اکوایران: اردن سال‌ها تلاش کرد همکاری نزدیک نظامی و اطلاعاتی خود با آمریکا را کم‌اهمیت جلوه دهد؛ اما اکنون نقش این کشور بیش از آن آشکار شده است که بتوان آن را پنهان کرد.

به گزارش اکوایران،  از زمان ازسرگیری جنگ ایران در ۷ ژوئیه، تهران حملات خود علیه اردن را بیش از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس افزایش داده و همزمان، به‌طور قابل توجهی از حملات مستقیم به اسرائیل خودداری کرده است. این عدم تقارن تصادفی نیست. این وضعیت نشان‌دهنده یک محاسبه عمدی عملیاتی و سیاسی است: اردن به‌عنوان یک نقطه فشار در راهبرد منطقه‌ای ایران هدف قرار گرفته است.

اردن در کانون حملات ایران

به گزارش نشنال اینترست، تهران بر این باور است که حملاتش به پایگاه‌های آمریکا در اردن، این کشور پادشاهی را از روابط نزدیکش با ایالات متحده دور خواهد کرد.

ایران حملات خود را بر پایگاه هوایی موفق‌السلطی که محل استقرار بزرگ‌ترین حضور نظامی آمریکا در اردن است، متمرکز کرده است. بااین‌حال، تهران به اهداف دیگری از جمله تاور ۲۲، پایگاه هوایی شاهزاده حسن، پایگاه هوایی ملک فیصل و یک فرودگاه غیرنظامی، یعنی فرودگاه بین‌المللی ملک حسین در عقبه، نیز حمله کرده است. از ۹ ژوئیه، ایران ۷۰ موشک و ۲۵ پهپاد به سمت خاک اردن شلیک کرده که بنا بر گزارش‌ها، سه آمریکایی نیز در این حملات کشته شده‌اند.

این حملات نشان‌دهنده تلاش عمدی ایران برای اعمال فشار مستمر بر تمامی تأسیسات اردنی است که نیروهای آمریکایی از آنها استفاده می‌کنند، نه فقط پایگاه موفق السلطی. تهران تلاش دارد اردن را به‌عنوان همدست اسرائیل و ایالات متحده و بازیگری تابع راهبرد منطقه‌ای غرب معرفی کند.

چرا اردن از نظر تهران مهم است؟

بر اساس توافق همکاری دفاعی میان واشنگتن و امان در سال ۲۰۲۱، نیروهای آمریکایی اجازه دارند برای آموزش، عملیات، امور لجستیکی و مأموریت‌های بشردوستانه به تأسیسات نظامی مورد توافق در اردن دسترسی داشته باشند. این توافق امکان استقرار پیشاپیش تجهیزات را فراهم می‌کند و برای نیروهای آمریکایی حمایت‌های حقوقی در نظر می‌گیرد، اما به معنای ایجاد پایگاه‌های نظامی مستقل و حاکمیتی آمریکا نیست. این تأسیسات متعلق به اردن هستند.

اردن

نیروهای ارتش ایالات متحده و یک کامیون در عقبه، اردن، در حدود ژانویه ۲۰۲۳/عکس از شاتراستوک

ایمن الصفدی، وزیر خارجه اردن، نیز این تفاوت را روشن کرده است؛ بااین‌حال، ایران عمداً این واقعیت را مبهم جلوه می‌دهد. با این وجود، واقعیت عملی این است که ایران مستقیماً به اردن حمله می‌کند. از نظر فنی، سیاسی و راهبردی، این یک تشدید تنش محسوب می‌شود و اردن را در جایگاهی متفاوت از کشورهایی قرار می‌دهد که تنها به‌طور غیرمستقیم تحت تأثیر نیروهای مورد حمایت ایران قرار گرفته‌اند.

این تشدید تنش در خلأ رخ نداده است. اردن سال‌هاست در تیررس ایران قرار دارد. تلاش‌های ایران برای نفوذ و اثرگذاری بر فضای داخلی اردن مستند شده است. ایران همچنین در حال گسترش میدان نبرد فراتر از خود اردن است. در ۲۲ ژوئیه، انصارالله به دو نفتکش سعودی در دریای سرخ شلیک کردند و نشان دادند که آماده هستند یک گلوگاه حیاتی دیگر را نیز به ابزار فشار تبدیل کند. چنین حملاتی ناگزیر بر اردن تأثیر خواهند گذاشت و ایران از این موضوع آگاه است. عقبه تنها شهر بندری اردن است و حدود ۸۰ درصد صادرات و ۶۵ درصد واردات این کشور از آن عبور می‌کند؛ بنابراین هرگونه اختلال در کشتیرانی دریای سرخ می‌تواند مستقیماً فشار اقتصادی بر امان وارد کند.

در مجموع، این اقدامات از وجود یک راهبرد منسجم حکایت دارند. ایران تلاش می‌کند اردن را در نگاه واشنگتن به شریکی غیرقابل اعتماد تبدیل کند و همزمان از درون آن را تضعیف کند. زمان‌بندی این اقدامات نیز تصادفی نیست. جایگاه سنتی اردن در دیپلماسی منطقه‌ای، به‌ویژه در موضوع فلسطین، در سال‌های اخیر در نگاه آمریکا تا حدی کاهش یافته است. دیگر بازیگران منطقه‌ای، به‌خصوص قطر و امارات متحده عربی، نقش برجسته‌تری در میانجیگری میان اسرائیل و گروه‌های فلسطینی پیدا کرده‌اند. اردن در مذاکرات غزه که به آتش‌بس اکتبر ۲۰۲۵ منجر شد، حضور برجسته‌ای نداشت؛ تحولی که نشان‌دهنده تغییر جایگاه این کشور در سلسله‌مراتب دیپلماتیک منطقه است.

حمله به لنگرگاه راهبردی ضروری

به نظر می‌رسد ایران در حال بهره‌برداری از این آسیب‌پذیری ادراک‌شده است. تهران با هدف قرار دادن اردن می‌خواهد آزمایش کند که آیا تعهد واشنگتن به این کشور مشروط است یا پایدار. این تلاشی است برای سنجش استحکام یک اتحاد دیرینه در مقطعی که نظم منطقه‌ای در حال بازتنظیم است.

اردن

عبدالله دوم، پادشاه اردن، میان وابستگی اردن به ایالات متحده، خشونت شهرک‌نشینان اسرائیلی در کرانه باختری و حملات ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در اردن، بر روی طناب راه می‌رود/عکس از ایماگو

بااین‌حال، شواهد هنوز دلالت بر موفقیت این استراتژی نداشته است. در ماه فوریه، مجلس نمایندگان آمریکا قانون بودجه دفاعی سال مالی ۲۰۲۶ را تصویب کرد. این قانون دست‌کم ۱.۶۵ میلیارد دلار برای اردن اختصاص داد که شامل ۸۴۵.۱ میلیون دلار کمک مستقیم بودجه‌ای و ۴۲۵ میلیون دلار تأمین مالی نظامی خارجی می‌شد. در اوایل ژوئن، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه ایالات متحده با اسرائیل برای پایان دادن به قیمومیت اردن بر مسجدالاقصی  همکاری می‌کند، اما مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به‌سرعت این ادعا را رد کرد. این تکذیب سریع، نشان‌دهنده اهمیت این موضوع برای واشنگتن است.

روابط اقتصادی نیز در حال گسترش است. در ۲۱ ژوئیه، آمریکا و اردن توافق تجاری متقابل تازه‌ای امضا کردند که در ظاهر بر تعرفه‌ها تمرکز دارد، اما در عمل شراکت راهبردی گسترده‌تری را تقویت می‌کند. اردن تعرفه‌های صادرات آمریکا را در سطح صفر درصد حفظ می‌کند، مالیات ویژه ۵۱ درصدی بر خودروهای نوی ساخت آمریکا را لغو می‌کند و موانع صدور مجوز واردات کالاهای آمریکایی را برمی‌دارد. این توافق همچنین شامل مقرراتی برای انتقال هواپیماها و موتورهای ساخت آمریکا است. برای اردن، مزایای این توافق فراتر از کاهش قیمت کالاهای مصرفی است. هدف این توافق تحریک سرمایه‌گذاری، افزایش رقابت‌پذیری و حمایت از بخش‌های صادرات‌محور مانند تولید، پوشاک، مواد شیمیایی و داروسازی است.

مهم‌تر از همه، این توافق اردن را در چارچوبی راهبردی‌تر قرار می‌دهد. ارزش اردن در منابع طبیعی یا نیروی کار ارزان آن نیست، بلکه در ثبات، موقعیت جغرافیایی و قابل اعتماد بودن آن است. اردن به‌عنوان یک مرکز آمادی و زیرساختی عمل می‌کند و می‌تواند از توزیع منطقه‌ای، خدمات هوانوردی و زنجیره‌های تأمین راهبردی پشتیبانی کند. در خاورمیانه‌ای که بیش از پیش دچار چندپارگی شده است، این ویژگی‌ها اموری حاشیه‌ای نیستند؛ بلکه برای برنامه‌ریزی آمریکا اهمیت اساسی دارند.

اردن دیگر صرفاً یکی از متحدان آمریکا نیست؛ بلکه به یک لنگرگاه راهبردی ضروری تبدیل شده است. تهران ارزش اردن را درک می‌کند؛ اما چیزی را که درک نمی‌کند این است که هر حمله به اردن، تنها بر ارزش و اهمیت این کشور می‌افزاید.

منفعت‌ها و هزینه‌های حضور نظامی ایالات متحده در اردن 

در همین رابطه نشریه وال‌استریت ژورنال در گزارشی می‌نویسد که پادشاهی اردن، همزمان با افزایش اتکای آمریکا به پایگاه‌های بیابانی خود در اردن، به هدفی برای تهران تبدیل شده است: در بیشتر ماه گذشته، ایران تقریباً هر روز موشک و پهپاد به سوی اردن شلیک کرده است؛ اما برای بسیاری از اردنی‌ها، مسئولیت قرار گرفتن کشور کوچکشان در خط مقدم جنگ متوجه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، است.

photo_2026-07-19_13-27-22

 

تصویر ماهواره‌ای از پایگاه هوایی موفق السلطی در الازرق اردن/ عکس از طریق خبرگزاری رویترز

اردن که نفتی ندارد و در میان قدرت‌های بزرگ‌تر منطقه محاصره شده است، دهه‌ها به آمریکا به‌عنوان یک حامی امنیتی و همچنین برای دریافت سالانه حداکثر ۲ میلیارد دلار کمک نظامی و اقتصادی متکی بوده است. اکنون آمریکا بیش از هر زمان دیگری به کمک امان نیاز دارد. فاصله بیشتر اردن از ایران و آمادگی این کشور برای اجازه دادن به پنتاگون جهت استفاده از خاکش، باعث شده است اردن هرچه جنگ طولانی‌تر می‌شود، به شریکی مهم‌تر تبدیل شود؛ به‌ویژه در شرایطی که کویت و دیگر متحدان آمریکا در خلیج فارس نقش خود را کاهش داده‌اند.

اما گسترش حضور نظامی آمریکا در پایگاه‌های اردن، هزینه‌هایی نیز به همراه داشته است. این وضعیت، پادشاهی اردن را بیش از پیش به درگیری‌ای نزدیک کرده که تاکنون به اقتصاد این کشور آسیب زده و احساس امنیت آن را درهم شکسته است. تصمیم ترامپ برای خودداری از یک حمله برنامه‌ریزی‌شده در آخر هفته، امیدهایی برای یک وقفه ایجاد کرده است، اما طی بیش از پنج ماه جنگ، آرامش بارها به‌طور ناگهانی با موج جدیدی از خشونت شکسته شده است.

اکنون اردن به‌طور کامل در تیررس ایران قرار گرفته است. ارتش اردن در وبگاه خود گزارش داده که در ۱۴ روز گذشته، در هشت روز موشک‌ها یا پهپادهای شلیک‌شده از سوی ایران را رهگیری کرده است.

فشار جامعه اردن به دولت

این راهبرد، ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، را در موقعیت دشواری قرار داده است. او حتی بیش از دیگر متحدان آمریکا در منطقه به واشنگتن وابسته است و یکی از قابل اعتمادترین شرکای آمریکا محسوب می‌شود؛ اما بسیاری از اردنی‌ها و بخش بزرگی از جمعیت فلسطینی‌تبار این کشور با سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه و حمایت واشنگتن از اسرائیل مخالف‌اند.

اردن

سربازان آمریکایی و اردنی در جریان یک رزمایش نظامی در شمال شرق امان در سال ۲۰۲۲/عکس از خبرگزاری فرانسه

به گفته دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی: «اردن آن‌قدر به آمریکا وابسته است که نمی‌تواند به آنها اجازه ندهد از خاک این کشور برای انجام حملات استفاده کنند؛ اما همزمان، این حملات می‌تواند ثبات شکننده اردن را تضعیف کند.»

به گفته ارتش اردن، از زمان فروپاشی آتش‌بس میان تهران و واشنگتن در ۸ ژوئیه، ایران دست‌کم ۶۰ موشک و پهپاد به سمت اردن شلیک کرده است؛ سرعتی بسیار بیشتر از اوایل جنگ که طی سه ماه، اردن هدف ۱۲۵ حمله قرار گرفت.

تهران تاکنون اهداف غیرنظامی را در اردن هدف قرار نداده است، اما به گفته ساکنان، طی هفته‌های اخیر آژیرهای حمله هوایی چندین بار در پایتخت و مناطق دیگر به صدا درآمده‌اند. این وضعیت در یک ماه گذشته به شکل‌گیری یک اعتراض عمومی کم‌سابقه علیه دولت منجر شده است؛ بیش از ۳۰۰ نماینده سابق پارلمان، رهبران قبایل و فعالان مدنی خواستار خروج نیروهای آمریکایی از کشور شده‌اند.

در نامه این افراد آمده است: «اردن طرف این جنگ نیست و مردم آن نباید پیامدهای آن را تحمل کنند یا هزینه سیاست‌هایی را بپردازند که در راستای منافع عالی کشور نیست.» این نامه خواستار پایان دادن به توافق دوجانبه سال ۲۰۲۱ شد؛ توافقی که به ارتش آمریکا «دسترسی بدون مانع» به پایگاه‌های اردن می‌دهد.

امجد المجالی، نماینده سابق پارلمان اردن و وزیر پیشین که این نامه را امضا کرده است، گفت این نامه «موضع اکثریت قریب به اتفاق اردنی‌ها را منعکس می‌کند. بله، ما از دولت حمایت می‌کنیم، اما از همه اقدامات آن حمایت نمی‌کنیم.»

اردن سال‌ها تلاش کرد همکاری نزدیک نظامی و اطلاعاتی خود با آمریکا را کم‌اهمیت جلوه دهد؛ اما اکنون نقش این کشور بیش از آن آشکار شده است که بتوان آن را پنهان کرد. اردن یکی از مناسب‌ترین کشورهای عربی برای استقرار نیروهای آمریکایی و انجام عملیات نظامی از خاک خود محسوب می‌شود.