به گزارش اکوایران، با شدت گرفتن جنگ اکنون یکی از پرسشهای کلیدی این است که آیا میتوان از تشدید حملات به زیرساختهای انرژی جلوگیری کرد؟
حمله به زیرساختها
به نوشته آتلانتیک، در واکنش به حملات زیرساختی به ایران، برخی زیرساختهای حیاتی انرژی در قطر، عربستان سعودی و کویت هدف گرفته شده و باعث اختلالات عمده در عرضه جهانی و افزایش قیمتها شده است.
در واکنش به این موضوع، رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، تلاش کرد با محدود کردن علنی حملات آینده اسرائیل، تنشها را کاهش دهد، اما ایران و کشورهای خلیج فارس همچنان به تلافی ادامه میدهند. اوضاع همچنان بیثبات است و در صورت ادامه تخریب زیرساختها، پیامدهای اقتصادی بلندمدتی محتمل خواهد بود.
سلاحی قویتر از تنگه
اگر جنگ ایران را دنبال کرده باشید، در مورد اهمیت ژئوپلیتیکی فوقالعاده تنگه هرمز، آبراه باریکی که مسئول انتقال یک پنجم نفت جهان از خلیج فارس است، شنیدهاید. اندکی پس از اولین حمله، ایران اعلام کرد که اجازه عبور کشتیها را نخواهد داد، اقدامی که تقریباً یک شبه چیزی را ایجاد کرد که آژانس بینالمللی انرژی آن را "بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت" نامید.

اثرات بستن تنگه هرمز تقریباً به محض بازگشایی آن، معکوس خواهد شد. اگر قرار بود درگیری فردا پایان یابد، همه چیز کم و بیش به سرعت به حالت عادی برمیگشت. اما ایران سلاحی حتی قویتر از بستن تنگه دارد، سلاحی که میتواند یک اختلال موقت در عرضه را به یک کمبود پایدار تبدیل کند: نابودی زیرساختهای نفت و گاز در کشورهای عربی. در روزهای اخیر، تهران نشان داده که از استفاده از آن نمیترسد. ترامپ، مشتاق جلوگیری از یک فاجعه کامل انرژی، تلاش برای محدود کردن عواقب آن را آغاز کرده است. اما ممکن است اوضاع تحت کنترل آمریکا نباشد.
آغاز مرحله جدید جنگ
این مرحله جدید و نگرانکننده جنگ روز چهارشنبه آغاز شد، زمانی که اسرائیل به بزرگترین میدان گاز طبیعی ایران که بیشتر برق کشور را تأمین میکند، حمله هوایی کرد. این اولین بار از زمان شروع درگیری بود که تولید انرژی ایران مستقیماً هدف قرار میگرفت. در پاسخ، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، نسبت به «عواقب غیرقابل کنترل» که «میتواند کل جهان را درگیر کند» هشدار داد.

پس از آن فهرستی از بخشهای حیاتی زیرساختهای نفت و گاز در سراسر خاورمیانه منتشر شد که اکنون «اهداف مستقیم و مشروع» محسوب میشوند. ساعاتی بعد، ایران حملاتی را به مجتمع راس لفان قطر، بزرگترین تأسیسات صادرات گاز طبیعی در جهان، که مسئول حدود 20 درصد از گاز طبیعی مایع کره زمین است، انجام داد.
تا آن زمان، ایران حملات کوچکتری را به زیرساختهای غیرضروری که میتوانستند در عرض چند روز یا چند هفته تعمیر شوند، انجام داده بود، که عمدتاً برای ارسال پیام انجام میشود. این بار، مهمترین بخشها را هدف قرار داد: دستگاههای بسیار پیچیده و گرانقیمتی که گاز طبیعی بخار را به شکل مایع آن تبدیل میکنند که میتواند به سراسر جهان ارسال شود. مدیرعامل شرکت قطرانرژی، اپراتور دولتی راس لفان، گزارش داد که این حمله «خسارات گستردهای» ایجاد کرده است و تعمیر واحدهای تخریب شده سه تا پنج سال طول خواهد کشید. این امر باعث افزایش 35 درصدی قیمت گاز طبیعی در اروپا شد.
سیگنال به بازار: تنها کسری از قدرت ما!
ایران حملات جداگانهای به یک پالایشگاه بزرگ نفت عربستان سعودی و دو پالایشگاه دیگر در کویت انجام داد که یکی از آنها بزرگترین پالایشگاه در خاورمیانه است. این حملات به اندازه حمله راس لفان به زیرساختهای کلیدی آسیب پایدار وارد نکردند. به نظر میرسد هدف آنها نشان دادن این بوده است که ایران تا چه حد حاضر به پیشروی است.

سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پس از این حملات در X نوشت: «پاسخ ما به حمله اسرائیل به زیرساختهایمان کسری از قدرت ما بود» و اعلام کرد که «اگر زیرساختهای ما دوباره مورد حمله قرار گیرند، هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت». این پیام به خوبی منتقل شد. قیمت هر بشکه نفت خام اندکی پس از حملات به طور موقت از حدود ۱۰۰ دلار به ۱۲۰ دلار افزایش یافت. (قیمت قبل از جنگ حدود ۶۵ دلار بود.)
به گفته گرگوری برو، تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا در امور ایران و انرژی: «ایرانیها توانایی تشدید این درگیری را به میزانی بسیار بیشتر از آنچه واقعاً هر کسی انتظار داشت، نشان دادهاند. ما در آستانه ورود این درگیری به مرحلهای کاملاً متفاوت هستیم.»
چرا ترامپ همه چیز را منکر شد؟
شاید برخی انتظار داشتند ترامپ با تهدیدهای بزرگ برای ایجاد ویرانی بیشتر به تشدید درگیریهای ایران واکنش نشان دهد. در عوض، او سعی کرد از شدت آن بکاهد. او در یک پست در شبکههای اجتماعی ادعا کرد که ایالات متحده از قبل در مورد حمله اسرائیل به میدان گازی ایران «هیچ چیز نمیدانست» و قول داد که «دیگر هیچ حملهای توسط اسرائیل انجام نخواهد شد.» (اما چندین مقام اسرائیلی ادعا کردهاند که این حملات تایید ترامپ را داشتهاند) و اظهار داشت که حملات آینده به تأمین انرژی ایران تنها در صورتی رخ خواهد داد که ایران به زیرساختهای نفت و گاز بیشتری در منطقه حمله کند.
این واقعیت که ترامپ احساس کرد باید مسئولیت را انکار کند - و قول توقف حملات به زیرساختهای انرژی ایران را بدهد - گویای همه چیز است. آسیب قابل توجه به زیرساختهای نفتی خاورمیانه برای مصرفکننده آمریکایی ویرانگر خواهد بود. قیمت بنزین در ایالات متحده از ۲.۹۰ دلار در هر گالن در اواسط فوریه به ۴ دلار افزایش یافته است. تجزیه و تحلیل دویچه بانک در ۹ مارس از بیش از ۵۰۰ مسیر بینالمللی و آمریکایی نشان داد که قیمت بلیط هواپیما برای مسیرهای داخلی، بسته به مسیر و شرکت هواپیمایی، ۱۵ تا ۱۲۴ درصد افزایش یافته است و پروازهای بین قارهای ۱۰۶ درصد افزایش یافته است. رئیس فدراسیون دفتر کشاورزی آمریکا اخیراً نامهای به ترامپ نوشت و هشدار داد که «ایالات متحده در نتیجه کمبود جهانی کود ناشی از بحران، با خطر کمبود محصولات کشاورزی مواجه است» و این اختلال «به فشارهای تورمی در سراسر اقتصاد ایالات متحده کمک خواهد کرد».
شرایط شکننده: در آستانه یک فاجعه
به نظر میرسد اعلامیه ترامپ فعلاً بازارهای نفت را آرام کرده است. از آن زمان به بعد، قیمت هر بشکه نفت خام به حدود ۱۱۰ دلار کاهش یافته است، اما اوضاع میتواند هر لحظه دوباره تشدید شود.

ساعاتی پس از پست ترامپ، ایران حمله موشکی به یک پالایشگاه نفت در شمال اسرائیل انجام داد. (به گفته مقامات اسرائیلی، این حمله «خسارت قابل توجهی» به همراه نداشت.) سپس، حمله دومی به بزرگترین پالایشگاه نفت کویت انجام شد که باعث آتشسوزیهای متعدد در سراسر تأسیسات شد و کویتیها را مجبور کرد تا زمان ارزیابی خسارات، عملیات را متوقف کنند. ور واکنش، کشورهای خلیج فارس شروع به تهدید به تلافی نظامی خود کردهاند. وزیر امور خارجه عربستان سعودی دیروز گفت: «ما از محافظت از کشور و منابع اقتصادی خود دریغ نخواهیم کرد.»
در این مرحله، تفاوت بین کاهش تنش و تشدید تنش، تفاوت بین کمبود انرژی است که در ماهها اندازهگیری میشود و یک فاجعه اقتصادی که میتواند سالها احساس شود. و این انتخابها دیگر تنها به ترامپ مربوط نمیشوند.