به گزارش اکوایران، درحالیکه موفقیت مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده از جمله به دلیل وضعیت لبنان با تردید روبهرو شده، چین و روسیه در موقعیتی قرار گرفتهاند که میتوانند نقشی تأثیرگذار در تعیین این موضوع ایفا کنند که تهران و واشنگتن تا چه اندازه قادر خواهند بود در یک جنگ طولانی یکدیگر را تاب بیاورند.
خرید زمان و رقابت بر سر تابآوری
به نوشته نیوزویک، تهران مدتهاست بر روی تعمیق همکاری با پکن و مسکو سرمایهگذاری کرده است. هرچند هیچیک از این روابط به سطح یک ائتلاف نظامی نمیرسد، اما این دو شریک قدرتمند در حوزههای اقتصادی، دیپلماتیک و دفاعی، با وجود تلاشهای واشنگتن برای منزوی کردن تهران، شریانهای حیاتی مهمی را حفظ کردهاند.
بااینحال، در شرایطی که کاخ سفید نیز به دلیل کاهش حمایت عمومی، افزایش هزینههای انرژی ناشی از اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز و دغدغه پایداری ذخایر رو به کاهش مهمات خود با فشار فزایندهای برای پایان دادن به این رویارویی مواجه است، انتظار میرود یک درگیری طولانیمدت، محدودیتهای تابآوری ایران را به شدت به آزمون بکشد و اهمیت شرکای خارجی آن را برجسته کند.
به گفته یک کارشناس مسائل ایران: «در ایران این برداشت رو به گسترش است که ترامپ در درجه اول به دنبال خریدن زمان است. در پاسخ به چنین راهبردی، تهران منطقاً بهدنبال تقویت بیسابقه روابط خود با پکن و مسکو خواهد رفت تا چالشهای اقتصادی را مدیریت کرده و در صورت لزوم برای بازگشت به رویارویی نظامی آماده شود.»
«نه جنگ، نه صلح» تا کی؟
این تصور که ایران در نهایت میتواند در یک نبرد طولانیمدت از آمریکا دوام بیشتری بیاورد، مدتهاست در مرکز راهبرد نظامی تهران قرار دارد. دکترین غیرمتمرکز «موزاییکی» جمهوری اسلامی به دولت و نهادهای دفاعی آن، بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمک کرده که نهتنها از حملات مهیبی را تاب بیاورد، بلکه از طریق حملات موشکی و پهپادی علیه پایگاههای نظامی آمریکا، اسرائیل، کشورهای عربی همسایه و کشتیهای تجاری در سراسر منطقه، اهرم فشاری قدرتمند ایجاد کنند.
آتشسوزی و دود غلیظ از یک تأسیسات نفتی در فجیره، امارات متحده عربی، ۱۴ مارس ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس
حتی ترامپ نیز اذعان کرده که پاسخ تلافیجویانه ایران فراتر از انتظار بوده است؛ عاملی که احتمالاً در تصمیم او برای درخواست آتشبس در ۸ آوریل نقش داشته است. بااینحال، از آن زمان درگیریها بهطور پیوسته تشدید شده و محاصره متقابل دریایی آمریکا علیه کشتیهایی که در بنادر ایران پهلو میگیرند، وضعیت اقتصادی از پیش شکننده ایران را وخیمتر کرده است.
کارشناس مذکور در این رابطه گفت: «به نظر میرسد ایالات متحده ارزیابی میکند که به دلیل فشار دریایی و چالشهای اقتصادی فزاینده، ایران در یک رویارویی طولانیمدت زودتر از آمریکا تسلیم خواهد شد.» او افزود: «در عین حال، ترامپ علاقه چندانی ندارد که یک جنگ جدید از کنترل خارج شود و در آستانه جام جهانی و انتخابات میاندورهای حساس، او را در موقعیت سیاسی نامطلوبی قرار دهد. او همچنین تحت فشار لابی اسرائیل قرار دارد. در چنین شرایطی، سودمندترین راهبرد برای او این است که ایران را در چارچوبی مطلوب برای واشنگتن درگیر مذاکرات نگه دارد و همزمان به بازارهای مالی این پیام را بدهد که جنگ بهزودی پایان خواهد یافت.» او گفت: «اما در عمل، با طولانی کردن مذاکرات و حفظ وضعیت "نه جنگ، نه صلح،" آمریکا میتواند تهران را از زمان و ابتکار راهبردی محروم کند و در نهایت احتمال پذیرش شروط ترامپ از سوی ایران را افزایش دهد.»
منافع چین و روسیه در درگیر نگاه داشتن ایالات متحده
بااینحال، اصرار ایران بر برخی مطالبات کلیدی، از جمله توقف درگیریها در تمامی جبههها، بهویژه لبنان، همچنان مذاکرهکنندگان آمریکایی را ناامید میکند. رسانههای ایرانی روز دوشنبه گزارش دادند که هیئت مذاکرهکننده تهران به دلیل ادامه عملیات اسرائیل علیه حزبالله لبنان، متحد ایران، مذاکرات را تعلیق کرده است.
دیدار وانگ یی، وزیر امور خارجه چین با همتای ایرانی خود عباس عراقچی، در پکن، ۶ آپریل ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری شینهوا
به گفته کارشناس مذکور: «ایران موضوع لبنان و جلوگیری از دگرگونی موقعیت ژئوپلیتیکی شیعیان در خاورمیانه را مسئلهای حیثیتی و وجودی میداند. تهران در تمامی پیشنهادها و اسنادی که ارائه کرده تأکید داشته که جنگ باید در همه جبههها، از جمله لبنان، پایان یابد.» وی ادامه داد: «بنابراین تصور سناریویی که در آن ایران و آمریکا به آتشبس برسند، اما مسئله لبنان همچنان حلنشده یا نادیده گرفته شده باقی بماند، دشوار است.»
رویکردهای سختگیرانه و متقابل آمریکا و ایران، برای هر دو طرف قمارهای پرهزینهای محسوب میشوند. بااینحال، به نظر میرسد چین و روسیه آمادهاند هزینههای این قمار را برای کاخ سفید افزایش دهند، حتی اگر هیچیک علاقهای به ورود مستقیم به جنگ نداشته باشند.
به گفته جان آلترمن، مقام پیشین وزارت خارجه ایالات متحده و رئیس بخش امنیت جهانی و ژئواستراتژی در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی: «چین و روسیه از زمان آغاز جنگ به ایران کمک کردهاند، اما این کمکها بیشتر در حمایت از سیاست ایران بوده تا در جهت شکل دادن به آن.» او گفت: «روسیه و چین هر دو علاقهمندند که آمریکا با تهدیدهایی غیر از خودشان سرگرم و منحرف شود و همچنین از چالشهایی که سلطه آمریکا را تضعیف میکند استقبال میکنند.» آلترمن افزود: «روسیه، چین و ایران همگی با این ایده مخالفاند که آمریکا بتواند هر کشوری را که نمیپسندد تحریم کند و سپس جهان را وادار به حمایت از آن تحریمها نماید.»
فرصتهای فراوان
اینکه چین یا روسیه تا چه اندازه حاضرند برای حمایت از ایران پیش بروند، همچنان محل بحث است. این سه کشور در ژانویه در آفریقای جنوبی و در فوریه در منطقه خلیج فارس، تنها چند روز پیش از آغاز جنگ، با وجود تهدیدهای فزاینده آمریکا رزمایشهای دریایی سهجانبه برگزار کردند؛ هرچند کمکهای مادی و ملموس محدود بوده است.
اگر چه پهپادهای انتحاری خانواده شاهد به یکی از ابزارهای مهم زرادخانه روسیه در جنگ اوکراین تبدیل شدهاند، اما ایران همچنان با تأخیرهای مداوم در دریافت جنگندههای پیشرفته سوخو-۳۵ مواجه است؛ جنگندههایی که سالها پیش توافق خرید آنها را امضا کرده بود.
دیدار عراقچی و پوتین در سنت پترزبورگ، ۲۷ آپریل ۲۰۲۶/ عکس از گتی ایمیجز
گزارشها حاکی از آنند که ایران برخی تجهیزات دیگر روسی، از جمله هواپیماهای آموزشی-رزمی یاک-۱۳۰ و بالگردهای تهاجمی می-۲۸ را دریافت کرده است. دو کشور در ژانویه سال گذشته توافق جامع مشارکت راهبردی مورد انتظار خود را نهایی کردند که شامل تقویت همکاریهای نظامی نیز میشد. بااینحال، برخلاف توافق مشابهی که چند ماه پیش از آن میان روسیه و کره شمالی منعقد شده بود، این توافق هیچ بند دفاع متقابلی نداشت.
درحالیکه تهران و مسکو پیش از این نیز در میدانهای نبرد با یکدیگر هماهنگی داشتهاند، بهویژه در حمایت مشترک از دولت پیشین سوریه پیش از سقوط ناگهانی آن در دسامبر ۲۰۲۴، انتظار نمیرود هیچیک از دو طرف بهطور مستقیم از جانب دیگری وارد جنگ شود.
چین نیز در سال ۲۰۲۱ توافق مشارکت راهبردی دیگری با ایران امضا کرد. این توافق ۲۵ ساله عمدتاً بر سرمایهگذاری گسترده چین در اقتصاد و زیرساختهای ایران متمرکز بود؛ کشوری که تقریباً تمام نفت صادراتی خود را به چین میفروشد.
در همین حال، از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، مقامهای چینی ادعاهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر اینکه پکن سامانههای جدید پدافند هوایی، از جمله سامانههای دوشپرتاب دفاع هوایی (MANPADS)، در اختیار تهران قرار داده است را رد کردهاند. گزارش شده است که دستگاههای اطلاعاتی آمریکا یکی از این سامانهها را به سرنگونی یک جنگنده آمریکایی اف-۱۵ئی در ماه گذشته مرتبط دانستهاند؛ نخستین حادثه از این نوع برای یک هواپیمای جنگی آمریکا طی چند دهه اخیر.
گزارشهای دیگری نیز حاکی از آنند که ایران از اشتراکگذاری اطلاعات از سوی چین و روسیه بهرهمند شده است؛ از جمله دسترسی به تصاویر ماهوارهای که احتمالاً به افزایش دقت حملات ایران علیه پایگاههای نظامی آمریکا و تأسیسات نفت و گاز در منطقه کمک کردهاند.
فرصتهای همکاری اقتصادی
در جبهه اقتصادی نیز به نظر میرسد تجارت ایران با هر دو کشور در حال گسترش است؛ تجارتی که از مسیر دریای خزر در شمال ایران و خطوط ریلی امتداد یافته در سراسر آسیا انجام میشود.
به گفته کریستوفر واکر، معاون مرکز تحلیل سیاست اروپا: «چین حجم عظیمی از نفت تحریمشده ایران را خریداری کرده و خریداران چینی با همکاری نزدیک با ایران، آنچه پژوهشگران و مقامهای آمریکایی آن را یکی از بزرگترین شبکههای دور زدن تحریمها در جهان توصیف میکنند، ایجاد کردهاند.» واکر افزود: «گزارشها حاکی از آن است که روسیه اطلاعاتی درباره موقعیت نیروها، کشتیها و هواپیماهای آمریکایی در اختیار ایران قرار داده است.» او ادامه داد: «از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه سال جاری، روسیه همچنان به ارسال قطعات تسلیحاتی و ارائه دانش فنی به ایران ادامه داده است.»
ایران خط تازه ریلی با پتانسیل برای منطقه گستردهتر اضافه میکند/عکس از یونسکو
در کنار این موارد، همگرایی روایتهای انتقادی نسبت به سیاست خارجی آمریکا نیز زمینه نزدیکی بیشتر پکن، مسکو و تهران را فراهم کرده است. ایران همچنین با عضویت رسمی در دو بلوک تحت رهبری این قدرتها، یعنی سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۲۳ و گروه بریکس در سال ۲۰۲۴ چرخش خود به سوی چین و روسیه را رسمیت بخشیده است.
واکر گفت: «این کشورها پیشاپیش هماهنگی قابل توجهی ایجاد کردهاند که به آنها امکان میدهد در همکاری و در راستای هدفی مشترک علیه آمریکا عمل کنند.» او افزود: «این همکاری شامل یک زیرساخت رسانهای و تبلیغاتی بینالمللی گسترده نیز میشود که به این حکومتها اجازه داده پیامهای یکدیگر را تقویت کرده و بهطور نظاممند آمریکا و غرب را هدف حملات تبلیغاتی قرار دهند.» واکر تأکید کرد: «مقابله با این شبکه حمایتی اقتدارگرا که اکنون به بلوغ و تابآوری قابل توجهی رسیده، نیازمند رویکردی هماهنگ و پایدار از سوی آمریکا و متحدانش خواهد بود.»
آلترمن نیز معتقد است انگیزه اصلی چین و روسیه برای کمک به ایران، تمایل مشترک آنها به مقابله با نفوذ آمریکا است. او گفت: «چین و روسیه برای ایران بسیار مهمتر هستند تا ایران برای آنها.» وی توضیح داد: «برای مثال، چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و بیش از یکسوم کل تجارت خارجی ایران را تشکیل میدهد. در مقابل، سهم ایران از تجارت خارجی چین کمتر از یک درصد است.» او افزود: «هر دو کشور در ایران فرصتهایی میبینند، بهویژه فرصتی برای تضعیف آمریکا بهعنوان یک قدرت جهانی.»
آلترمن ادامه داد: «هر دو از ایران استفاده میکنند، اما هیچکدام واقعاً به ایران نیاز ندارند. این ایران است که برای حمایت خارجی به آنها وابستگی بیشتری دارد.» بااینحال، در محاسبات چین و روسیه، روابط راهبردی آنها با سایر بازیگران منطقهای نیز اهمیت دارد؛ بهویژه کشورهای ثروتمند و تأثیرگذار شورای همکاری خلیج فارس که به دلیل میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا، هدف حملات مستقیم ایران قرار گرفتهاند.
آلترمن گفت: «عربستان سعودی نفت بیشتری نسبت به ایران به چین صادر میکند و امارات متحده عربی نیز پایگاه مهمی برای بسیاری از روسهای ثروتمند است.» او اما تأکید کرد: «نکته مهم این است که چین و روسیه اساساً به مفهوم متحدان اعتقاد ندارند. رویکرد آنها معاملهمحور است.» او افزود: «این بدان معناست که هدف آنها ایجاد توازن میان حمایت از ایران، پرهیز از تحریک شرکای عرب خلیج فارس و همچنین خودداری از کمک بیش از حد به ایران است؛ کمکی که ممکن است مشکلات بزرگی با آمریکا ایجاد کند.» وی در پایان گفت: «همانطور که در فیلم پدرخوانده گفته میشود: "این فقط تجارت بود."»
همسویی بدون ائتلاف
از منظر ایران، محدودیتهایی برای این همسویی وجود دارد که ریشه در بدبینی تاریخی نسبت به اتکا به قدرتهای خارجی دارد.
ایران پس از انقلاب، آخرین جنگ بزرگ خود را عمدتاً به تنهایی جنگید؛ درحالیکه بخش عمده حمایت بینالمللی در طول جنگ خونین هشتساله دهه ۱۹۸۰ به عراق اختصاص یافته بود. همین تجربه به شکلگیری راهبرد تهران برای سرمایهگذاری بر شبکهای از بازیگران همسو از نظر ایدئولوژیک کمک کرد.
رزمایش دریایی «کمربند امنیتی ۲۰۲۵» چین، ایران و روسیه/عکس از وزارت دفاع چین
به گفته آرش رئیسینژاد، استاد مدعو مدرسه فلچر دانشگاه تافتس، تجربههای تازهتر نیز این بیمیلی نسبت به پیمانهای رسمی امنیتی را تقویت کردهاند. رئیسینژاد به نیوزویک گفت: «در جنگهای اخیر، یعنی جنگ دوازدهروزه و جنگ ایران، هر دو کشور حمایت سیاسی و پشتیبانی دیپلماتیک ارائه کردند، اما هیچیک آن نوع حمایت قاطع و بیقیدوشرطی را که معمولاً با ائتلافهای نظامی همراه است، در اختیار ایران قرار ندادند.» او افزود: «این الزاماً به دلیل خصومت آنها با ایران نیست، بلکه منافع ملی خودشان مانع از آن میشود که روابطشان با تهران را به تعهدات رسمی ائتلافی تبدیل کنند.»
رئیسینژاد ادامه داد: «در نتیجه، در میان سیاستگذاران ایرانی این برداشت گسترده وجود دارد که در لحظات بحران وجودی، نه مسکو و نه پکن را نمیتوان در نهایت بهعنوان تضمینکنندگان امنیت ایران دانست.» او گفت: «این برداشت بهطور تاریخی بر تفکر راهبردی ایران تأثیر گذاشته و توضیح میدهد که چرا تهران همچنان بیش از تضمینهای امنیتی خارجی، بر خوداتکایی و توانمندیهای بازدارندگی بومی تأکید میکند.» بااینحال، او استدلال کرد که «بحث در داخل ایران در حال تحول است» و صداهای بیشتری خواهان هماهنگی امنیتی نزدیکتر، بهویژه با چین، هستند.
هرچند پکن ممکن است مایل یا قادر نباشد جایگاه واشنگتن در خاورمیانه را به چالش بکشد و مسکو نیز به دلیل تعهدات ناشی از جنگ اوکراین نتواند کمک نظامی خود به تهران را بهطور چشمگیری افزایش دهد، اما راههایی برای بهینهسازی همکاری میان این سه کشور وجود دارد. به گفته رئیسینژاد: «اهمیت بیشتر چین و روسیه احتمالاً نه از طریق تشکیل ائتلاف، بلکه از مسیر تسریع اتصالپذیری اوراسیایی خواهد بود.» او افزود: «همکاریهای آینده به احتمال زیاد بر مسیرهای تجاری، شبکههای لجستیکی و کریدورهای قارهای متمرکز خواهد شد که شرق آسیا، آسیای مرکزی، روسیه و خاورمیانه را به یکدیگر متصل میکنند.»
چنین همکاریای همچنین در راستای منافع بنیادین چین و روسیه در سراسر قلب آسیا و فراتر از آن قرار دارد. به گفته رئیسنژاد: «با وجود سالها تحریم، کمبود سرمایهگذاری و سوءمدیریت سیاستی که توانایی ایران برای بهرهبرداری کامل از پروژههای اتصال منطقهای را محدود کرده است، ایران همچنان از جایگاه ژئواکونومیک منحصربهفردی برخوردار است.»
او توضیح داد: «ایران تنها کشوری است که میتواند دسترسی زمینی مستقیم چین به منطقه غنی از هیدروکربن خلیج فارس را فراهم کند. برای پکن، ایران هم یک پل اقتصادی شرق به غرب و هم دروازهای برای اتصال آسیای مرکزی به غرب آسیا و خاورمیانه است.» رئیسینژاد افزود: «برای روسیه نیز ایران کارکرد ژئوپلیتیکی گستردهتری دارد. از دیدگاه مسکو، ایران بخش مهمی از حاشیه جنوبی اوراسیاست.»
این معادله باعث میشود ایران به شریکی تبدیل شود که حفظ آن برای دو رقیب اصلی آمریکا ارزشمند است. رئیسینژاد در پایان گفت: «تضعیف شدید جمهوری اسلامی و یا فراتر از آن میتواند فشار راهبردی بیشتری بر جناح جنوبی روسیه وارد کند و همزمان فشار بر پیرامون غربی چین را افزایش دهد.» او افزود: «این بدان معنا نیست که هیچیک از این دو قدرت به جای ایران وارد جنگ خواهند شد، اما توضیح میدهد که چرا هم مسکو و هم پکن انگیزههای نیرومندی برای حفظ ثبات در ایران و تداوم روابط همکارانه با تهران دارند.»