اکوایران: در شرایطی که تحولات دیپلماتیک و میدانی در خاورمیانه هم‌زمان و درهم‌تنیده پیش می‌رود، بحث بر سر امکان گذار از تنش‌های مزمن منطقه‌ای به سمت توافق‌های پایدار دوباره در کانون توجه قرار گرفته است. در همین چارچوب، فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین، در گفت‌وگو با اکوایران به تفسیر وضعیت کنونی پرداخته و با تأکید بر نقش عقلانیت و منافع اقتصادی در کاهش تنش‌ها، معتقد است نشانه‌های تازه‌ای از غلبه رویکردهای عمل‌گرایانه بر فضای تقابل و درگیری در حال شکل‌گیری است.

به گزارش اکوایران، در حالی‌که تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در ماه‌های اخیر بار دیگر به سمت نوعی هم‌زمانی پیچیده میان «مذاکره و تنش» حرکت کرده، نشانه‌هایی از بازتعریف تدریجی معادلات سیاسی در خاورمیانه قابل مشاهده است.

از یک‌سو گفت‌وگوهای ایران و آمریکا با محوریت میانجی‌هایی مانند قطر و برخی کانال‌های منطقه‌ای، وارد مرحله‌ای شده که در آن موضوعات اقتصادی و به‌ویژه دارایی‌های بلوکه‌شده نقش پررنگ‌تری پیدا کرده‌اند؛ و از سوی دیگر، تداوم تنش‌های امنیتی در نقاط حساسی مانند تنگه هرمز، جنوب لبنان و برخی آبراه‌های راهبردی، همچنان فضای بی‌اعتمادی را در سطح تصمیم‌گیری‌ها حفظ کرده است.

این وضعیت دوگانه، بار دیگر بحث قدیمی اما تعیین‌کننده «امکان یا عدم امکان عبور از چرخه تنش در خاورمیانه» را به صدر تحلیل‌ها بازگردانده است؛ چرخه‌ای که طی دهه‌های گذشته بارها میان جنگ، آتش‌بس‌های شکننده و مذاکرات ناتمام در نوسان بوده و اکنون نیز در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است.

در این میان، برخی تحلیلگران بر این باورند که ورود مؤلفه‌های اقتصادی به مذاکرات می‌تواند نقش یک موتور محرک برای کاهش تنش را ایفا کند، در حالی‌که گروهی دیگر همچنان نسبت به پایداری چنین روندی به دلیل شکاف‌های عمیق سیاسی و امنیتی تردید دارند.

در همین چارچوب، فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین، در گفت‌وگو با اکوایران تلاش دارد این تحولات را از زاویه‌ای کلان‌تر و تاریخی‌تر مورد بررسی قرار دهد؛ زاویه‌ای که در آن نسبت میان جنگ و دیپلماسی، نقش منافع اقتصادی در کاهش تنش، و جایگاه بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در شکل‌دهی به آینده معادلات خاورمیانه تحلیل می‌شود.

مجلسی: تنش‌ها در منطقه باید پایان یابد؛ جنگ راه‌حل نیست

فریدون مجلسی

مجلسی در ارزیابی تازه‌ترین تحولات منطقه و روند مذاکرات ایران و آمریکا، بر این نکته تأکید کرد که مجموعه تحولات اخیر را باید در چارچوب «غلبه تدریجی منطق گفت‌وگو بر رویکردهای تنش‌زا» تحلیل کرد؛ روندی که به گفته او، نشان می‌دهد امکان عبور از فضای تقابل و حرکت به سمت سازوکارهای دیپلماتیک بیش از گذشته تقویت شده است.

این دیپلمات پیشین با اشاره به ماهیت فرسایشی درگیری‌ها و تنش‌های منطقه‌ای، تصریح کرد که هیچ جنگی ماهیت دائمی ندارد و در نهایت، ضرورت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورها را به سمت پایان درگیری و پذیرش سازوکارهای صلح‌آمیز سوق می‌دهد.

به گفته او، مطالبات عمومی برای ثبات، معیشت و امکان برنامه‌ریزی اقتصادی، یکی از عوامل مهمی است که به‌تدریج وزن رویکردهای جنگ‌طلبانه را کاهش می‌دهد.

مجلسی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به موضوع آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، این اقدام را نه یک امتیاز سیاسی جدید، بلکه بازگشت منابع متعلق به ایران دانست که در چارچوب‌های بین‌المللی در اختیار طرف‌های ثالث قرار گرفته بود. به گفته او، این روند می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود شرایط اقتصادی و کاهش فشارهای روزمره بر جامعه ایران کمک کند و زمینه را برای ورود به مراحل بعدی گفت‌وگوها فراهم سازد.

او تأکید کرد که چنین اقداماتی نباید به‌عنوان پایان اختلافات یا نشانه‌ای از توافق نهایی تلقی شود، بلکه بیشتر باید در قالب «اقدامات اعتمادساز مرحله‌ای» مورد تحلیل قرار گیرد؛ اقداماتی که هدف آن‌ها کاهش تنش و ایجاد امکان ادامه مذاکرات در مسیرهای بعدی است.

این دیپلمات پیشین همچنین با تأکید بر ضرورت پرهیز از تداوم اقدامات تنش‌زا، تاکید کرد که ادامه درگیری‌ها در هر سطحی می‌تواند روند شکننده دیپلماسی را با خطر مواجه کند و مانع از شکل‌گیری یک چارچوب پایدار برای حل‌وفصل اختلافات شود.

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، مجلسی به تحولات اخیر در تنگه هرمز اشاره کرد و با تأکید بر ماهیت متقابل این تنش‌ها، تصریح کرد که هرگونه درگیری دریایی یا امنیتی در این منطقه حساس، آثار مستقیم بر اقتصاد جهانی و معادلات منطقه‌ای خواهد داشت. او تأکید کرد که در چنین شرایطی، بیشترین منافع از کاهش تنش نصیب کشورهایی خواهد شد که اقتصادشان به جریان آزاد انرژی وابسته است.

او در تحلیل بازیگران ذی‌نفع در استمرار یا کاهش تنش‌ها، به نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای و برخی بازیگران منطقه‌ای اشاره کرد و گفت: در شرایط بی‌ثباتی، برخی کشورها می‌توانند از اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت بهره‌برداری سیاسی یا اقتصادی کنند؛ در حالی که کشورهای مصرف‌کننده انرژی در اروپا، آسیا و شرق آسیا همانند چین بیشترین آسیب را از تداوم بحران متحمل می‌شوند.

مجلسی در ادامه، با اشاره به جایگاه ایالات متحده در این معادله، تصریح کرد که واشنگتن نیز در برخی مقاطع، از مدیریت تنش در خلیج فارس به‌عنوان ابزاری برای تنظیم روابط خود با متحدان اروپایی استفاده کرده است. با این حال، او تأکید کرد که ادامه این وضعیت در بلندمدت نمی‌تواند به سود هیچ‌یک از طرف‌های درگیر باشد.

در جمع‌بندی این تحلیل، این دیپلمات پیشین تأکید کرد که آینده تحولات منطقه به میزان توان بازیگران در فاصله گرفتن از منطق تقابل و حرکت به سمت سازوکارهای دیپلماتیک وابسته است؛ مسیری که به باور او، هرچند پیچیده و زمان‌بر است، اما در نهایت تنها گزینه واقع‌بینانه برای عبور از چرخه‌های تکرارشونده تنش و درگیری در منطقه خواهد بود.