختهای ابری برای استفاده از مدلها بهدست میآید.
یکی از مشکلات اصلی شرکتهای چینی، بازار داخلی آنهاست که نسبتاً کوچک و رقابتی است. در چین، شرکتها کمتر به نرمافزارها و خدمات ابری هزینه میکنند و این باعث شده که بازار داخلی برای مدلسازان چینی چندان سودآور نباشد. طبق آمار، شرکتهای چینی در مجموع حدود ۵۰ میلیارد دلار برای نرمافزارها و خدمات ابری هزینه میکنند که کمتر از دهم مبلغی است که شرکتهای آمریکایی برای همین خدمات هزینه میکنند. همین مسئله باعث شده که شرکتهای چینی به دنبال گسترش فعالیتهای خود به بازارهای خارجی باشند.
کشورهایی مانند برزیل، مالزی و سنگاپور به عنوان بازارهای هدف برای شرکتهای چینی شناخته شدهاند. این کشورهابه دلیل اینکه روابط سیاسی کمتری با چین دارند، شرکتهای چینی میتوانند راحتتر در این بازارها فعالیت کنند. بهعنوان مثال، مدل Sea-Lion که در سنگاپور استفاده میشود، به تازگی از مدل Llama به مدل Qwen تغییر کرده و روی زیرساختهای ابری علیبابا اجرا میشود. همچنین شرکتهای چینی مانند علیبابا، بایدو و تنسنت سرمایهگذاریهای بزرگی در زیرساختهای مراکز داده در آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه انجام دادهاند.
در غرب، مدلهای چینی بیشتر توسط استارتآپها و شرکتهای کوچک استفاده میشوند که به دنبال راهکارهای ارزانقیمت و کمهزینه برای انجام آزمایشها هستند. این شرکتها مدلهای چینی را به دلیل رایگان بودن و کمهزینه بودن پردازش دادهها ترجیح میدهند. اما شرکتهای بزرگ آمریکایی هنوز به دلیل نگرانیهایی مانند حریم خصوصی دادهها و احتمال بروز مشکلات سیاسی، از مدلهای چینی استفاده نمیکنند. بیشتر این شرکتها ترجیح میدهند مدلهای چینی را روی زیرساختهای خود اجرا کنند تا از خطرات احتمالی جلوگیری کنند.
با این حال، مشکلات برای شرکتهای چینی در آمریکا بیشتر میشود. برخی از شرکتهای چینی مانند Z.ai به فهرست "موجودیت" آمریکا اضافه شدهاند که دسترسی آنها به تکنولوژیهای آمریکایی را محدود میکند. همچنین برخی از دولتهای ایالتی در آمریکا استفاده از مدلهای چینی را در شبکههای کامپیوتری دولتی خود ممنوع کردهاند. این مسائل نشاندهنده مشکلات سیاسی و قانونی است که شرکتهای چینی در بازارهای غربی با آن روبرو هستند.
در اروپا، شرایط ممکن است کمی متفاوت باشد. به دلیل عقبماندگی بیشتر اروپا در توسعه هوش مصنوعی پیشرفته، احتمالاً دولتهای اروپایی تمایل بیشتری برای پذیرش مدلهای هوش مصنوعی چینی نشان خواهند داد. اما حتی در اروپا، شرکتهای چینی با مشکلاتی مانند عدم تمایل شرکتها به استفاده از مراکز داده چینی مواجه هستند.
در نهایت، برای غولهای فناوری چینی مانند علیبابا و تنسنت، مشکلات مربوط به مدلهای هوش مصنوعی اهمیت زیادی ندارد. این شرکتها از هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار برای بهبود خدمات دیگر خود، مانند تجارت الکترونیک و رسانههای اجتماعی، استفاده میکنند و به این ترتیب میتوانند به درآمدزایی از طریق این خدمات ادامه دهند. اما برای استارتآپهای هوش مصنوعی چینی، آیندهایی سخت و پرچالش به نظر میرسد، چرا که کسب درآمد از مدلهای باز و رایگان برای آنها دشوار است.