به گزارش اکوایران، در شرایطی که چهل روز آغاز جنگ بزرگ در خاورمیانه طرفین با آتشبس موافقت کردهاند، روزنامه نیویورکتایمز با انتشار گزارشی ابعاد جدیدی از روند تصمیمگیری در کاخ سفید برای آغاز جنگ را افشا کرده است. اکوایران این گزارش مفصل را در دو بخش ترجمه کرده که بخش اول آن پیش از این با عنوان "ضیافت خون در اتاق اندرونی؛ چگونه ترامپ آمریکا را به جنگ کشاند؟" منتشر شده در ادامه بخش دوم و پایانی آن ارائه میشود:
ترامپ تندرو
با وجود بیاعتمادی بسیاری از مشاوران رئیسجمهور ایالات متحده به نتانیاهو، دیدگاه نخستوزیر اسرائیل بسیار نزدیکتر به دیدگاه ترامپ بود تا رویکرد مخالفان مداخله در حلقه نزدیکان ترامپ یا جنبش «اول آمریکا»؛ موضوعی که برای سالها صادق بوده است.
در میان تمام چالشهای سیاست خارجی که ترامپ در طول دو دوره ریاستجمهوری با آنها روبهرو شده بود، ایران جایگاهی متمایز داشت. او ایران را دشمنی بهطور ویژه خطرناک میدانست و حاضر بود برای محدود کردن توانایی هستهای ایران خطرات بزرگی را بپذیرد. افزون بر این، پیشنهاد نتانیاهو با تمایل ترامپ، از زمانی که 32 سالش بود، برای مقابله با نظام تئوکراتیک ایران، همسو بودند. این نظام از آن زمان همواره بهعنوان عاملی آزاردهنده برای ایالات متحد تلقی شده است.
بازگشت به قدرت برای دوره دوم، اعتماد ترامپ به تواناییهای ارتش آمریکا را حتی بیشتر کرده بود. او بهویژه از عملیات کماندویی چشمگیر برای دستگیری رهبر ونزوئلا، نیکلاس مادورو، در ۳ ژانویه دلگرم شده بود. در این عملیات هیچ آمریکایی کشته نشد و این برای رئیسجمهور نشانهای دیگر از برتری بیرقیب نیروهای آمریکایی بود.

در داخل کابینه، پیت هگست، وزیر جنگ، بزرگترین حامی یک کارزار نظامی علیه ایران بود. مارکو روبیو، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی، به همکارانش نشان داد که دیدگاهی بسیار دوگانهتر دارد. او باور نداشت که ایرانیها با یک توافق در نتیجه مذاکره موافقت کنند، اما ترجیحش ادامه کارزار «فشار حداکثری» بهجای آغاز یک جنگ تمامعیار بود. بااینحال، او تلاش نکرد ترامپ را از این عملیات منصرف کند و پس از آغاز جنگ، با اطمینان کامل از توجیهات دولت دفاع کرد.
سوزی وایلز، رئیس دفتر کاخ سفید، درباره پیامدهای یک درگیری تازه در خارج از کشور نگرانیهایی داشت، اما در جلسات بزرگ معمولاً بهطور جدی در مسائل نظامی مداخله نمیکرد، بلکه مشاوران را تشویق میکرد تا دیدگاهها و نگرانیهای خود را در آن جلسات با رئیسجمهور در میان بگذارند. او در بسیاری از مسائل دیگر اعمال نفوذ میکرد، اما در اتاقی که ترامپ و ژنرالها حضور داشتند، عقب مینشست. نزدیکانش میگفتند او این را نقش خود نمیدانست که در حضور دیگران نگرانیهایش را درباره یک تصمیم نظامی با رئیسجمهور در میان بگذارد. همچنین معتقد بود که تخصص افرادی مانند ژنرال کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، جان راتکلیف، مدیر سیا و روبیو برای رئیسجمهور اهمیت بیشتری دارد. بااینحال، خانم وایلز به همکارانش گفته بود که نگران کشیده شدن ایالات متحد به جنگی دیگر در خاورمیانه است. حمله به ایران میتوانست باعث افزایش شدید قیمت بنزین در ماههای پیش از انتخابات میاندورهای شود؛ انتخاباتی که میتوانست تعیین کند که آیا دو سال پایانی دوره دوم ترامپ دورهای از دستاوردها خواهد بود یا با احضاریههای دموکراتهای مجلس نمایندگان همراه خواهد شد. در نهایت اما خانم وایلز با این عملیات همراه شد.
ونس بدبین و تاکر کارلسون دلواپس
هیچکس در حلقه نزدیکان ترامپ بیش از معاون رئیسجمهور درباره احتمال جنگ با ایران نگران نبود و هیچکس بیشتر از او برای متوقف کردن آن تلاش نکرد. جی.دی. ونس کارنامه سیاسی خود را بر مخالفت با دقیقاً همان نوع ماجراجویی نظامی بنا کرده بود که اکنون بهطور جدی در دست بررسی بود. او جنگ با ایران را «انحراف عظیم منابع» و «بسیار پرهزینه» توصیف کرده بود.
معاون رئیسجمهور معتقد بود جنگی با هدف تغییر نظام در ایران یک فاجعه خواهد بود. ترجیح او این بود که اصلاً حملهای صورت نگیرد؛ اما با دانستن اینکه ترامپ به احتمال زیاد بهگونهای مداخله خواهد کرد، تلاش کرد مسیر را به سمت اقدام محدودتر هدایت کند. بعدها، زمانی که به نظر میرسید ترامپ مصمم به یک کارزار گسترده است، ونس استدلال کرد که باید این کار با نیرویی قاطع انجام شود، به این امید که اهداف بهتندی محقق شوند.

ونس در برابر همکارانش به ترامپ هشدار داد که جنگ با ایران میتواند باعث هرجومرج منطقهای و تلفات بیشمار شود. همچنین میتواند ائتلاف سیاسی ترامپ را از هم بپاشاند و از سوی بسیاری از رأیدهندگانی که به وعده «عدم جنگهای جدید» باور داشتند، بهعنوان خیانت تلقی شود. ونس نگرانیهای دیگری نیز مطرح کرد. او بهعنوان معاون رئیسجمهور از گستره مشکل مهمات آمریکا آگاه بود. جنگ با نظامی که ارادهای عظیم برای بقا دارد، میتواند ایالات متحد را برای سالها در موقعیت بسیار ضعیفتری برای مقابله با درگیریهای دیگر قرار دهد.
معاون رئیسجمهور به نزدیکانش گفته بود که هیچ میزان از تحلیل نظامی نمیتواند بهطور واقعی پیشبینی کند که ایران در صورت تهدید وجودی چگونه تلافی خواهد کرد. جنگ میتواند بهسادگی به مسیرهای پیشبینیناپذیر کشیده شود. افزون بر این، مخاطراتی بسیاری برای پس از آن نیز وجود دارد. فراتر از همه اینها، شاید بزرگترین خطر این بود: ایران در تنگه هرمز برتری داشت. اگر این آبراه باریک که مقادیر هنگفتی نفت و گاز طبیعی از آن گذر میکند مسدود میشد، پیامدهای داخلی آن در ایالات متحد شدید میبود؛ پیامدهایی که از افزایش قیمت بنزین آغاز میشد.

تاکر کارلسون، مفسری که بهعنوان یکی دیگر از منتقدان برجسته مداخله در جناح راست مطرح شده بود، طی سال گذشته چندین بار به دفتر بیضی آمد تا به ترامپ هشدار دهد که جنگ با ایران ریاستجمهوری او را نابود خواهد کرد. چند هفته پیش از آغاز جنگ، ترامپ که سالها کارلسون را میشناخت، در تماس تلفنی تلاش کرد او را مطمئن کند. ترانپ گفت: «میدانم نگرانش هستی، اما همهچیز درست خواهد شد.» کارلسون پرسید از کجا میداند و ترامپ پاسخ داد: «چون همیشه همینطور است.»
فرصت یا تله دیپلماسی؟
در روزهای پایانی ماه فوریه، آمریکاییها و اسرائیلیها درباره اطلاعات تازهای بحث کردند که بهطور قابلتوجهی جدول زمانی آنها را تسریع میکرد. ترامپ یک فرصت دیگر به دیپلماسی داد تا با ایران به توافق برسد. این دیپلماسی همچنین به ایالات متحد زمان بیشتری داد تا تجهیزات نظامی را به خاورمیانه منتقل کند. به گفته چند تن از مشاوران ترامپ، او عملاً هفتهها پیش تصمیم خود را گرفته بود، اما هنوز زمان دقیق آن را مشخص نکرده بود. اکنون نتانیاهو از او خواست سریع عمل کند.

در همان هفته، جرد کوشنر، داماد ترامپ و استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیسجمهور ایالات متحده، پس از آخرین مذاکرات با مقامهای ایرانی از ژنو تماس گرفتند. آنها در سه دور مذاکره در عمان و سوئیس، تمایل ایران برای دستیابی به توافق را آزموده بودند. در مقطعی، به ایرانیها پیشنهاد دادند که سوخت هستهای رایگان برای تمام عمر برنامهشان دریافت کنند؛ اما، ایرانیها این پیشنهاد را رد کردند و آن را حملهای به حیثیت خود خواندند.
کوشنر و ویتکاف تصویر کلی را برای رئیسجمهور ترسیم کردند. آنها گفتند احتمالاً میتوانند به توافقی برسند، اما این کار ماهها زمان خواهد برد. کوشنر به ترامپ گفت اگر از آنها میخواهد که با اطمینان بگویند که میتوانند مسئله را حل کنند، باید گفت که رسیدن به آن نقطه بسیار دشوار خواهد بود، زیرا ایرانیها در حال بازی دادن طرف مقابل هستند.
«فکر میکنم باید انجامش بدهیم»
در روز پنجشنبه، ۲۶ فوریه، حوالی ساعت ۵ بعدازظهر، آخرین جلسه در اتاق وضعیت آغاز شد. تا آن زمان، مواضع همه افراد حاضر در اتاق روشن بود. همه چیز در جلسات پیشین بحث شده بود و هرکس از دیدگاه دیگران آگاه بود. این گفتوگو حدود یک ساعتونیم به درازا کشید.
ترامپ در جایگاه همیشگی خود در صدر میز نشسته بود. در سمت راست او معاون رئیسجمهور قرار داشت؛ کنار ونس، سوزی وایلز نشسته بود و پس از او راتکلیف، سپس دیوید وارینگتون، مشاور حقوقی کاخ سفید و سپس استیون چونگ مدیر ارتباطات کاخ سفید. روبهروی چونگ، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، نشسته بود؛ در سمت راست او ژنرال دن کین، سپس پیت هگست و مارکو روبیو قرار داشتند.

گروه برنامهریزی جنگ آنقدر محدود نگاه داشته شده بود که دو مقام کلیدی که باید بزرگترین اختلال در عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت را مدیریت میکردند — یعنی اسکات بسنت وزیر خزانهداری و کریس رایت وزیر انرژی— کنار گذاشته شدند؛ همانطور که تولسی گبارد نیز حضور نداشت.
رئیسجمهور جلسه را آغاز کرد و پرسید: خب، چه داریم؟ هگست و ژنرال کین ترتیب و توالی حملات را توضیح دادند. سپس ترامپ گفت میخواهد دور میز بگردد و نظر همه را بشنود. ونس، که مخالفتش با اصل این طرح از قبل روشن بود، خطاب به رئیسجمهور گفت: میدانید که فکر میکنم این ایده بدی است، اما اگر بخواهید انجامش دهید، از شما حمایت میکنم. وایلز به ترامپ گفت اگر احساس میکند برای امنیت ملی آمریکا باید پیش برود، پس باید این کار را انجام دهد.
راتکلیف درباره انجام یا عدم انجام عملیات نظری نداد، اما درباره اطلاعات تازه از مقامات ایران صحبت کرد و به رئیسجمهور گفت تغییر نظام بسته به تعریف آن شدنی است. وقتی نوبت به وارینگتون، مشاور حقوقی کاخ سفید، رسید گفت که این گزینه از نظر حقوقی، با توجه به چگونگی طراحی آن بهدست مقامهای آمریکایی و ارائه به رئیسجمهور، مجاز است. او نظر شخصی ارائه نداد، اما وقتی رئیسجمهور از او خواست چنین نظری بدهد، گفت که بهعنوان کهنهسرباز تفنگداران دریایی، سالها پیش یک نظامی آمریکایی را که ایران او را کشته بود، میشناخته است و این موضوع برایش جنبهای کاملاً شخصی دارد. او به رئیسجمهور گفت که اگر اسرائیل قصد دارد بدون توجه به آمریکا پیش برود، ایالات متحد نیز باید همین کار را انجام دهد.
چونگ پیامدهای احتمالی روابط عمومی را مطرح کرد: ترامپ با مخالفت با جنگهای بیشتر برای ریاستجمهوری رقابت کرده بود. مردم به درگیریهای خارجی رأی نداده بودند. این طرح همچنین با تمام آنچه دولت پس از بمباران تأسیسات ایران در ماه ژوئن گفته بود، در تضاد بود. چگونه میتوانستند هشت ماه تأکید بر نابودی کامل تأسیسات هستهای ایران را توضیح دهند؟ چونگ نه پاسخ مثبت داد و نه منفی، اما گفت هر تصمیمی که ترامپ بگیرد، تصمیم درستی خواهد بود. خانم لیویت به رئیسجمهور گفت این تصمیم اوست و تیم رسانهای تا حد امکان آن را مدیریت خواهد کرد.
هگست موضعی محدود اتخاذ کرد: آنها در نهایت باید با ایران برخورد کنند، پس بهتر است همین حالا این کار را انجام دهند. او ارزیابیهای فنی ارائه داد و گفت میتوانند این کارزار را در مدتزمان مشخصی با سطح معینی از نیروها اجرا کنند. ژنرال کین با رویکردی جدی، خطرات و پیامدهای این کارزار برای کاهش اندوختههای مهمات را تشریح کرد. او نظری ارائه نداد. موضعش این بود که اگر ترامپ دستور عملیات را بدهد، ارتش آن را اجرا خواهد کرد. هر دو مقام ارشد نظامی رئیسجمهور چگونگی اجرای کارزار و توانایی آمریکا برای تضعیف توان نظامی ایران را تشریح کردند.
وقتی نوبت به روبیو رسید، او با وضوح بیشتری سخن گفت و به رئیسجمهور گفت: اگر هدف ما تغییر نظام یا ایجاد قیام باشد، نباید این کار را انجام دهیم؛ اما اگر هدف نابودی برنامه موشکی ایران است، این هدفی است که میتوانیم به آن برسیم. همه تصمیم را به غریزه رئیسجمهور واگذار کردند. آنها دیده بودند که او تصمیمات جسورانه میگیرد، خطرات غیرقابلتصوری را میپذیرد و به نوعی پیروز بیرون میآید. هیچکس در این لحظه مانع او نشد.
رئیسجمهور به حاضران گفت: «فکر میکنم باید انجامش بدهیم.» او گفت باید مطمئن شوند که ایران نمیتواند به سلاح هستهای دست یابد و همچنین نتواند به اسرائیل یا سرتاسر منطقه موشک شلیک کند. ژنرال کین به ترامپ گفت که هنوز کمی زمان دارد و لازم نیست تا ساعت ۴ بعدازظهر روز بعد دستور نهایی را صادر کند.
بعدازظهر روز بعد، در هواپیمای ریاستجمهوری (ایر فورس وان)، ۲۲ دقیقه پیش از ضربالاجل ژنرال کین، ترامپ دستور زیر را ارسال کرد: «عملیات خشم حماسی تأیید شد. هیچ لغوی در کار نیست. موفق باشید.»