ابراهیم متقی، استاد دانشگاه، در برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» اظهار کرد: یادداشت تفاهم از نظر ایران مطلوب بود و می‌توانست بخشی از اهداف و مطالبات کشور، به‌ویژه در زمینه آزادسازی منابع مالی و فروش نفت، را محقق کند. من از دیپلماسی و تلاش‌های انجام‌شده برای شکل‌گیری این تفاهم حمایت می‌کنم، زیرا هزینه‌های دیپلماسی در شرایطی که طرف مقابل به تعهدات خود پایبند باشد، برای هر کشوری مطلوب‌تر از تقابل است.

وی افزود: با این حال، دیپلماسی آمریکا در دوره‌های مختلف یا مبتنی بر «دیپلماسی اجبار» بوده یا «دیپلماسی فریب». در نوع دوم، طرف مقابل را وارد فضای مذاکره می‌کنند تا تصور کند به توافق نزدیک شده است، اما در همان مقطع ممکن است در معرض غافلگیری امنیتی و راهبردی قرار بگیرد.

متقی درباره مفاد یادداشت تفاهم اظهار کرد: این تفاهم برای ایران دستاوردهایی داشت؛ از جمله در حوزه منابع مالی و فروش نفت، شرایطی ایجاد شد که در سال‌های گذشته کمتر سابقه داشت. همچنین امکان انتقال و تعیین تکلیف تعدادی از کشتی‌های نفتی ایران فراهم شد.

این استاد دانشگاه درباره تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز گفت: عبور کشتی‌ها از این منطقه بر اساس یک مسیر مشخص و متناسب با عمق آب انجام می‌شود. کشتی‌های سبک‌تر معمولاً از مسیر جنوبی و در بازگشت، کشتی‌های بزرگ‌تر و سنگین‌تر از مسیر عمیق‌تر شمالی عبور می‌کنند؛ بنابراین این‌گونه نیست که هر کشتی بتواند بدون توجه به مسیرهای تعیین‌شده از هر نقطه‌ای عبور کند. ایران و عمان نیز در این منطقه منافع مشترک دارند و امکان همکاری میان دو کشور وجود داشته است.

متقی ادامه داد: آمریکایی‌ها از حساسیت ایران نسبت به تنگه هرمز اطلاع داشتند و تلاش کردند از این موضوع برای ایجاد تنش استفاده کنند. در ادبیات مرشایمر نیز یکی از الگوهای رفتاری قدرت‌های بزرگ، «آتش‌بیاری معرکه» و تحریک طرفین برای افزایش تنش است.

وی افزود: به اعتقاد من، آمریکا با اقداماتی از جمله ایجاد روایت‌ها و اسناد مورد مناقشه درباره مسیر برخی کشتی‌ها، تلاش کرد ایران را در شرایطی قرار دهد که از مفاد یادداشت تفاهم عبور کند و زمینه برای فروپاشی آن فراهم شود.