اکوایران: اگرچه درگیری‌ها همچنان ادامه دارند، اما کانون جنگ از عملیات نظامی به کشمکش‌های دیپلماتیک منتقل شده است. با‌این‌حال، مذاکرات همچنان در بن‌بست قرار دارد و به نظر می‌رسد ناامیدی در حال افزایش است.

به گزارش اکوایران، درحالی‌که جنگ ایالات متحده با ایران وارد صدمین روز خود می‌شود، رویدادهای اولیه نظامی جای خود را به یک بن‌بست پرهزینه داده‌اند؛ بن‌بستی که می‌تواند پیامدهای جدی برای برداشت جهانی از قدرت ایالات متحده داشته باشد.

همان الگوی همیشگی

برت مک‌گورک، تحلیلگر امور جهانی شبکه سی‌ان‌ان و دستیار امنیت ملی ایالات متحده در دولت جو بایدن، در یادداشتی پیرامون راهبرد ایران در رابطه با تنگه هرمز در مذاکراتش با ایالات متحده می‌نویسد:

تنگه هرمز حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت را در خود جای داده است و ایران عملاً این گذرگاه را تحت کنترل گرفته است. ایران اکنون چیزی را در اختیار دارد که آمریکا (و در واقع بقیه جهان) به آن نیاز دارد؛ و تا زمانی که آمریکا بهای بسیار سنگینی نپردازد، آن را رها نخواهد کرد. از نگاه تهران، تنگه هرمز اکنون به ارزشمندترین اهرم فشاری تبدیل شده که تاکنون در اختیار داشته است.

همه اینها در مصاحبه از سی‌ان‌ان با محسن رضایی، مقام نظامی ارشد ایران، برای من تداعی شد. این مصاحبه مرا به یاد روزهایی انداخت که روبه‌روی مقام‌های امنیتی ایران در مذاکرات در رابطه با آزادی زندانیان آمریکایی در ایران می‌نشستم. رضایی گفت که تنگه همچنان بسته خواهد ماند، مگر آنکه واشنگتن ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد کند. او گفت: «باید آنها را آزاد کنید. اگر ترامپ مذاکرات را جدی می‌گیرد... این ۲۴ میلیارد دلار آزمون اعتماد است. آزمونی است که آمریکا باید از آن سربلند بیرون بیاید.»

فرمول او ساده است: پول را به ما بدهید، وگرنه چیزی را که می‌خواهید و در اختیار ماست، به دست نخواهید آورد. مبلغی که رضایی مطالبه می‌کند شامل همان ۶ میلیارد دلاری نیز می‌شود که محور توافق گروگان‌ها در سال ۲۰۲۳ بود. این نکته روشنگر است. از نگاه ایران، مذاکرات کنونی نیز نوع دیگری از مذاکره درباره زندانیان آمریکایی در ایران به نظر می‌رسد؛ با این تفاوت که این بار زندانی، اقتصاد جهانی است و مبلغ اولیه مطالبه‌شده چهار برابر بزرگ‌تر است.

محدودیت‌های اهرم فشار آمریکا و فشار مضافف تهران بر اقتصاد جهانی

دولت آمریکا تلاش کرده با اعمال فشار اقتصادی متقابل، اهرم فشار ایران را خنثی کند. ترامپ با متوقف کردن صادرات نفت ایران از طریق محاصره بنادر این کشور، کوشیده هزینه‌هایی ایجاد کند که از هر منفعت احتمالی تهران در یک بن‌بست طولانی بیشتر باشد.

photo_2026-06-08_16-01-32

یک جنگنده اف/ای-۱۸ئی سوپر هورنت خود را برای فرود بر روی ناو یواساس آبراهام لینکلن در ۲ مارس ۲۰۲۶ آماده می‌کند/عکس از نیروی دریایی آمریکا

ثرات اقتصادی این راهبرد در داخل ایران طی هفته‌ها و ماه‌های آینده تشدید خواهد شد؛ اما تهران معتقد است که ترامپ نمی‌تواند فشارهای کلان اقتصادی واردشده بر جهان را بیش از آنچه ایران می‌تواند فشار محاصره آمریکا را تحمل کند، تاب بیاورد. پیش‌بینی‌های مکرر ترامپ مبنی بر نزدیک بودن توافق، شاید فقط این باور ایران را تقویت کند که ترامپ بسیار بیشتر از تهران به یک توافق فوری نیاز دارد.

از نظر نظامی، آمریکا ممکن است همچنان تلاش کند کنترل خود را تحمیل کرده و مسیر بین‌المللی عبور از تنگه را ایمن سازد. این اقدام در قالب «پروژه آزادی» امتحان شد که تنها یک روز دوام آورد. ممکن است دوباره نیز آزموده شود؛ ترامپ از احتمال «پروژه آزادی پلاس» سخن گفته است. بااین‌حال، ایران تهدید کرده حتی اگر صرفاً محاصره دریایی آمریکا ادامه یابد، مقابله خواهد کرد.

همان‌طور که رضایی در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان گفت: «اگر محاصره دریایی برداشته نشود، جنگ را به اقیانوس هند، تنگه باب‌المندب، دریای سرخ و دریای مدیترانه خواهیم کشاند.» به بیان دیگر: اگر بخواهید با ما بجنگید، ما زندانیان بیشتری خواهیم گرفت. تنگه باب‌المندب نزدیک به ۱۰ درصد تجارت دریایی جهان را کنترل می‌کند.

سه گزینه ترامپ: تحمل، امتیازدهی یا جنگ

به همین دلیل است که مذاکرات در بن‌بست قرار گرفته و هیچ نشانه‌ای از پیشرفت دیده نمی‌شود. سؤال در واشنگتن این است که پس از تبادل پیام‌ها از طریق میانجی‌ها، چه زمانی توافق حاصل خواهد شد. سؤال در تهران صرفاً این است که آیا ترامپ بهایی را که آنها مطالبه می‌کنند خواهد پرداخت یا نه. این همان سازوکار کلاسیک یک مذاکره زندانیان است.

برای واشنگتن، سه گزینه همچنان همان‌هایی هستند که هفته‌هاست وجود دارند:

تحمل: تلاش برای دوام آوردن در برابر فشارهای کلان اقتصادی و افزایش قیمت بنزین، به این امید که درد اقتصادی در تهران به نقطه شکست نامعلوم و دوردستی برسد؛

امتیازدهی: پرداخت هزینه اولیه به صورت میلیاردها دلار به ایران در ازای بازگشت به وضعیت پیش از جنگ؛ عقب‌نشینی تحقیرآمیزی برای ترامپ با توجه به اهداف اعلامی در آغاز بحران؛

جنگ: تلاش برای کنترل نظامی تنگه و از سرگیری عملیات گسترده در داخل ایران، با این خطر که تهران جنگ را به جبهه‌های دیگر گسترش دهد.

اما برای تهران، محاسبه ساده‌تر است: دارایی را حفظ کن و منتظر بمان. این همان معضل مذاکره با طرفی است که چیزی را که شما می‌خواهید در اختیار دارد. تا زمانی که این توازن اهرم فشار تغییر نکند، ایران آن را ارزان واگذار نخواهد کرد؛ و مذاکرات همچنان مانند امروز در بن‌بست باقی خواهند ماند.

تنگه‌ها به‌سان سلاح

نشریه نیوزویک هم در یادداشتی تحلیلی نوشت، آنچه در ابتدا به نمایش خیره‌کننده‌ای از قدرت آمریکا و اسرائیل شباهت داشت، اکنون به نوعی رقابت فرسایشی تبدیل شده است؛ رقابتی که متحدان و دشمنان واشنگتن با دقت آن را زیر نظر دارند. اگرچه نتیجه نهایی هنوز نامشخص است، اما یک درس روشن شده است: با وجود برتری نظامی آمریکا، این کشور به هیچ وجه شکست‌ناپذیر نیست.

تنگه هرمز

نمایی از پهپاد از شناورهای لنگر انداخته در تنگه هرمز، در نمای از مسندم، عمان، ۳۰ مه ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز

مهم‌ترین شیوه مقابله ایران، استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان یک سلاح بوده است. این تاکتیک تجارت جهانی نفت و گاز را مختل کرده، از طریق افزایش قیمت انرژی به خستگی ناشی از جنگ در آمریکا دامن زده و می‌تواند در درگیری‌های آینده نیز الگوبرداری شود.

رایان کراکر، سفیر سابق آمریکا که اکنون پژوهشگر ارشد غیرمقیم در مؤسسه کارنگی برای صلح بین‌المللی است، به نیوزویک گفت: «اکنون ممکن است چینی‌ها از تصرف تنگه هرمز توسط ایران درس بگیرند.هرمز تنها تنگه مهم جهان نیست. تنگه مالاکا وجود دارد و مهم‌تر از آن، تنگه تایوان. این وضعیت ممکن است به چینی‌ها نشان دهد که اگر بخواهید به اهداف راهبردی منطقه‌ای یا حتی جهانی برسید، لزوماً نیازی به جنگ تمام‌عیار ندارید؛ کافی است گلوگاه‌های حیاتی دریایی را در اختیار بگیرید». کراکر معتقد است که ناکامی‌ها عمدتاً در سطح سیاست‌گذاری رخ داده‌اند و گفت: «مشکل ما ارتش نیست؛ مشکل، تصمیمات سیاسی ماست.»

بزرگ‌ترین شگفتی جنگ

بخشی از دشواری ارزیابی موفقیت یا شکست مداخله آمریکا به دلیل ابهام عمدی دولت ترامپ درباره اهداف جنگ است. رئیس‌جمهور آمریکا آشکارا اعلام کرده که رویکردش این است که اهداف خود را علنی نکند و ناظران را در حدس و گمان نگه دارد.

photo_2026-06-08_16-04-12

کارگری یک تیرک دارای پرچم ایران را در میدان انقلاب تهران در روز چهارشنبه، ۳ ژوئن برافراشته می‌کند/عکس از خبرگزاری فرانسه

ثابت‌ترین هدفی که ترامپ مطرح کرده، اطمینان از این بوده که ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند؛ قابلیتی که جمهوری اسلامی با وجود برنامه پیشرفته غنی‌سازی اورانیوم، رسماً آن را رد کرده است. واشنگتن همچنین در مقاطع مختلف، تضعیف توان موشکی ایران، پایان حمایت تهران از متحدان «محور مقاومت» و در نهایت تغییر نظام را از جمله نتایج مطلوب برای آمریکا عنوان کرده بود؛ اما برخی گزارش‌های اخیر روایت کاخ سفید از «پیروزی کامل» را در چندین حوزه زیر سؤال برده‌اند.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز چهارشنبه نخستین ارزیابی خود در دوران جنگ را منتشر کرد و مدعی شد که تأسیسات هسته‌ای ایران که پیش‌تر در جریان جنگ ۱۲ روزه ژوئن گذشته هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته بودند، از زمان آغاز درگیری فعلی آسیب چشمگیر بیشتری ندیده‌اند. همچنین مقام‌های اطلاعاتی آمریکا که در رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی نقل‌قول شده‌اند، از شواهدی سخن گفته‌اند که نشان می‌دهد ایران در حال بازسازی توان موشکی خود است. به گفته کراکر: «آنچه کاملاً روشن است این است که شما نمی‌توانید این نظام را با حملات هوایی سرنگون کنید.» 

آیا واشنگتن تهران را دست‌کم گرفته بود؟

مصطفی نجفی، تحلیلگر امنیتی مستقر در تهران، سه حوزه را برشمرد که به اعتقاد او آمریکا در آنها دچار محاسبه نادرست شده بود. او به نیوزویک گفت: «نخست، جغرافیای ایران بود؛ کشوری که از نظر وسعت، عمق راهبردی و موقعیت ژئوپلیتیکی با هیچ بازیگر منطقه‌ای قابل مقایسه نیست. تنگه هرمز بخشی جدایی‌ناپذیر از این مزیت ژئوپلیتیکی است.»

photo_2026-06-08_16-07-33

یک موتورسوار در خیابانی در نزدیکی یک بیلبورد روی نمای یک ساختمان که تنگه هرمز را به تصویر می‌کشد، در میدان ونک در تهران، در حال رانندگی با موتورسیکلت است/عکس از خبرگزاری فرانسه

او افزود: « مسئله دوم، جمعیت ایران بود. با ده‌ها میلیون شهروند، ایران ظرفیت بسیج و تاب‌آوری‌ای دارد که فراتر از انتظارات بسیاری از ناظران خارجی است. و سوم، تحول دکترین نظامی ایران بود؛ دکترینی که از یک مدل بازدارندگی عمدتاً دفاعی به سمت مدلی حرکت کرده که بر تحمیل هزینه‌های ملموس به دشمنان متمرکز است.»

به گفته نجفی، پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، تهران «عمدتاً در چارچوبی راهبردی و قابل پیش‌بینی عمل می‌کرد» که بر سه ستون استوار بود: «خویشتنداری بیش از حد، احتیاط راهبردی و تلاش مستمر برای جلوگیری از جنگی تمام‌عیار در منطقه.»

این ثبات رفتاری به آمریکا و اسرائیل امکان می‌داد اقدامات ایران را تا حد زیادی پیش‌بینی کرده و مسیر تشدید تنش‌ها را کنترل کنند؛ اما این وضعیت زمانی تغییر کرد که ایران سرانجام تهدیدهای دیرینه خود را عملی کرد و به سمت هدف قرار دادن کشورهای عربی میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا و مختل کردن تردد در تنگه هرمز رفت.

مرحله بعدی با موشک‌ها تعیین نخواهد شد

اگرچه درگیری‌ها همچنان ادامه دارند، اما کانون جنگ از عملیات نظامی به کشمکش‌های دیپلماتیک منتقل شده است. با‌این‌حال، مذاکرات همچنان در بن‌بست قرار دارد و به نظر می‌رسد ناامیدی در حال افزایش است؛ به‌ویژه در کاخ سفید. نشانه این موضوع تأیید مشاجره شدید ترامپ با نتانیاهو بر سر اقدامات اسرائیل در لبنان بود؛ جبهه‌ای که تهران آن را به هر توافق صلحی، به دلیل روابط تاریخی خود با حزب‌الله پیوند زده است.

اما نجفی تأکید کرد که ایران نیز با چالش‌های مهمی روبه‌رو است. او گفت: «به نظر می‌رسد دشمنان ایران به این نتیجه رسیده‌اند که شکست دادن این کشور از طریق اقدام نظامی مستقیم بسیار پرهزینه‌تر از آن چیزی است که در ابتدا تصور می‌کردند. بنابراین احتمالاً تمرکز اصلی به سمت فرسایش اقتصادی، جنگ روانی و تلاش برای تضعیف انسجام داخلی تغییر خواهد کرد.»

او در پایان افزود: «به همین دلیل، مهم‌ترین نبردی که ایران در سال‌های آینده با آن مواجه خواهد بود، صرفاً در آب‌های خلیج فارس رخ نخواهد داد. این نبرد در عرصه عملکرد اقتصادی، حکمرانی و حفظ وحدت ملی جریان خواهد داشت. اگر ایران بتواند این چالش‌ها را مدیریت کند، بسیاری از اهدافی که دشمنانش امیدوار بودند از طریق رویارویی نظامی به آنها دست یابند، همچنان دور از دسترس باقی خواهند ماند.»