به گزارش اکوایران، پاکستان پس از کمک به دستیابی به توافقی که به جنگ میان ایران و آمریکا پایان داد، بهعنوان یک میانجی مهم ظاهر شد؛ اما اینکه آیا این کشور در آینده نیز بتواند این نقش را در خاورمیانه حفظ کند، به مجموعهای از عوامل منطقهای و ژئوپلیتیکی بستگی خواهد داشت.
افق ناروشن دستاورد دیپلماتیک پاکستان
به نوشته المانیتور، اسلامآباد ناگهان در مرکز توجه قرار گرفت و بهعنوان یکی از میانجیهای اصلی، در جلوگیری از تشدید خطرناک جنگ میان آمریکا و ایران، از طریق برقراری آتشبس و نخستین گفتوگوهای مستقیم تهران و واشنگتن در چند دهه اخیر، نقش ایفا کرد. اگر مرحله بعدی مذاکرات آمریکا و ایران بهخوبی پیش برود، پاکستان میتواند نفوذ رو به رشد خود در دیپلماسی خاورمیانه را تثبیت کند؛ اما اگر این گفتوگوها بینتیجه بمانند، اسلامآباد ممکن است خود را در موقعیتی بدون برنده بیابد.
پس از بیش از سه ماه درگیری، واشنگتن و تهران وارد مرحله تازهای از مذاکرات شدهاند که هدف آن دستیابی به یک توافق هستهای و اجرای توافق چارچوبی است که روز چهارشنبه امضا شد. فرمانده ارتش پاکستان، فیلدمارشال عاصم منیر، در نخستین دور مذاکرات ایران و آمریکا که این هفته برگزار شد، حضور داشت. با وجود آنکه اسلامآباد به دستاوردی رسیده که بسیاری زمانی آن را ناممکن میدانستند، شاید دشوارترین مرحله هنوز در پیش باشد.
مرحله دوم مذاکرات: مرحله دشوارتر
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، اخیراً به همتای پاکستانی خود، اسحاق دار، توصیه کرد که اگرچه پیشرفت دیپلماتیک جاری قابل استقبال است، اما مرحله بعدی مذاکرات ممکن است «دشوارتر» باشد.
مسعود پزشکیان در سمت راست، در تهران، ایران، روز شنبه ۲۳ مه ۲۰۲۶، با فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، گفتگو میکند/عکس از دفتر ریاستجمهوری ایران
اگرچه طرفها برای پایان دادن به عملیات نظامی و بازگشایی تنگه هرمز به یک یادداشت تفاهم دست یافتند، وانگ در گفتوگوی تلفنی خود با دار هشدار داد: «اجماع کنونی بسیار دور از مقصد نهایی است و بیشتر یک نقطه آغاز جدید به شمار میرود.» او با تأکید بر اینکه پیشرفت فعلی تنها آغاز راه است، از شورای امنیت سازمان ملل خواست نقش فعالتری ایفا کند.
چین و پاکستان در ۳۱ مارس بهطور مشترک یک طرح صلح پنجمادهای برای پایان دادن به درگیری ارائه کرده بودند. هرچند توافق اخیر برخی از آن پیشنهادها را در بر میگیرد، اما دوام آن همچنان نامشخص است، زیرا چندین موضوع اختلافی بهجای حل شدن، به آینده موکول شدهاند.
رسیدن به یک توافق نهایی در بازه زمانی ۶۰ روزه مستلزم تصمیمگیریهای دشواری درباره ذخایر هستهای ایران و غنیسازی اورانیوم خواهد بود. همچنین هنوز مشخص نیست که برنامه موشکی ایران تا چه اندازه در مرحله بعدی مذاکرات مورد بحث قرار خواهد گرفت. واکنش اسرائیل نیز بر میزان ابهام افزوده است. روند صلح عمدتاً بدون مشارکت اسرائیل پیش رفته که اگرچه ممکن است مذاکرات را آسانتر کرده باشد، اما در صورت تشدید تنشهای منطقهای، خطر فروپاشی آن را نیز افزایش میدهد.
برای پاکستان، موفقیت دیپلماتیک هنوز قطعی نیست. جنید جاوید صدیقی، تحلیلگر امنیت و مدیریت ریسک در اسلامآباد، هشدار داد که اگر واشنگتن یا تهران هر یک از مفاد توافق احتمالی را نادیده بگیرند، اسلامآباد هیچ ابزاری برای «وادار کردن طرفها به پایبندی» در اختیار نخواهد داشت.
موقعیت پاکستان در صورت شکست مذاکرات
پاکستان که از سوی ایران، تا حدی به این دلیل که میزبان هیچ پایگاه نظامی آمریکا نیست و همزمان با وجود برخی تنشها روابط نظامی دیرینهای با واشنگتن دارد، بهعنوان میانجی پذیرفته شده، به گزینهای طبیعی برای میانجیگری تبدیل شد. اسلامآباد که بهدنبال تثبیت مرز ۹۰۹ کیلومتری خود با ایران و جلوگیری از یک بحران اقتصادی داخلی ناشی از افزایش قیمت نفت بود، با میل این نقش را پذیرفت.
مسافران در حال گذر از کنار یک تابلو که تصویر شهباز شریف را در کنار فیلد مارشال سید عاصم منیر نشان میدهد که در مقابل هتل سرنا در اسلامآباد در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، پس از اعلام توافق صلح آمریکا و ایران نصب شده است/عکس از خبرگزاری فرانسه
پاکستان در هفتههای پایانی جنگ با همکاری عربستان سعودی، ترکیه، مصر و قطر پیشرفت قابلتوجهی به دست آورد، اما ایجاد یک چارچوب پایدار میان واشنگتن و تهران همچنان چالشی بزرگ است. هیچ فرمول تضمینشدهای برای صلح پایدار وجود ندارد و حتی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در دوران اوباما، پس از امضای توافق موقت در سال ۲۰۱۳، ۲۰ ماه زمان برد تا نهایی شود.
دستیابی به یک تفاهم اولیه معمولاً آسانتر از حفظ شتاب مذاکرات تا رسیدن به توافق نهایی است. شصت روز آینده ممکن است شاهد اختلافات تازهای درباره اورانیوم غنیشده، برنامه موشکی ایران، رفع تحریمها و وضعیت لبنان باشد.
با وجود آنکه پاکستان سومین امضاکننده توافق آمریکا و ایران به شمار میرود، در صورت نقض مفاد توافق از سوی هر یک از طرفها، توانایی اسلامآباد برای نظارت و اجرای آن محدود خواهد بود. بااینحال، جان آچکزی، وزیر پیشین اطلاعات ایالت بلوچستان پاکستان، خاطرنشان کرد که اگرچه پاکستان نمیتواند طرفین را به اجرای تعهدات وادار کند، اما میتواند گفتوگوها را تسهیل کرده و فشارهای منطقهای و بینالمللی را برای حفظ مشارکت دو طرف بسیج کند. او به المانیتور گفت: «اهرم فشار پاکستان در اعتبار آن بهعنوان یک میانجی نهفته است.»
زیشان شاه، ناظر سیاسی مستقر در واشنگتن، اشاره کرد که پیش از امضای یادداشت تفاهم، درگیریها و تنشهای متعددی میان ایران و آمریکا رخ داده بود. او به المانیتور گفت که دیپلماسی رفتوبرگشتی اسلامآباد در گذشته به حفظ روند مذاکرات کمک کرده و میتواند بار دیگر نیز چنین نقشی ایفا کند. شاه پیشنهاد کرد که «پاکستان میتواند گروه غیررسمی متشکل از ترکیه، مصر، عربستان سعودی و احتمالاً قطر را دوباره فعال کند تا همانگونه که در دوران جنگ عمل کرد، دو طرف را برای بازگشت به میز مذاکره تحت فشار قرار دهد،» بهویژه به این دلیل که به گفته او، «تمایل اندکی در واشنگتن برای ورود دوباره به عملیات نظامی گسترده علیه ایران باقی مانده است.» او افزود که اگر پاکستان این روند را بهخوبی مدیریت کند، «از منافع قابلتوجهی برخوردار خواهد شد» و میتواند به یک میانجی منطقهای تبدیل شود؛ زیرا نشان داده است که با برخورداری از زرادخانه هستهای و ارتشی حرفهای و آزموده در میدان نبرد، قادر به ایفای «نقشی مهم» است.
واسطه واقعگرا و محدودیتهای اسلامآباد
اگر مذاکرات به مرحله نهایی برسد، پاکستان میتواند حضور دیپلماتیک خود را در سراسر خاورمیانه تقویت کند.
چودری ناتیق عبید، تحلیلگر مسائل دفاعی و راهبردی در اسلامآباد، به المانیتور گفت که پاکستان با ایفای نقش یک «واسطه واقعگرا» که واقعیتهای میدانی را به حکومت ایران منتقل کرد و راهی دیپلماتیک برای خروج آمریکا از بحران فراهم ساخت، خود را بهعنوان یک «بازیگر راهبردی جدی» تثبیت کرده است. به گفته عبید، پاکستان میتواند «از یک بازیگر حاشیهای به یک قدرت دیپلماتیک تأثیرگذار» در منطقه تبدیل شود.
هیئت پاکستانی به همراه شهباز شریف و عاصم منیر در جریان تور چهارکشوری خود، در ایران نیز توقف کردند/عکس از دفتر نخستوزیری پاکستان
کاهش تحریمهای ایران نیز به اسلامآباد اجازه خواهد تا داد امنیت انرژی خود را تقویت کرده و مسیرهای تجاریاش را گوناگون سازد؛ اما آچکزی هشدار داد که اسلامآباد باید با احتیاط حرکت کند، زیرا با «بازیگران رقیب متعددی روابط نزدیک» دارد؛ برای نمونه، روابط پاکستان با عربستان سعودی را در نظر بگیرید. دو کشور در ماه سپتامبر توافقنامه دفاعی راهبردی متقابلی امضا کردند که در آن آمده است: «هرگونه تجاوز علیه هر یک از دو کشور، تجاوز علیه هر دو کشور تلقی خواهد شد.» عربستان سعودی در جریان جنگ هدف چندین حمله ایران قرار گرفت.
آچکزی گفت که در بلندمدت، کارآمدی پاکستان به توانایی آن در حفظ بیطرفی و اولویت دادن به ثبات منطقهای، بهجای نزدیک شدن بیش از حد به هر یک از طرفها، بستگی خواهد داشت. پاکستان همچنین با محدودیتهای داخلی خود، از جمله شکنندگی اقتصادی و چالشهای امنیتی داخلی، روبهرو است.
به گفته صدیقی این مشکلات میتوانند «میزان سرمایه دیپلماتیکی را که پاکستان میتواند به مسائل خاورمیانه اختصاص دهد، محدود کنند.» به اعتقاد او، اگرچه نقش میانجیگرانه پاکستان چیزی فراتر از یک فرصت مقطعی است، اما هنوز «بسیار زود است که آن را یک تغییر دائمی در موازنه قدرت منطقهای بدانیم.»
چه خبر مرد؟
در همین شرایط، رویترز هم نوشت، نقش پاکستان در میانجیگری برای دستیابی به توافق صلح در جنگ ایران منجر به تحسین گسترده دیپلماتیک شده که میتواند برای اسلامآباد مزایای اقتصادی داشته باشد، اما تحلیلگران این سوال را مطرح میکنند که آیا چنین دستاوردهایی میتواند به حل و فصل اختلافات اقتصادی این کشور کمک کند یا خیر.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، در حال دست دادن با سپهبد عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، در کنار شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، طی مذاکرات ایران و آمریکا، تفرجگاه بورگنستوک سوئیس، در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری رویترز
شهباز شریف، نخست وزیر، و فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش، در این هفته در مذاکرات بین ایران و ایالات متحده در شهر بورگنستوک سوئیس شرکت کردند که اوج نقش چند ماهه پاکستان در یکی از مهمترین مذاکرات دیپلماتیک جهان بود. جی دی ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، پس از دیدن منیر در این شهر تفریحی، قبل از اینکه فرمانده ارتش را در آغوش بگیرد، گفت: «این مرد. چه خبره، مرد؟» هر دو طرف جنگ، به همراه چندین رهبر جهان، از اسلام آباد برای کمک به کاهش درگیری که میتوانست تنگه هرمز را برای مدت طولانی مختل کند، عرضه نفت جهانی را مسدود کند و اقتصاد جهان را خرد کند، تشکر کردهاند.
پتانسیل عظیم برای تبدیل شدن به بخشی یکپارچهتر از خاورمیانه بزرگ
این پیشرفت، جایگاه پاکستان را ارتقا داده و تحلیلگران میگویند این کشور ۲۵۰ میلیون نفری فرصتی دارد تا این حسن نیت را به دستاوردهایی برای اقتصادی که دههها رونق و رکود را تجربه کرده، تبدیل کند. اما بعید است هرگونه مزیتی بتواند مسائل ساختاری عمیقتر از جمله نابرابری اجتماعی و اقتصادی، پایه مالیاتی محدود و کمکهای مالی مکرر صندوق بینالمللی پول را برطرف کند. پاکستان رشد اقتصادی ۴.۰٪ و تورم ۸.۲٪ را برای سال مالی آینده هدف قرار داده است، در حالی که رشد پیشبینی شده برای سال مالی ۲۰۲۶ که در ژوئن به پایان میرسد، ۳.۷٪ و میانگین تورم ۶.۷٪ در دوره ژوئیه-مه سال گذشته است.
سربازانی که ماسک زدهاند در مرز پاکستان و ایران در تفتان نگهبانی میدهند، فوریه ۲۰۲۰/ عکس از خبرگزاری فرانسه
به گفته خوران شهرزاد، مشاور وزیر دارایی پاکستان: «کشوری که ثبات را در داخل کشور برقرار میکند و به پیشبرد ثبات در خارج از کشور کمک میکند، به مقصد معتبرتری برای سرمایهگذاری تبدیل میشود. یک دستور کار اقتصادی رشد محور، همراه با شهرت به عنوان نیرویی برای صلح و ثبات، پاکستان را در موقعیت منحصر به فرد مطلوبی برای جذب سرمایهگذاری، زیرساختها، فناوری و بخشهای رشد آینده خود قرار میدهد».
بسیاری از تحلیلگران انتظار دارند که ایالات متحده کمکهای مالی زیادی به آنها بکند، اگرچه هنوز هیچ نشانهای از چنین کمکهای بادآوردهای وجود نداشته است. به گفته الکس وطنخواه، عضو ارشد و مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه، یکی از مزایای پاکستان «پتانسیل عظیم برای تبدیل شدن به بخشی یکپارچهتر از خاورمیانه بزرگ» و در نهایت ایجاد مشارکتهای اقتصادی گستردهتر در منطقه است که شامل دفاع نیز میشود. مفتاح اسماعیل، وزیر دارایی سابق پاکستان هم معتقدست احتمال دارد که لغو تحریمهای ایران فرصت «تجارت عظیمی بین ایران و پاکستان»، به ویژه از طریق مرز زمینی بلوچستان آنها، را فراهم کند.
محور صلح؛ فرصت یا سراب؟
پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و حمله ایالات متحده به افغانستان، همسویی با واشنگتن به تضمین تغییر زمان بدهی از سوی بیش از دوازده طلبکار دوجانبه، تمدید حمایت صندوق بینالمللی پول و سایر وامدهندگان چندجانبه و کمک ایالات متحده کمک کرد. اما تحلیلگران میگویند پاکستان به دلیل ضعفهای ساختاری نتوانست از این مزیت استفاده کند.
حضور استیو ویتکاف، شهباز شریف پاکستان، جی دی ونس و عاصم منیر در مذاکرات ایران و آمریکا، زوریخ سوئیس، 21 ژوئن 2026/ عکس از خبرگزاری رویترز
به گفته خرم حسین، مفسر اقتصادی و روزنامهنگار، وضعیت فعلی مشابه پس از یازده سپتامبر است، اما با یک تفاوت اساسی: آن لحظه در «آغاز یک جنگ طولانی و ویرانگر که در آن پاکستان مجبور بود نقش خط مقدم را ایفا کند» اتفاق افتاد، در حالی که این بار «پاکستان نقش یک صلحآفرین را ایفا میکند». این تمایز به این معنی است که اهرم پاکستان این بار از مفید بودن همزمان برای چندین طرف - واشنگتن، تهران، کشورهای خلیج فارس، ترکیه و چین - ناشی میشود.
به گفته اسماعیل، وزیر دارایی سابق، نقش دیپلماتیک، اعتبار بینالمللی پاکستان را افزایش داده، اما این هیچ تاثیری بر هزینههای بالا، صادرات ضعیف و بازپرداختهای خارجی که آن را به صندوق بینالمللی پول وابسته نگه میدارد، نداشته است. او گفت: «خانه ما چنان آشفته است که خارجیها واقعاً نمیتوانند به ما کمک کنند مگر اینکه خودمان به خودمان کمک کنیم. هیچ چیز در این جنگ این را تغییر نمیدهد و ما به طور مداوم به صندوق بینالمللی پول وابسته خواهیم بود».
به باور عاصم اعجاز خواجه، استاد دانشگاه هاروارد و مدیر مرکز توسعه بینالمللی هاروارد، پاکستان باید در برابر امتیازات مالی کوتاهمدت که بهرهوری را افزایش نمیدهند، مقاومت کند. او گفت که در عوض، پاکستان باید به دنبال تبادلات دانشگاهی و بورسیههای تحصیلی، دسترسی ترجیحی به بازار منسوجات و خدمات فناوری اطلاعات، انتقال فناوری و چارچوبهای سرمایهگذاری سبز باشد.
به گفته عاطف میان، استاد اقتصاد، سیاست عمومی و امور مالی در دانشگاه پرینستون، پاکستان باید از برخورد با دیپلماسی به عنوان مسیر دیگری برای سپردهگذاری، تمدید یا کمک به سبک صندوق بینالمللی پول خودداری کند. به گفته او، جایزه واقعی، یک «محور صلح» - خارجی و داخلی - است که بر اساس تجارت منطقهای، پیوندهای انرژی با ایران و ادغام عمیقتر با خلیج فارس و ترکیه از طریق صادرات، انتقال فناوری و صنایع وابسته ساخته شده است.
تحلیلگران معتقدند که هرگونه دستاورد اقتصادی جدید، محدودیتهای عمیقتر پاکستان را برطرف نخواهد کرد. به گفته عادل مالک، دانشیار اقتصاد توسعه در دانشگاه آکسفورد: «اگر اصلاحات ساختاری اجرا نشود، کشور در دهههای آینده در معرض انفجار داخلی قرار خواهد گرفت. «شکایتهای عمیقی در میان جوانان و طبقات متوسط رو به کاهش علیه نخبگان حاکم پاکستان وجود دارد. سیستم حاکم به نخبگان حاکم فرصت زندگی طولانیتری داده است، اما کشور را از نظر اجتماعی و اقتصادی ناامن کرده است».