سالهاست که تجارت آزاد به یکی از ارکان اصلی نظم اقتصادی جهان تبدیل شده و این تصور را تقویت کرد که گسترش وابستگی اقتصادی میان کشورها می‌تواند به افزایش رفاه منجر شود. با این حال، در شرایط امروز و هم‌زمان با تشدید رقابت میان قدرت‌های بزرگ و تحولات ژئوپولیتیکی، این پرسش مطرح شده است که آیا این الگو همچنان کارآمد است یا جهان در حال حرکت به سمت بازتعریف آن است.

به گزارش اکوایران، بعد از جنگ جهانی دوم، جهان به سمت نظمی حرکت کرد که پایه اصلی آن گسترش تجارت آزاد بود. کاهش تعرفه‌ها، شکل‌گیری سازمان تجارت جهانی و تسهیل رفت‌وآمد کالا و سرمایه، بخشی از مکانیزم‌هایی بود که اقتصاد جهانی را به هم پیوند زد. ایده اصلی این بود که هرچه کشورها بیشتر با یکدیگر تجارت کنند و منافع اقتصادی مشترک داشته باشند، احتمال درگیری و جنگ کاهش پیدا می‌کند. در همین چارچوب، سال‌ها تصور می‌شد که این وابستگی اقتصادی می تواند کشورها را به لحاظ سیاسی و امنیتی هم به هم نزدیکتر کند و  صلح و رفاه به ارمغان بیاورد حالا سئوال این است که آیا در شرایط کنونی هم این ایده که تجارت آزاد رفاه را به همراه میاورد قابل قبول است؟

محمد مهدی بهکیش اقتصاد دادن در توضیح این روند می‌گوید تجربه ۷۰ سال گذشته نشان داده کشورهایی که به سمت تجارت آزاد حرکت کردند، توسعه اقتصادی چشمگیری را تجربه کرده‌اند. به گفته او، چین نمونه‌ای روشن از این مسیر است؛ کشوری که تا پیش از دهه ۱۹۷۰ اقتصادی بسته و فقیر داشت، اما با باز کردن درهای اقتصاد، توسعه بخش خصوصی، ساده‌سازی مقررات و حمایت از صادرات، به یکی از قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شد. کشورهای شرق آسیا نیز عمدتاً از همین مسیر رشد کردند.

او در عین حال معتقد است مثال روسیه با چین تفاوت اساسی دارد. به گفته این کارشناس، اتحاد جماهیر شوروی به دلیل نبود رقابت اقتصادی و ناتوانی در ایجاد یک اقتصاد باز، در نهایت دچار فروپاشی شد و روسیه امروز نیز هنوز نتوانسته مدلی شبیه اقتصاد بازار چین ایجاد کند.

 از نگاه او، کاهش روابط تجاری میان روسیه و اروپا، به‌ویژه در حوزه انرژی، نه‌تنها باعث کاهش تنش نشده بلکه می‌تواند احتمال درگیری را افزایش دهد. تا زمانی که کشورها روابط اقتصادی گسترده داشته باشند، انگیزه بیشتری برای حفظ ثبات و جلوگیری از جنگ خواهند داشت؛ اما وقتی این وابستگی‌ها تضعیف شود، فضای رویارویی و تنش نیز بیشتر می‌شود

بهکیش معتقد است تجارت، مهم‌ترین موتور صنعتی شدن کشورهاست و در دنیایی که فناوری با سرعت بالایی تغییر می‌کند، هیچ کشوری به‌تنهایی نمی‌تواند از تمام ظرفیت‌های تکنولوژی و نوآوری بهره ببرد.

ایرانی‌ها در بسیاری از کشورهای جهان توانسته‌اند در جایگاه متخصصان و نیروهای حرفه‌ای بدرخشند، اما در داخل ایران کمتر می‌توان نمونه‌ای مشابه از این ظرفیت را مشاهده کرد. یکی از دلایل اصلی این مسئله، محدود بودن تعاملات اقتصادی و تجاری ایران با جهان است. ایران نتوانسته با مراکز اصلی فناوری و سرمایه در دنیا، به‌ویژه آمریکا و چین، ارتباطی پایدار و موثر برقرار کند.

حتی در رابطه با چین نیز، با وجود همکاری‌های سیاسی و اقتصادی، ارتباط عمیق تکنولوژیک شکل نگرفته است. دلیل اصلی این مسئله، تحریم‌های ثانویه آمریکا عنوان می‌شود؛ تحریم‌هایی که باعث شده شرکت‌های بزرگ فناوری، در صورت همکاری با ایران، دسترسی خود را به بازار آمریکا از دست بدهند. از آنجا که بسیاری از شرکت‌های چینی روابط گسترده‌ای با اقتصاد و بازار آمریکا دارند، ترجیح می‌دهند از همکاری‌های حساس با ایران فاصله بگیرند.

بنابراین تا زمانی که ایران نتواند تعامل گسترده‌تری با اقتصاد جهانی برقرار کند، بهره‌گیری از ظرفیت نیروی انسانی متخصص و دسترسی به فناوری‌های پیشرفته نیز با محدودیت‌های جدی مواجه خواهد بود.

بهکیش در پاسخ به این سوال که با توجه به  تشدید تنش‌های ژئوپولیتیکی، آیا جهان دوباره به سمت شکل‌گیری بلوک‌های تجاری جداگانه حرکت می‌کند اینگونه پاسخ داد که نظم قدیمی تجارت جهانی در حال فروپاشی است و بسیاری از بلوک‌های اقتصادی که در دهه‌های قبل شکل گرفته‌اند، امروز کارایی گذشته را ندارند یا با چالش‌های جدی روبه‌رو شده‌اند.

به عنوان مثال، بلوک‌هایی مانند سازمان همکاری اقتصادی (اکو) که ایران نیز عضو آن است، از نگاه برخی کارشناسان نتوانسته‌اند اثرگذاری قابل توجهی در توسعه تجارت اعضا داشته باشند. همچنین اتحادهایی که میان برخی کشورها از جمله ایران با روسیه و چین در قالب همکاری‌های تجاری شکل گرفته، به گفته منتقدان، نتوانسته نقش تعیین‌کننده‌ای در رشد تجارت خارجی ایفا کند. حتی تجربه تاریخی اتحاد جماهیر شوروی نیز نشان داد که یک بلوک سیاسی–اقتصادی بزرگ در نهایت می‌تواند در صورت نبود رقابت و کارآمدی اقتصادی فروبپاشد.

در سطح گسترده‌تر، این دیدگاه مطرح است که حتی بلوک‌های قدرتمندی مانند اتحادیه اروپا و ناتو نیز با چالش‌های درونی مواجه شده‌اند. اختلافات سیاسی میان اعضا، تغییر اولویت‌های امنیتی و رقابت‌های جدید جهانی می‌تواند انسجام این ساختارها را تضعیف کند. برای مثال، وابستگی امنیتی اروپا به ناتو و نقش محوری آمریکا در این ساختار، در کنار اختلافات میان برخی اعضا، باعث شده بحث‌هایی درباره آینده و کارآمدی این ائتلاف‌ها مطرح شود.

از سوی دیگر، تغییرات سریع فناوری و افزایش رقابت جهانی نیز به این روند دامن زده است. اروپا بخش بزرگی از تجارت خود را درون اتحادیه انجام می‌دهد، اما در عین حال وابستگی متقابل آن با آمریکا و چین در حال تغییر است. چین با رشد سریع در حوزه فناوری و ارائه محصولات ارزان‌تر، به رقیبی جدی برای اقتصادهای غربی تبدیل شده و این موضوع ساختار سنتی بلوک‌های تجاری را تحت فشار قرار داده است. در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند جهان به جای حرکت به سمت بلوک‌های بسته و مشخص، در حال ورود به دوره‌ای از شبکه‌های تجاری متغیر و چندلایه است که در آن مرزهای اقتصادی سنتی کم‌رنگ‌تر می‌شوند.