به گزارش اکوایران؛ در سال ۲۰۲۵، بنادر آسیایی همچنان پیشتاز تجارت جهانی کانتینری بودند و بنادر شانگهای، سنگاپور و نینگبو-ژووشان بیشترین حجم جابهجایی را ثبت کردند. این برتری نشاندهنده مقیاس بزرگ، اتصال گسترده و توان بالای لجستیکی آنهاست.
بندر شانگهای با جابهجایی ۵۵ میلیون کانتینر برای شانزدهمین سال پیاپی عنوان پرفروشترین بندر جهان را از آن خود کرده است و نسبت به سال قبل حدود ۷ درصد رشد در این زمینه را ثبت کرده است. بخش حملونقل بینالمللی بندر شانگهای با جابهجایی حدود ۸ میلیون کانتینر، بیش از ۱۰ درصد رشد داشت و جایگاه آن را بهعنوان یک نقطه کلیدی در زنجیره تأمین جهانی تثبیت کرد.
بندر سنگاپور با جابهجایی ۴۴.۶ میلیون کانتینر و رشد ۸.۶ درصدی، جایگاه دوم جهان را حفظ کرد، هرچند تنشهای ژئوپلتیک و تغییر مسیرهای تجاری جریانهای دریایی را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین بندر نینگبو-ژووشان با جابهجایی ۴۳ میلیون کانتینر و حجم کل بار بیش از ۱.۴ میلیارد تن، ۱۷ سال است که جایگاه خود را بهعنوان بزرگترین بندر جهان از نظر حجم بار حفظ کرده است.
یکی از عوامل اصلی موفقیت بنادر آسیایی، سرمایهگذاری در فناوری و نوآوری است. استفاده از سیستمهای اتوماسیون، تحلیل دادههای کلان و مدلهای هوشمند برای چیدمان کانتینرها باعث شده بهرهوری بنادر افزایش یافته و نیاز به چیدمان دوباره کالاها کاهش پیدا کند. بندر شانگهای با توسعه حملونقل ترکیبی دریایی-ریلی، سهم ترانزیت بینالمللی خود را بهبود بخشیده و موقعیت خود را بهعنوان هاب اصلی شمالشرقی آسیا تثبیت کرده است.
آمار سال ۲۰۲۵ نشان میدهد بنادر آسیایی با مقیاس بزرگ و توان لجستیکی بالا، مزیت رقابتی قابل توجهی ایجاد کردهاند، در حالی که بنادر اروپایی با تمرکز بر فناوری و خدمات ارزش افزوده، همچنان نقش مهمی در تجارت جهانی ایفا میکنند این روند نشان میدهد که عملکرد بنادر و بهرهوری آنها، شکل دهنده مسیرهای تجاری، هزینهها و تابآوری زنجیرههای تأمین در سالهای آینده خواهند بود.
دکتر ایرانمنش کارشناس حوزه تجارت بین الملل معتقده در چند سال اخیر، کشورهای جنوب شرق آسیا رویکردی استراتژیک در گسترش تجارت خود اتخاذ کردهاند. این کشورها تمرکز ویژهای بر تشویق صادرات داشتهاند و برای آن سرمایهگذاری گستردهای در زیرساختهای تجاری و لجستیکی خود انجام دادهاند. ماهیت تجارت این کشورها عمدتاً مبتنی بر تولید کالاهای مصرفی و صادرات کالای فیزیکی است و بیشترین توجه آنها به توسعه جریان صادرات کالا و بهینهسازی فرآیندهای لجستیکی، از جمله حملونقل و مدیریت بنادر، معطوف شده است.
در مقابل، کشورهای اروپایی و تا حدودی ایالات متحده آمریکا رویکرد متفاوتی دارند. آنها بیشتر به توسعه فناوریها و صادرات خدمات توجه دارند و نیاز چندانی به سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای لجستیکی و تولید فیزیکی کالا احساس نمیکنند. البته در چند سال اخیر، بهویژه تحت سیاستهای دولت ترامپ، شاهد بازگشت بخشی از خطوط تولید و فعالیتهای لجستیکی به خاک آمریکا بودهایم تا کنترل بیشتری بر زنجیره تأمین داخلی و عملیات بارگیری و حملونقل داشته باشند. این نشان میدهد که رویکرد آمریکا در حال نزدیک شدن به شیوه کشورهای جنوب شرق آسیا است، اما اروپاییها همچنان به توسعه لجستیک و زیرساختهای حملونقل کمتر تمایل دارند.