به گزارش اکوایران، ۶۰ روز آینده ممکن است نه تنها تعیین کند که آیا واشنگتن و تهران میتوانند بر سر غنیسازی و کاهش تحریمها به توافق برسند یا نه، بلکه مشخص خواهد کرد که آیا آتشبسی که برای پایان دادن به یک جنگ طراحی شده است، میتواند به توافقی گستردهتر تبدیل شود که از وقوع جنگ بعدی جلوگیری کند.
عروسی بدون حلقه؟
به نوشته خبرگزاری الجزیره، مذاکرهکنندگان ایران و آمریکا باید با مسائلی دستوپنجه نرم کنند که دهههاست دیپلماسی آمریکا و ایران را گرفتار کردهاند؛ و درحالیکه دستیابی به یک مصالحه فنی ممکن است، به گفته تحلیلگران، چالش بزرگتر ماهیتی سیاسی دارد. ارزیابی ناظران از اعلام روز دوشنبه درباره دستیابی به یک «توافق برای رسیدن به توافق» میان ایالات متحده و ایران است؛ توافقی که پس از بیش از ۱۰۰ روز جنگی حاصل شد که با حملات آمریکا و اسرائیل به تهران در ۲۸ فوریه آغاز شده بود. کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از ماهها عدماطمینان و بمباران داراییها و زیرساختهای نظامی آمریکا در قلمروشان توسط ایران، اکنون میتوانند نفسی به آسودگی بکشند. لبنان، با وجود ادامه حملات اسرائیل که نزدیک به یکپنجم خاک آن را اشغال کرده است، روزنهای از امید میبیند. بازارهای جهانی نیز از بازگشایی تنگه هرمز و کاهش قیمت نفت پس از هفتهها اختلال استقبال کردهاند.
بااینحال، داستان اصلی نه آن چیزی است که بر سر آن توافق شده، بلکه آن چیزی است که به آینده موکول شده است. نتیجه، توافقی است که فعلاً به جنگ پایان میدهد، اما بیشتر اختلافات اساسیای را که در وهله نخست باعث آغاز آن شدند، به تعویق میاندازد.
بنابراین، طی دو ماه آینده، مذاکرهکنندگان باید با دشوارترین پرسشهایی روبهرو شوند که دهههاست دیپلماسی آمریکا و ایران را گرفتار کردهاند: آیا ایران اجازه خواهد داشت به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد؟ با ذخایر اورانیوم با غنای بالای آن چه باید کرد؟ بازرسیهای بینالمللی تا چه اندازه مداخلهگرانه خواهند بود؟ و چه زمانی باید کاهش تحریمها اجرایی شود؟
در حالی که تحلیلگران میگویند دستیابی به یک مصالحه فنی ممکن است، چالش بزرگتر جنبه سیاسی دارد.
پرونده هستهای: چه چیزهایی هنوز نیازمند مذاکرهاند؟
موضوع اصلی، آینده برنامه هستهای ایران است؛ مسئلهای که دههها مذاکرات میان تهران و واشنگتن را پیچیده کرده است. شکاف میان دو طرف در این زمینه از همین حالا آشکار شده است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، این هفته به رسانههای آمریکایی گفت که بازرسان هستهای اجازه خواهند یافت به ایران بازگردند تا به این کشور کمک کنند «ذخیره اورانیوم با غنای بالا را نابود کند» و این موضوع را بخشی اساسی از توافقی دانست که قرار است روز جمعه امضا شود.
یک زن پرچم ایران را در خیابانی در تهران، ایران در دست دارد/عکس از مجید عسگریپور از خبرگزاری وانا
اما مقامهای ایرانی میگویند مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران تنها پس از امضای توافق اولیه در روز جمعه آغاز خواهد شد و هیچ اشارهای به بازرسان یا سرنوشت ذخایر اورانیوم نکردهاند.
به گفته سید حسین موسویان، سیاستگذار و دیپلمات پیشین ایرانی که در مذاکرات هستهای تهران با اتحادیه اروپا و آژانس بینالمللی انرژی اتمی حضور داشته، در قلب این اختلاف، نزاعی دیرینه بر سر هدف واقعی برنامه هستهای ایران قرار دارد. موسویان به الجزیره گفت: «سختترین نبرد، آشتی دادن اصرار ایران بر حفظ یک برنامه غنیسازی صلحآمیز در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای با خواست واشنگتن برای اعمال محدودیتهای سختگیرانهای خواهد بود که تضمین کند این برنامه به سمت اهداف نظامی منحرف نشود.»
دلیل این امر آن است که آمریکا در حالت ایدهآل مایل است ایران برای حدود ۲۰ سال از هرگونه فرایند غنیسازی، حتی برای تولید برق هستهای، محروم شود؛ بنابراین فاصله میان مواضع دو طرف بسیار زیاد است.
به گفته تحلیلگران، مذاکرات باقیمانده احتمالاً بر سطح غنیسازی اورانیوم، اندازه و سرنوشت ذخایر اورانیوم ایران، از جمله اینکه در ایران باقی بماند، رقیق شود یا به خارج منتقل گردد، سرنوشت سانتریفیوژهای پیشرفته مورد استفاده برای غنیسازی و همچنین سازوکارهای راستیآزمایی و نظارت متمرکز خواهد بود.
همه این مسائل بسیار پیچیدهاند؛ موضوعاتی که در جریان مذاکرات منتهی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵، یعنی برجام (برنامه جامع اقدام مشترک)، با مشارکت کارشناسان متخصص هستهای، نه در عرض چند هفته بلکه طی سالها مورد مذاکره قرار گرفتند. دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ آمریکا را از آن توافق خارج کرد.
فقط برای اهداف غیرنظامی
درحالیکه بازرسان مستقل تأیید کرده بودند ایران طبق برجام سطح غنیسازی را در حد ۳٫۶۷ درصد نگه داشته است، تهران پس از خروج آمریکا از توافق و بازگشت تحریمها، غنیسازی را به سطوح بسیار بالاتری افزایش داد. اکنون گمان میرود ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشته باشد؛ میزانی که هنوز به سطح تسلیحاتی ۹۰ درصد نرسیده است، اما فاصله چندانی با آن ندارد و رسیدن به سطح ۹۰ درصد را به فرایندی کوتاه تبدیل میکند.
در آغاز جنگ، آمریکا اعلام کرده بود که خواهان تحویل این ذخایر به خود است. ایران این ایده را رد کرد، هرچند در مقاطعی آمادگی خود را برای واگذاری آن به یک طرف ثالث یا رقیقسازی مجدد آن تا سطح مناسب برای تولید برق هستهای نشان داده بود.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس، به راهحل میانهای اشاره کرد که ممکن است امکانپذیر باشد: ترکیب تعلیق فعلی با یک سقف پایین برای غنیسازی در آینده، ذخایری بسیار محدود و نظام نظارتی فوقالعاده سختگیرانه. او به الجزیره گفت: «چالش این است که ترتیبی پیدا شود که واشنگتن بتواند آن را جلوگیری مؤثر از اشاعه هستهای بنامد و ایران نیز بتواند آن را حفظ حقوق هستهای صلحآمیز خود معرفی کند.» او افزود که خسارات نظامی واردشده، «تعیین یک مبنای قابل اعتماد برای ارزیابی تأسیسات باقیمانده، سانتریفیوژها و مواد هستهای ایران را دشوارتر کرده است.» به گفته وکیل، «جنگ همچنین نگرانیهای ایران درباره آسیبپذیری و نگرانیهای آمریکا درباره بازسازی پنهانی را تشدید کرده است.»
اعتماد و پرسش ۲۴ میلیارد دلاری؛ توافق که بحران را به تعویق میاندازد
تحلیلگران میگویند نبرد واقعی ممکن است بر سر ترتیب اقدامات باشد؛ اینکه چه کسی ابتدا چه امتیازی بدهد.
روز دوشنبه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد توافقی که قرار است روز جمعه امضا شود، طی دوره ۶۰ روزه مذاکرات، ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده را در اختیار ایران قرار خواهد داد و نیمی از این مبلغ پیش از آغاز گفتوگوها پرداخت میشود.
اما جیدی ونس این گفته را رد کرد. او به شبکه آمریکایی سیبیاس گفت: «وقتی گفته میشود میلیاردها دلار دارایی آزاد خواهد شد، این درست نیست. آنچه درست است این است که اگر ایران به تعهدات خود در این توافق عمل کند، آیندهای بسیار بهتر و بسیار مرفهتر خواهد داشت.»
جیدی ونس هنگام ورود به پایگاه مشترک اندروز در مریلند، در ۲۸ مه، برای گفتگو با خبرنگاران حرکت میکند/عکس از رویترز
موسویان آزادسازی مرحلهای داراییهای مسدودشده را نه یک اهرم، بلکه اقدامی اعتمادساز میداند. او گفت: «ایران پیشتر انعطافپذیری خود را در زمینههایی مانند محدودیت سطح غنیسازی، نظارت گستردهتر و کاهش یا انتقال بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده نشان داده است؛ مشروط بر آنکه حق غنیسازی آن به رسمیت شناخته شود و منافع اقتصادی ملموسی دریافت کند.»
موسویان همچنین گفت: «طنز ماجرا این است که اگرچه جنگ اخیر بیاعتمادی و مخالفت سیاسی را در هر دو طرف افزایش داده، اما ممکن است همزمان هزینههای واقعی درگیری را نیز برای همه روشنتر کرده باشد.»
منتقدان توافق آمریکا و ایران و همچنین منتقدان تصمیم واشنگتن برای ورود به جنگ، میگویند دستور کار مذاکرات آنقدر محدود شده که شاید صرفاً بحرانهای آینده را به تعویق بیندازد.
برخی از مقامهای دوران باراک اوباما که در شکلگیری توافق هستهای ۲۰۱۵ نقش داشتند، استدلال کردهاند که آمریکا پیش از آغاز جنگ در موقعیت مذاکرهای بسیار بهتری درباره پرونده هستهای ایران قرار داشت. اکنون بخش بزرگی از تلاشها صرف تضمین بازگشایی تنگه هرمز خواهد شد؛ آبراهی که پیش از پایان فوریه کاملاً برای عبور و مرور کشتیها باز بود.
بن رودز، معاون پیشین مشاور امنیت ملی اوباما، این هفته در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «این توافق آبراهی را بازگشایی میکند که پیش از جنگ باز بود و مذاکرات هستهای بسیار محدودتری را آغاز میکند نسبت به آنچه ترامپ پیش از جنگ به دنبال آن بود.»
دن شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل، گفت: «از برخی جهات، توافق ترامپ و برجام همین حالا هم مشابهاند. هیچ چیزی درباره موشکهای بالستیک نیست، هیچ چیزی درباره نیروهای نیابتی نیست.» وی افزود: «ممکن است هرگز توافقی حاصل نشود و بسیار محتمل است که اگر هم توافقی حاصل شود، از آنچه پیش از جنگ از طریق دیپلماسی میتوانستیم به دست آوریم، بدتر باشد.»
یادداشت تفاهم مبهم و طوفانی سیاسی؟
تحلیلگر شبکه خبری سیانان نیز در گزارشی پیرامون ابعاد مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا مینویسد: متن یادداشت تفاهم دونالد ترامپ با نتوانسته نگرانی منتقدان او درباره یک توافق بد را برطرف کند.
اختلافات زمانی شدت گرفت که گزارشهایی درباره یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران منتشر شد؛ صندوقی که قرار بود قدرتهای منطقهای آن را تأمین مالی کنند و از سوی دولت آمریکا تضمین شود. این موضوع مقامهای دولت را وادار کرد تأکید کنند که هیچ پولی از آمریکا در میان نیست و هرگونه منفعت اقتصادی تنها در صورتی به ایران تعلق خواهد گرفت که این کشور خواستههای واشنگتن را بپذیرد؛ اما همین مسئله دولت را در معرض اتهام ریاکاری قرار داد؛ زیرا ترامپ بارها و به شکلی اغراقآمیز درباره داراییهای ایرانی که پس از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت اوباما آزاد شد، سخن گفته بود.
«خامه روی کیک»
ترامپ روز سهشنبه در نشست گروه هفت در فرانسه از توافق خود دفاع کرد و گفت حاضر است متن آن را با صدای بلند بخواند. جیدی ونس که مأموریت دفاع از این یادداشت تفاهم در داخل آمریکا را بر عهده گرفته است، تأخیر در انتشار آن را به پیچیدگیهای دیپلماتیک در جهان اسلام و عرب نسبت داد. او همچنین تأکید کرد که هرگونه منفعت اقتصادی برای ایران منوط به پایبندی این کشور به تعهد مندرج در سند مبنی بر عدم تلاش برای ساخت سلاح هستهای خواهد بود.
دونالد ترامپ پس از عکس دستهجمعی رهبران گروه ۷ و کشورهای دعوتشده در جریان نشست سران گروه ۷ در اویان-له-بن، فرانسه، روز سهشنبه، از سکو خارج میشود/عکس از آسوشیتدپرس
اظهارات ونس نشان میداد دولتی که بر «هنر معامله» بنا شده، نوعی توافق بزرگ و وسوسهکننده برای ایران را در ذهن دارد؛ توافقی که میتواند به وضعیت انزوای بینالمللی این کشور پایان دهد. ونس در شبکه فاکس نیوز گفت: «ما اساساً خاورمیانه را متحول کردهایم، چه آنها تبعیت کنند و چه نکنند. این توافق صرفاً مانند خامه روی کیک است؛ البته به شرطی که همه کارهای درست را انجام دهند.»
اما احساس سردرگمی و بیبرنامگی، دو روز کامل پس از آنکه ترامپ در هشتادمین سالگرد تولد خود مدعی یک پیروزی بزرگ شد، این احتمال را مطرح کرد که دولتی که در توضیح دلایل آغاز جنگ دچار مشکل پیامرسانی شده بود، ممکن است هنگام پایان دادن به آن نیز همان اشتباه را تکرار کند. منتقدان زبان بهکاررفته در این سند را «بسیار مبهم» توصیف کردند و گفتند که این متن بازتابدهنده تعهدات مهمی نیست که ایران در کانالهای محرمانه به آمریکا داده است.
چرا شاید تیم ترامپ در ایجاد فضای دیپلماتیک حق داشته باشد؟
دیپلماسی هنری پیچیده است؛ و در مورد ایران، این فرایند با توجه به پیشینه آن طاقتفرساست. به همین دلیل، اظهارنظر ترامپ مبنی بر اینکه مرحله بعدی مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران «آسانتر» خواهد بود، چندان عاقلانه به نظر نمیرسید. گفتوگوهایی که به توافق هستهای دوران اوباما منجر شد، دستکم ۱۸ ماه طول کشیدند.
مقامهای آمریکایی مدعیند که بخشی از ابهام موجود در متن یادداشت تفاهم عمدی است تا طرف ایرانی بتواند فضای سیاسی داخلی خود را مدیریت کند، این توافق را به افکار عمومی بفروشد.
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا و از منتقدان مکرر دولت ترامپ، در گفتوگو با کیتلن کالینز از سیانان در حاشیه نشست گروه هفت در فرانسه گفت که متن توافق را دیده و آن را «تغییردهنده قواعد بازی» میداند؛ اما او نیز این یادداشت تفاهم را بیشتر نوعی تفاهم برای تمدید آتشبس توصیف کرد تا یک توافق کامل و جامع.
دونالد ترامپ در جریان ناهار کاری به عنوان بخشی از نشست سران گروه ۷، در اویان، شرق فرانسه، روز سهشنبه، با مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، گفتگو میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
بااینحال، رئیسجمهور آمریکا تحت فشار است تا اختلال گسترده اقتصادی و سیاسی بینالمللی ناشی از جنگ، کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی و شمار نامعلومی از غیرنظامیان ایرانی و همچنین دهها میلیارد دلار هزینه صرفشده برای عملیات و تسلیحات نظامی آمریکا را توجیه کند.
منتقدان ترامپ او را متهم میکنند که هیچ مشکلی را حل نکرده است، جز مشکلی که خودش ایجاد کرده بود: یعنی بسته شدن تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان. همچنین به گفته آنان، او هیچ تعهد مشخص و قابل راستیآزمایی از ایران برای کنار گذاشتن توسعه هستهای دریافت نکرده است.
صریحترین استدلال دولت ترامپ این است که حملات هوایی سال گذشته بهشدت به برنامه هستهای ایران آسیب زده و ذخایر اورانیوم با غنای بالای این کشور را دفن کرده است؛ امری که ساخت سلاح هستهای را ناممکن میکند؛ اما این استدلال از نظر سیاسی چندان مفید نیست، زیرا دوباره این پرسش را مطرح میکند که اصلاً چرا ترامپ جنگ امسال را آغاز کرد.
از سوی دیگر، یک یادداشت تفاهم مبهم فقط به استدلال منتقدان ترامپ اعتبار بیشتری میبخشد؛ کسانی که معتقدند او بیش از آنکه به جزئیات لازم برای ایجاد تغییرات معنادار توجه داشته باشد، بر برند شخصی و پیروزیهای کوتاهمدت تمرکز میکند.
رئیسجمهور آمریکا همچنین با مخاطبان سیاسی بیرحمی روبهروست؛ وضعیتی که با ادعای او در شبکههای اجتماعی مبنی بر اینکه «توافق با جمهوری اسلامی کامل شده است» کمکی به بهبود آن نکرد. این اظهارات احتمالاً انتظاراتی ایجاد کرده که یک متن دیپلماتیک خنثی و کلی قادر به برآورده کردن آنها نیست.
اسرائیل، متحد زمان جنگ، کنار گذاشته شده است
اینکه یک جمهوریخواه ارشد در حزب رئیسجمهور در ابتدا از جزئیات توافق بیاطلاع بود، بسیار تعجبآور است. اما شگفتانگیزتر آن است که به نظر میرسید اسرائیل، شریک ترامپ در آغاز جنگ، نیز در ابتدا در موقعیتی مشابه قرار گرفت. این وضعیت نشانهای از شکاف رو به رشد میان دو متحد است.
بنیامین نتانیاهو در کنار دونالد ترامپ در خلال یک شام در اتاق آبی کاخ سفید در ۷ ژوئیه ۲۰۲۵، در واشنگتن دیسی، سخنرانی میکند/عکس از اندرو هارنیک گتی ایمجز
سیاستمداران هر دو جناح در اسرائیل نگراناند که ترامپ با پایان دادن به همه درگیریهای منطقه موافقت کرده باشد؛ شرطی که اگر شامل حزبالله لبنان نیز شود، از نظر آنها به زیان امنیت اسرائیل خواهد بود. یک منبع اسرائیلی به سیانان گفت که دولت بنیامین نتانیاهو اول هفته درخواست کرده بود متن توافق را مشاهده کند، اما این درخواست در ابتدا رد شد.
دموکراتها نیز از این وضعیت برای تشدید انتقادهای خود علیه ترامپ استفاده میکنند که با وعده پایان دادن به جنگهای خارجی به قدرت بازگشته بود. چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در سنا، گفت: «واقعاً از جنگ ترامپ چه چیزی به دست آوردهایم؟»
دولت «نگران» است؛ روایت یک مقام ارشد دوران اوباما
وندی شرمن، معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا که در مذاکرات توافق هستهای دوران اوباما نقش داشت، به کِیسی هانت از سیانان گفت که خودداری اولیه دولت از انتشار یادداشت تفاهم، بهتنهایی گویای همهچیز است. شرمن گفت: «فکر میکنم این نشان میدهد که آنها درباره محتوای توافق و نحوه برداشت عمومی از آن بسیار نگراناند. برداشت شخصی من این است که رئیسجمهور میخواهد پس از امضای توافق دور افتخار پیروزی خود را برگزار کند.»
وندی شرمن، معاون سابق وزیر امور خارجه ایالات متحده، در طی مصاحبهای با تلویزیون بلومبرگ در واشنگتن، دیسی، در ۲۰ آوریل/عکس از بلومبرگ
دولت ترامپ به اتخاذ رویکردی سادهلوحانه در برابر حکومتی متهم شده که جنگ را پشت سر گذاشته و در شکلی تعدیلشده و شاید حتی سرسختانهتر به حیات خود ادامه داده است. این تصور که واشنگتن پیش از آغاز مذاکرات هستهای، به چنین دشمن سرسختی امتیاز بدهد، بوی سادهانگاری میدهد.
همچنین این ایده که ایران برای خروج از انزوای بینالمللی مشتاق دریافت یک موهبت مالی عظیم باشد، پس از نزدیک به ۵۰ سال از انقلابی اسلامی که هویت خود را در تقابل با ارزشهای غربی تعریف کرده است، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد. یکی از مقامهایی که با سیانان صحبت کرده بود گفت: «مردم نباید بیش از حد درگیر واژههای بهکاررفته در یادداشت تفاهم شوند.» او این سند را صرفاً یک «سند سیاسی» توصیف کرد.
اما در فضای سیاسی بیشازحد ملتهب دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، این امید احتمالاً بیهوده خواهد بود. مهمترین نتیجهای که از جزئیات در حال آشکار شدن توافق ترامپ میتوان گرفت این است که اگرچه درگیریها، دستکم فعلاً، با خوشاقبالی پایان یافتهاند، اما بحران کنونی با ایران هنوز فاصله زیادی تا حلوفصل نهایی دارد.