به گزارش اکوایران، با تشدید جنگ میان آمریکا و ایران، نگرانیها درباره احتمال آغاز یک عملیات زمینی افزایش یافته است؛ بهویژه در شرایطی که حملات هوایی بیوقفه آمریکا نتوانستهاند عزم تهران را در هم بشکنند.
مایکل فرومن، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، در یادداشتی که در وبگاه این اندیشکده منتشر شده، سه سناریوی احتمالی برای پایان جنگ ایران را بررسی میکند:
سه گزینه نامطلوب پیشروی واشنگتن؛ جعبه پاندورا باز میشود؟
بخش زیادی از تحلیلها درباره جنگ ایران بر این موضوع متمرکز بودهاند که آیا هزینههای فزاینده عملیات «خشم حماسی» برای آمریکا ارزشش را داشت یا خیر؛ بااینحال اکنون رایجترین پرسشی که میشنوم این است: همه اینها چگونه به پایان میرسد؟ انتخابی که اکنون پیش روی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، قرار دارد چهبسا انتخاب میان سه گزینه نامطلوب باشد: تشدید چشمگیر تنش؛ کاهش تنش از طریق مصالحه؛ و ادامه بنبست آشفته کنونی.
نخستین رویکرد این است که با شلیک بیشتر و حمله نظامی مهیب از این وضعیت خارج شویم. گفته میشود ترامپ بهطور جدی در حال بررسی این گزینه است. هفته گذشته او گفت که احتمال ازسرگیری حملات مستمر و شدید مشابه آغاز عملیات «خشم حماسی» را در نظر دارد. ترامپ به زبان خودش گفته است: «ایران هنوز به اندازه کافی درد نکشیده است.» یا به تعبیری که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، روز گذشته مطرح کرد، ایالات متحده میتواند راهبردی مبتنی بر «سر در برابر چشم» را دنبال کند.
در این سناریو آمریکا ممکن است زیرساختهای حیاتی ایران، از جمله تأسیسات نفت و گاز، نیروگاهها، شبکه حملونقل و تأسیسات آبشیرینکن را هدف قرار دهد، به امید اینکه آشفتگی بیشتری در اقتصاد و جامعه ایران ایجاد کند؛ اما منطق بیرحمانه این رویکرد کاملاً روشن است و خوشبختانه تاکنون از آن پرهیز شده است. حملاتی از این دست میتواند در ایران یک بحران انسانی ایجاد کند، جایگاه اخلاقی آمریکا را خدشهدار سازد و به هیچ وجه تضمین نمیکند که تهران تسلیم شود. این تازه جدا از جعبه پاندورایی است که یک «جنگ تمامعیار» میتواند باز کند؛ جنگی که در آن زیرساختهای حیاتی کشورهای عربی خلیج فارس، تأسیسات انرژی و نیروگاهها، مراکز جمعیتی غیرنظامی و همچنین تأسیسات آبشیرینکن، در صدر فهرست اهداف ایران قرار خواهند گرفت.
ترامپ همچنین ممکن است نیروهای زمینی را وارد میدان کند؛ از جمله برای تصرف جزیره خارک و تأمین امنیت نواری از خاک ایران در مجاورت تنگه هرمز، با هدف تضمین عبور امن کشتیها از این تنگه؛ اما چنین عملیاتهایی هزاران نیروی نظامی آمریکایی و داراییهای ارزشمند دریایی این کشور را در معرض خطر قرار خواهد داد. آمریکا همچنین ممکن است بار دیگر مقامات ارشد ایران را ترور کند؛ بااینحال، تهران نشان داده در برابر چنین حملاتی، توانایی چشمگیری در بازسازی ساختار و حتی تقویت عزمش، دارد و حاضر است درد و رنج بسیار بیشتری را نسبت به ترامپ تحمل کنند.
هزینههای سنگین کوتاه آمدن برای ترامپ
این ما را به گزینه دوم میرساند که ترامپ میتواند در نظر بگیرد: کاهش تنش. در عمل، این گزینه خطر آن را دارد که شبیه تسلیم شدن به نظر برسد. آمریکا میتواند حضور نظامی خود را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد، بار دیگر در مورد تحقق بخش عمده اهداف نظامی اعلامشده عملیات «خشم حماسی» اعلام پیروزی کند و دستکم تا حدی، کنترل ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد.
دونالد ترامپ در کنار سران نظامی و غیرنظامی در حال تماشای نمایش عملیات ویژه در فورت برگ، کارولینای شمالی، در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۵ است/عکس از گتی ایمجز
هزینههای جنگ همین حالا نیز بالاست و مشخص نیست که ترامپ یا مردم آمریکا تمایلی به پذیرش چنین هزینههایی داشته باشند. در حمله اخیر ایران به پایگاه هوایی موفقالسلطی در الازرق اردن، سه نظامی آمریکایی کشته شدند و شمار کل نظامیان آمریکایی کشتهشده به ۱۸ نفر و تعداد مجروحان به نزدیک ۴۵۰ نفر رسید. نظرسنجیهای تازه نشان میدهند که ۶۸ درصد آمریکاییها معتقدند جنگ ایران «ارزش جنگیدن نداشته است». سپس هزینههای راهبردی مطرح میشوند؛ از جمله کاهش بیشتر و سریعتر ذخایر مهمات که همین حالا نیز با کمبود مواجهاند و انتقال نیروها از مناطق اولویتداری مانند اوقیانوس هند-آرام که میتواند چین را به اقدامات فرصتطلبانه در تنگه تایوان ترغیب کند.
فروش سیاسی این گزینه دشوار خواهد بود. اگر آمریکا مفاد تفاهمنامه اسلامآباد را همانگونه که نوشته شده اجرا کند، ایران همچنان در موقعیتی خواهد بود که بتواند هر زمان که بخواهد تنگه هرمز را تحت فشار قرار دهد یا دستکم برای عبور کشتیها عوارض تعیین کند و همزمان، بحث واقعی درباره مسائل حلنشده مربوط به برنامه هستهای خود را به آینده موکول کند. کاهش یکجانبه تنش همچنین اعتماد شرکای آمریکا در منطقه و البته شرکای آن در نقاط دیگر جهان، به ایالات متحده بهعنوان ضامن قابل اعتماد امنیت را در هم خواهد شکست.
کافی است بگوییم که هر دو گزینه تشدید و کاهش تنش که پیش روی ترامپ قرار دارند، نامطلوب هستند. به همین دلیل، او بهطور قابلدرکی تلاش کرده است راه میانهای را در پیش بگیرد: راهبردی مبتنی بر حملات متقابل و پیشنهادهای تازه برای توافق که همزمان در دو حوزه نظامی و دیپلماتیک دنبال میشوند؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا این رویکرد در هیچیک از این دو جبهه موفق خواهد شد یا خیر.
احتمال تداوم و تثبیت وضعیت نه جنگ نه صلح کنونی
هزینهها هر روز بیشتر میشوند و نتیجه نهایی به هیچ وجه روشن نیست، اما با توجه به خطرات رویکردی بهمراتب نرمتر یا سختگیرانهتر، ممکن است درگیری کنونی در تنگه هرمز به وضعیت عادی تازه تبدیل شود.
ملوانان نیروی دریایی ایالات متحده خود را برای عملیات پروازی روی عرشه پرواز ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز، یواساس آبراهام لینکلن، در حمایت از عملیات خشم عظیم آماده میکنند. ۴ مارس ۲۰۲۶/عکس از نیروی دریایی ایالات متحده
تنگه هرمز نه کاملاً باز است و نه کاملاً بسته. آتشبس تقریباً هر روز با حملات نقض میشود، هرچند ممکن است به تعبیر خود ترامپ، به «شلیک کردن با شدت و روش معتدلتر» منجر شده باشد. قیمت نفت نیز بالاست، اما ظاهراً دستکم در شرایط کنونی اقتصاد جهانی را فلج نکرده است. در نبود یک تحول اساسی در جبهه نظامی یا دیپلماتیک، این وضعیت در حال تثبیت شدن است.
پس این وضعیت تا چه مدت میتواند ادامه پیدا کند؟ اخترفیزیکدان، جی. ریچارد گات، یک قاعده سرانگشتی مشهور ارائه کرده است: در نبود اطلاعات بهتر، احتمال اینکه یک پدیده دستکم به اندازه مدتی که تاکنون ادامه داشته، دوام بیاورد، پنجاه درصد است. بر اساس این محاسبه بدبینانه، بنبست پنجماهه در تنگه هرمز پنجاه درصد احتمال دارد تا پایان سال جاری میلادی ادامه پیدا کند؛ و هر ماهی که این وضعیت ادامه یابد، احتمال دوام آن در ماه بعد نیز بیشتر خواهد شد.
اگر این منطق برایتان قانعکننده نیست، همیشه بازارهای پیشبینی وجود دارند. پیشبینیهای این بازارها احتمال ۵۰ درصدی برای «بازگشت وضعیت تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به حالت عادی» که بهعنوان شاخصی برای پایان درگیری در نظر گرفته میشود، تا پایان سال ۲۰۲۶ قائل هستند؛ یعنی عملاً خرد جمعی در این بازارها با دیدگاه یک اخترفیزیکدان دانشگاه پرینستون همسو شده است. چه جالب!
یک عملیات زمینی آمریکا در ایران چگونه ممکن است آغاز و اجرا شود؟
درباره سناریوی اجرای یک عملیات نظامی زمینی ایالات متحده در ایران، نشریه فارن پالیسی در یادداشتی مینویسد که کارشناسان نظامی میگویند عملیاتهای محدود و یورشهای کوتاهمدت ممکن است انجام شوند، اما تهاجم گسترده بعید است:
دونالد ترامپ احتمال اعزام نیروهای زمینی را رد نکرده است؛ درحالیکه جنگ، که اکنون عمدتاً به نبردی بر سر کنترل تنگه هرمز تبدیل شده است، همچنان بازارهای جهانی انرژی را دچار آشفتگی میکند. همچنین گزارش شده است که آمریکا نیروهای نظامی بیشتری، از جمله نیروهای عملیات ویژه و کادر پزشکی، به منطقه اعزام کرده تا گزینههای بیشتری را پیش روی ترامپ قرار دهد.
یک زوج ایرانی در روز جمعه از کنار موشکهای ذوالفقار ساخت ایران که در میدان آزادی تهران به نمایش گذاشته شدهاند، عبور میکنند/عکس از خبرگزاری فرانسه
هفته گذشته قانونگذاران آمریکایی از مقامهای ارشد دولت ترامپ پرسیدند که آیا یک عملیات زمینی بهطور جدی در دست بررسی است یا خیر. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، در جلسه استماع روز سهشنبه حاضر نشد بهطور صریح بگوید که آیا انتظار دارد نبرد زمینی گام بعدی آمریکا در این جنگ باشد یا نه. بااینحال، کین پذیرفت که «قدرت هوایی محدودیتهایی دارد» و گفت: «ما همیشه تعداد بسیار زیادی گزینه طراحی میکنیم.»
مقامهای پیشین نظامی و کارشناسان آمریکایی به فارن پالیسی گفتند که به نظر نمیرسد آمریکا در مسیر اجرای یک عملیات زمینی گسترده در ایران حرکت کند؛ عملیاتی که به نیروهایی بسیار بیشتر از حدود ۵۰ هزار نیرویی که هماینک در منطقه مستقر هستند نیاز خواهد داشت؛ اما آنها گفتند احتمال مشارکت نیروهای زمینی در عملیاتهای محدودتر وجود دارد؛ از جمله حرکت برای تصرف جزایر مهمی مانند خارک یا انجام یورشهای نیروهای عملیات ویژه به تأسیسات نظامی.
ژنرال بازنشسته ارتش، جوزف ووتل، که از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ بهعنوان فرمانده سنتکام بر عملیاتهای نظامی این کشور در خاورمیانه نظارت میکرد، گفت: «فکر نمیکنم قصد داشته باشیم نیروها را به مرکز تهران بفرستیم.» او همچنین خاطرنشان کرد که به نظر نمیرسد کاخ سفید در حال بررسی یک عملیات زمینی برای هدف قرار دادن تأسیسات هستهای باشد. ووتل گفت: «آنچه ممکن است شاهدش باشیم، استفاده از نیروهای زمینی در یورشهای محدود برای هدف قرار دادن مکانهای کلیدی است.» به گفته او، چنین عملیاتهایی ممکن است «بر مقابله با توانمندیهای نظامیای متمرکز باشند که به نظر میرسد ایران در حال حاضر به آنها متکی است و عموماً در مناطق ساحلی» یا حتی اندکی دورتر از ساحل قرار دارند.
اهداف احتمالی میتوانند شامل مراکز فرماندهی و کنترل، سایتهای پرتاب، انبارها، مراکز ارتباطی و دیگر زیرساختهای حیاتی باشند که از توانایی ایران برای ادامه تأثیرگذاری بر وضعیت تنگه هرمز پشتیبانی میکنند؛ اما به گفته ووتل، یک عملیات بزرگتر، مانند عملیاتی با هدف تصرف بخشی از خاک اصلی ایران در مجاورت تنگه هرمز برای بازگشایی این مسیر آبی، احتمالاً به دستکم ۱۰۰ هزار نیرو نیاز خواهد داشت. او گفت: «این منطقه بسیار وسیع است؛ و باید انتظار داشته باشیم که ایران مقابله کند و تلاش کند جلوی چنین اقدامی را بگیرد.» ووتل گفت ایران «ارتش بهخصوص قدرتمندی» ندارد، اما توانایی مقاومت را داراست. آمریکا همچنین به دلیل محدودیتهای جغرافیایی و سایر موانع لجستیکی با چالشهای جدی برای انتقال هم نیرو و هم تجهیزات و تدارکات مواجه خواهد شد.
تقریبا صفر؛ بیهودگی راهبردی عملیات زمینی
در جنگ عراق، ارتش آمریکا توانست از کویت همسایه بهعنوان منطقهای برای آمادهسازی و آغاز عملیات استفاده کند؛ اما آمریکا مسیر مشابه و روشنی برای ورود به ایران نخواهد داشت. این یکی از دلایل متعددی است که کارشناسان نظامی را نسبت به جدی بودن احتمال یک عملیات زمینی گسترده بدبین کرده است.
اعضای ارتش ایالات متحده در حال حمل محفظه انتقال گروهبان کشتهشده ارتش آمریکا، در جریان انتقال او در پایگاه نیروی هوایی دوور، دلاور، در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز
سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی، مارک کانسیان، که مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) است، گفت احتمال اجرای عملیات زمینی آمریکا در خاک اصلی ایران «تقریباً صفر» است و چنین اقدامی «بهشدت خطرناک» خواهد بود؛ بهویژه با توجه به اینکه تهران حدود یک میلیون نیروی زمینی در اختیار دارد.
بااینحال، کانسیان گفت حمله به جزایر دارای اهمیت راهبردی «محتملتر» است. به گفته او، آمریکا نیروهای لازم برای تصرف جزایری مانند خارک را در منطقه دارد؛ از جمله هزاران تفنگدار دریایی و نیروی چترباز؛ اما چنین اقدامی «یک عملیات رزمی بزرگ» خواهد بود. نیروهای آمریکایی در معرض حملات موشکی و پهپادی ایران قرار خواهند گرفت و «هیچ شکی» وجود ندارد که آمریکا متحمل تلفات خواهد شد.
بااینحال، درباره اینکه آیا تصرف خارک یا سایر جزایر ارزش خطرات آن را دارد یا اینکه واقعاً به بازگشایی تنگه کمک خواهد کرد، اختلاف نظر وجود دارد. ووتل گفت خارک برای حکومت ایران ارزشمند است و «کنترل ما بر آن ممکن است تأثیری داشته باشد،» اما مطمئن نیست که چنین اقدامی «کمک چندانی به حل مشکل تنگه هرمز» یا دستیابی به سایر اهداف عملیاتی آمریکا کند.
نگرانی قانونگذاران آمریکایی از گزینههای احتمالی نظامی
قانونگذاران در واشنگتن نیز نگرانیهای جدی درباره خطرات اعزام نیروهای زمینی به ایران، از جمله در هرگونه عملیات برای تصرف جزایر، دارند. تد لیو، نماینده دموکرات و کهنهسرباز نیروی هوایی آمریکا که عضو کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان است، به فارن پالیسی گفت: «نمیدانم چطور میتوان یک جزیره را تصرف کرد، بدون اینکه نیروهای آمریکایی هر روز در معرض تیراندازی ایران قرار بگیرند. مسئله این نیست که آیا ارتش آمریکا میتواند یک منطقه را تصرف کند یا نه. البته که میتواند. مسئله این است که روز بعد چه اتفاقی میافتد.»
سه نماینده کنگره، اندکی پس از آنکه مجلس نمایندگان ایالات متحده با اختلاف کمی قطعنامهای برای توقف اقدام نظامی آمریکا در ایران را تصویب کرد، در کنگره در واشنگتن، در ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶ با خبرنگاران گفتگو میکنند/عکس از آسوشیتدپرس
لیو افزود: «شما نمیتوانید صرفاً یک منطقه را تصرف کنید و بگویید جنگ تمام شده است؛ باید آن منطقه را حفظ کنید؛ و اینجاست که یک مشکل بسیار بزرگ ایجاد میشود. اینکه آمریکا بخواهد عملیات خود را برای حفظ یک منطقه در ایران ادامه دهد، به معنای ورود به یک جنگ بیپایان دیگر خواهد بود.»
برخی جمهوریخواهان نیز نگرانیهای مشابهی مطرح کردهاند. پت هریگان، نماینده جمهوریخواه و عضو کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان که پیشتر عضو نیروهای ویژه ارتش آمریکا بوده است، اخیراً در پستی در فیسبوک گفت: «ایران لانه زنبورِ لانههای زنبور است و اعزام نیروهای آمریکایی به خاک این کشور، یک درگیری خطرناک را به جنگ بیپایان بعدی تبدیل خواهد کرد.»
اعزام نیروهای زمینی به ایران، در هر سطحی، از نظر سیاسی نیز برای ترامپ و حزب جمهوریخواه خطرناک خواهد بود. این جنگ که موجب افزایش قیمت بنزین شده، در میان رأیدهندگان آمریکایی محبوب نیست و حزب جمهوریخواه بیش از پیش نسبت به احتمال تأثیر منفی این درگیری بر اکثریت شکننده خود در کنگره در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر حساس شده است. بااینحال، لیو در همین زمینه تأکید کرد که رفتارهای گذشته ترامپ نشان میدهد او اشتهای زیادی برای پذیرش ریسک دارد؛ همانطور که اوایل امسال حاضر شد نیروهای زمینی را به ونزوئلا اعزام کند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که دولت ترامپ با نظارت و انتقادهای فزایندهای درباره اهداف خود در جنگ مواجه است؛ اهدافی که بارها تغییر کردهاند و همین امر اجرای مأموریت را برای ارتش دشوار کرده است. ووتل گفت: «ارتش دقیقاً همان کاری را انجام داده که از آن خواسته شده و این کار را با نهایت توان خود انجام داده است،» اما درک اینکه «اهداف راهبردی بلندمدت» آمریکا در این جنگ دقیقاً چیست، چالشبرانگیز بوده است.