به نظر میرسد هدف اصلی تحریمهای جدید، فقط اقتصاد داخلی ایران نیست. آمریکا احتمالاً تلاش خواهد کرد شبکههایی را هدف بگیرد که طی سالهای گذشته به ایران امکان دور زدن تحریمها دادهاند؛ از ناوگان سایه و شرکتهای صوری گرفته تا مبادلات مالی غیررسمی و تجارت از مسیر کشورهای ثالث.
در این میان، نقش چین و روسیه اهمیت ویژهای دارد. روسیه خود تحت تحریمهای گسترده قرار دارد و روابط اقتصادی و راهبردیاش با ایران در سالهای اخیر عمیقتر شده است. چین نیز مهمترین شریک تجاری و خریدار اصلی نفت ایران محسوب میشود. با این حال، هدف گرفتن مستقیم بانکها و شرکتهای بزرگ چینی میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای واشنگتن داشته باشد و تنش میان دو اقتصاد بزرگ جهان را افزایش دهد.
اما شاید مهمترین مسئله، محدودیت ذاتی تحریم باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده فشار اقتصادی لزوماً به تغییر رفتار سیاسی منجر نمیشود. تحریمها میتوانند اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهند، اما همزمان شبکهها و بازیگرانی را تقویت کنند که منافعشان در اقتصاد تحریمی و دور زدن محدودیتها تعریف شده است.
در چنین شرایطی، موفقیت فشار اقتصادی به یک عامل دیگر وابسته است: اینکه واشنگتن در کنار تهدید، چه مسیر معتبری برای خروج از بحران و مذاکره پیش روی تهران قرار میدهد. اگر تحریم تنها به معنای مطالبه تسلیم کامل باشد، نتیجه ممکن است ایرانی فقیرتر، اما تدافعیتر و سرسختتر باشد؛ و این همان نقطهای است که فشار اقتصادی میتواند بهجای دیپلماسی، راه را برای درگیری باز کند.