اکوایران: تصمیم دولت امارات متحد عربی مبنی بر خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (OPEC)، نفوذ این سازمان را سلب می‌کند و خطر جنگ تلخ قیمتی را در پی دارد. این خروج همچنین می‌تواند بخشی از یک روند کلان دیگر نیز باشد که در آن امارات متحد عربی هرچه بیشتر از عربستان سعودی فاصله می‌گیرد و مسیر خود را می‌رود.

به گزارش اکوایران، خبرگزاری رویترز درباره تصمیم دولت امارات متحد عربی دایر بر خروج از سازمان اوپک در یادداشتی چنین تحلیل می‌کند که تصمیم امارات برای خروج از این سازمان، نفوذ این گروه تولیدکنندگانِ ۶۵ ساله بر بازار نفت را به‌شدت کاهش خواهد داد؛ و پس از پایان جنگ ایران، آنگاه که تولیدکنندگان خلیج فارس برای بازپس‌گیری سهم بازار شتاب کنند، راه را برای یک جنگ تمام‌عیار قیمتی باز می‌کند.

نشریه  نیویورک تایمز هم در همین رابطه در گزارشی می‌نویسد که تصمیم امارات متحد عربی برای خروج از اوپک، منطقه را تکان داده است و نمایانگر ترسیم مسیر بیش‌ازپیش مستقل از سوی این کشور است که با عربستان سعودی نیز اختلاف دارد.

اماراتی‌ها می‌خواهند ساز خود را بنوازند

به نوشته خبرگزاری رویترز، اقدام غافلگیرکننده دولت امارات در زمانی رخ می‌دهد که بازارهای انرژی در وضعیتی بی‌سابقه از آشفتگی قرار دارند؛ زیرا صادرات نفت و گاز خلیج فارس به دلیل بسته شدن تنگه هرمز، طی دو ماه گذشته تا حد زیادی فلج مانده است؛ امری که توان سنتی اوپک برای مدیریت بازار نفت در زمان بحران را تضعیف کرده است.

سهیل محمد المزروعی، وزیر انرژی امارات، روز سه‌شنبه به رویترز گفت تصمیم برای خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت ناشی از ضرورت پاسخ‌گویی به افزایش تقاضای جهانی انرژی بوده است.

شاید چنین باشد، اما آزادی برای افزایش تولید بدون محدودیت نیز احتمالاً انگیزه‌ای به همان اندازه نیرومند، هرچند کمتر نوع‌دوستانه، بوده است. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، امارات در ماه فوریه پس از سعودی، ایران و عراق چهارمین تولیدکننده بزرگ اوپک بود و حدود ۱۲ درصد از کل تولید این سازمان را در اختیار داشت. امارات ظرفیتی در حدود ۴.۸۵ میلیون بشکه در روز دارد و هدف‌گذاری کرده است تا سال ۲۰۲۷ آن را به ۵ میلیون بشکه در روز برساند؛ جاه‌طلبی‌هایی که با محدودیت‌های جاری تولید اوپک سازگار نبود.

سال‌ها بود گمانه‌زنی درباره خروج امارات از اوپک جریان داشت. امارات، مانند دیگر تولیدکنندگان خلیج فارس، بر اندوخته عظیم نفتی نشسته و از پایین‌ترین هزینه‌های استخراج در جهان برخوردار است. این بدان معناست که حتی در دوره‌های طولانی قیمت پایین نیز در موقعیت مناسبی برای سودآوری قرار دارد.

همین مزیت باعث شده است تا محدودیت‌های تولیدی تحمیل‌شده از سوی سعودی از نگاه ابوظبی هرچه بیشتر دشوارتر قابلیت توجیه داشته باشد. این محدودیت‌ها اگرچه قیمت‌ها را بالا نگاه می‌دارند، اما درآمد را نیز محدود کرده‌اند و می‌توانند سهم بازار را به رقبای پرهزینه‌تر واگذار کنند.

افزون بر این، پنجره‌ای محدود برای درآمدزایی از هیدروکربن‌ها وجود دارد. انتظار می‌رود مصرف نفت در دهه‌های آینده به اوج برسد و سپس با حرکت اقتصادها به سوی انرژی‌های تجدیدپذیر کاهش یابد؛ بنابراین تولیدکنندگان انگیزه بیشتری دارند که هم‌اکنون تولید خود را بیشینه کنند، نه اینکه آن را برای دفاع از ثبات بلندمدت قیمت محدود سازند.

دبی

نمایی رو به دبی مارینا در ماه گذشته. عکس: کاترینا پمفورس برای نیویورک تایمز

درحالی‌که سعودی در سال‌های اخیر برای مهار تولید مازاد تقلا کرده است، امارات بارها از سهمیه‌های تعیین‌شده خود فراتر رفته و روابط ریاض و ابوظبی هرچه بیشتر پرتنش شده است. تنش‌های سعودی و امارات فراتر از نفت رفته و به درگیری‌های یمن، لیبی و سودان کشیده شده است. در ماه‌های اخیر نیز دو قدرت خلیج فارس در واکنش‌های آشکار خود به حملات ایران، اختلاف داشته‌اند. بنابراین اقدام دراماتیک امارات نه‌تنها لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای اوپک است، بلکه می‌تواند نقطه عطفی در روابط قدرت در خود خلیج فارس نیز باشد.

کاهش سهم بازار اوپک؛ ضربه‌ای به سعودی

رهبری عملی ریاض بر اوپک مدت‌ها یکی از ستون‌های اصلی راهبرد این کشور برای نمایش قدرت بین‌المللی و چیرگی بر منطقه بوده است. خروج یکی از اعضای مهم و دیرپای اوپک این ائتلاف از پیش فرسوده را به‌شدت تضعیف می‌کند. این اتحاد امسال بارها تحت فشار قرار گرفته بود؛ نخست با برکناری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، توسط آمریکا و سپس با خود جنگ ایران.

اوپک که اکنون ۱۲ عضو از جمله امارات دارد، دهه‌ها کوشیده است از طریق مدیریت مشترک تولید نفت خام بازار را تنظیم کند. با آنکه این گروه حدود ۸۰ درصد اندوخته جهانی نفت را کنترل می‌کند، سهم آن از تولید جهانی از حدود ۵۰ درصد در دهه ۱۹۷۰ به حدود ۳۰ درصد امروز کاهش یافته است. درگیری‌ها در برخی کشورهای عضو تا حدی مسئول این روند بوده‌اند، اما تغییر بزرگ‌تر ناشی از رشد عرضه خارج از اوپک، به‌ویژه از سوی ایالات متحد، کانادا و برزیل بوده است.

ائتلاف اوپک‌پلاس که در سال ۲۰۱۶ با هدف شامل کردن روسیه شکل گرفت، برای مدتی بخشی از آن نفوذ ازدست‌رفته را بازگرداند. این ائتلاف که بیش از ۴۰ درصد تولید جهانی را در بر می‌گیرد، ابزاری مؤثر برای مدیریت اختلال عرضه و نوسان قیمت بود. بااین‌حال، انسجام آن به‌شدت وابسته به توان سعودی در اعمال انضباط بود.

خروج امارات نه‌تنها سهم بازار اوپک را بیشتر فرسایش می‌دهد، بلکه ممکن است دیگر اعضای اوپک‌پلاس را نیز به تردید درباره ارزش محدود کردن تولید وادارد؛ امری که تصمیم‌گیری جمعی را تضعیف کرده و خطر خروج‌های بیشتر را افزایش می‌دهد. از این بااهمیت‌تر، پس از پایان جنگ ایران، این روند تازه می‌تواند آغازگر نبردی تلخ برای سهم بازار میان تولیدکنندگان بزرگ - اوپک‌پلاس، امارات و ایالات متحد - باشد؛ نبردی که احتمالاً افت شدید قیمت نفت و سال‌ها آشفتگی را در پی خواهد داشت.

زمان‌بندی خوب یا زمان‌بندی بد؟

در نگاه نخست، زمان این تصمیم نمی‌توانست بدتر از این باشد. خاورمیانه از جنگ ایران به خود می‌پیچد. بسته شدن تقریباً کامل تنگه هرمز که اکنون وارد سومین ماه خود شده است، بیش از ۱۳ میلیون بشکه در روز تولید نفت، یعنی حدود ۱۳ درصد عرضه جهانی و نیز حدود یک‌پنجم جریان جهانی گاز طبیعی مایع را متوقف کرده است. این محاصره درآمد حیاتی منطقه را قطع کرده است و تولیدکنندگان را وادار کرده که تولید نزدیک به ۱۰ میلیون بشکه در روز را متوقف کنند. همزمان، در بحبوحه جنگ، تهران هزاران موشک و پهپاد به سوی اعضای اوپک در همسایگی خود شلیک کرده و خسارت اقتصادی سنگینی وارد آورده و تأسیسات انرژی را فلج کرده است.

فجیره

دودی که در ماه مارس از یک تأسیسات نفتی در فجیره، امارات متحد عربی، به هوا برخاسته است. عکس: الطاف قادری / آسوشیتدپرس

بااین‌همه، از زاویه‌ای دیگر، حمله ایران به اعضای اوپک هستند، ناگزیر این شکاف را شتاب بخشید و شکنندگی وحدت گروه را آشکار ساخت. عضویت مشترک، هنگامی که امنیت ملی و درآمد در میان باشد، تضمینی برای منافع مشترک نبوده است. ۱در واقع، ابوظبی کشورهای عربی همسایه را به سبب انجام ندادن اقدامات کافی برای حفاظت از خود در برابر حملات ایران مورد انتقاد قرار داده و نشان داده است که نگرانی‌های امنیتی تا چه اندازه به تصمیم‌گیری اقتصادی سرایت کرده است.

شاید مهم‌تر از همه، این آشوب لحظه‌ای مناسب به امارات داده است تا بدون اثر فوری زیاد بر عرضه فیزیکی یا قیمت‌ها، از اوپک خارج شود. امارات نخستین کشوری نیست که اوپک را ترک می‌کند. قطر در ۲۰۱۹، اکوادور در ۲۰۲۰ و آنگولا در ۲۰۲۴ خارج شدند؛ اما هیچ‌یک با مقیاس تولید، ظرفیت مازاد و نفوذ منطقه‌ای ابوظبی این کار را نکردند.

این بار موضوع متفاوت است. از دست رفتن یک تولیدکننده سنگین‌وزن با جاه‌طلبی در افزایش سریع تولید، آنچه را که از اقتدار اوپک باقی مانده است، تهدید می‌کند. وقتی جنگ ایران فروکش کند و بشکه‌های نفت به بازار بازگردند، این گروه ممکن است از همیشه کم‌اتحادتر باشد؛ نشانه‌ای از اینکه آن اوپکی که می‌شناختیم دیگر از میان رفته است.

«اعلام استقلال» امارات

به نوشته نشریه نیویورک تایمز، درحالی‌که سعودی روز سه‌شنبه آماده می‌شد میزبان نشست رهبران کشورهای عربی خلیج فارس باشد، تحلیلگران سیاسی در امارات متحد عربی با شتاب در فضای مجازی اشاره می‌کردند که خبر مهمی در راه است. برای هفته‌ها، مقام‌های اماراتی آشکارا نارضایتی خود را از همسایگان عرب ابراز کرده بودند و از موضع ضعیف آنان در قبال ایران شکایت داشتند؛ ایرانی که در واکنش به بمباران ایالات متحد و اسرائیل، هزاران موشک و پهپاد به سوی کشورهای خلیج فارس شلیک کرده بود. تحلیلگران این پرسش را مطرح می‌کردند که آیا امارات در نشست مزبور این نارضایتی را نشان خواهد داد یا نه؛ سپس، درست زمانی که ولیعهد سعودی، محمد بن سلمان، جلسه را آغاز کرد، دولت امارات از صدها مایل دورتر خبری تکان‌دهنده اعلام کرد: این کشور از اوپک خارج می‌شود.

مقام‌های اماراتی گفتند که این اقدام را برای افزایش یک‌جانبه تولید نفت و تأمین نیازهای بلندمدت بازار انجام می‌دهند، اما برای هیچ‌کس در منطقه پوشیده نبود که سعودی رهبر عملی اوپک است.

چه زمان‌بندی این اعلام عمدی بوده باشد و چه تصادفی، این تصمیم نمادی نیرومند از دگرگونی‌های عظیم و ساختاری بود که خاورمیانه را بازشکل می‌دهد و در دوران جنگ شتاب بیشتری گرفته است. دولت امارات با فاصله گرفتن از اوپک نشان داد که آماده است برای منافع خود دست به اقدامات بزرگ بزند و خود را مقید به ائتلاف‌ها و عرف‌های سنتی نداند.

کریستین دیوان، پژوهشگر ارشد مقیم در مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس در واشینگتن، گفت: «این اعلام استقلال امارات است. آنها دیگر خود را متعهد به نهادهایی نمی‌دانند که با منافعشان همسو نیست.»

ظهور اماراتی رها از قیدوبند، پیامدهایی برای بازارها، اقتصادها و کشمکش‌های سرتاسر جهان دارد. این کشور کوچک با بیش از دو تریلیون دلار ثروت حاکمیتی، نفوذی فراتر از مرزهای خود ایجاد کرده است.

سعودی و امارات: برادر یا رقیب؟

سهیل المزروعی، وزیر انرژی امارات، روز سه‌شنبه در گفت‌وگو با نیویورک تایمز اشاره کرد که تصمیم خروج از اوپک «هیچ ارتباطی با تولیدکننده خاصی ندارد.» او افزود که سعودی و امارات «برادر» هستند و در بحران ناشی از جنگ در کنار یکدیگر ایستاده‌اند.

بااین‌حال، انکارناپذیر است که امارات، یعنی صادرکننده بزرگ نفت و متحد نزدیک ایالات متحد، بیش از پیش در منطقه مسیر مستقل خود را دنبال می‌کند. عبدالخالق عبدالله، دانشمند علوم سیاسی برجسته اماراتی، در این رابطه می‌گوید: «آنچه امروز می‌بینیم مانند یک امارات نو است. این همان شیوه‌ای است که امارات در سطح منطقه‌ای و جهانی رفتار خواهد کرد.»

المزروعی

سهیل المزروعی، وزیر انرژی امارات در ابوظبی، سال گذشته. عکس: عمرو الفقی / رویترز

در سال‌های اخیر، مقام‌های اماراتی از اهمیت دنبال کردن منافع اقتصادی خود سخن گفته‌اند و از سهمیه‌های تعیین‌شده از سوی اوپک که تولید نفت آنان را محدود می‌کرد، ناخشنود بوده‌اند. آنها اتحاد خود با اسرائیل را عمیق‌تر کرده‌اند، درحالی‌که دیگر دولت‌های عربی از آن فاصله گرفته‌اند یا بیشتر دور شده‌اند.

امارات در یمن از یک شورش مسلحانه حمایت کرده و رهبران سعودی را که از دولت آن کشور پشتیبانی می‌کنند، خشمگین ساخته است. در جنگ داخلی خونین سودان نیز، جایی که عربستان سعودی و مصر از دولت مرکزی این کشور حمایت می‌کنند، امارات از یک گروه شبه‌نظامی رقیب پشتیبانی کرده است. مقام‌های اماراتی ارسال سلاح به نیروهای پشتیبانی سریع را علی‌رغم شواهد گسترده خلاف آن، رد کرده‌اند.

شکاف میان سعودی و امارات سال‌هاست در حال شکل‌گیری است و تا بالاترین سطوح دو دولت امتداد دارد. شاهزاده محمد بن سلمان و رهبر امارات، شیخ محمد بن زاید، زمانی شریکانی نزدیک بودند و در سال ۲۰۱۵ برای جنگ با شورشیان حوثی در یمن متحد شدند، اما از آن زمان به‌شدت از یکدیگر فاصله گرفته‌اند و چشم‌اندازهای متفاوتی برای آینده خاورمیانه را دنبال کرده‌اند که با هم در تعارض قرار گرفته است. این گسست در ماه دسامبر آشکار شد، اما به نظر می‌رسد در جریان جنگ با ایران سخت‌تر شده باشد.

رقیب مشترکی که باعث اتحاد نشد

از زمان آغاز حمله آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، ایران بخش عمده تلافی‌جویانه خود را متوجه کشورهای خلیج فارس کرده که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند. به جای آنکه این حملات کشورهای خلیج فارس را علیه دشمنی مشترک متحد کند، به نظر می‌رسد حملات ایران به تکه‌تکه شدن منطقه کمک کرده است.

درحالی‌که مقام‌های عرب خلیج فارس در حال بررسی چگونگی پاسخ به ایران هستند، امارات اقداماتی را برای قطع پیوندهای دیرینه فرهنگی و اقتصادی خود با این کشور انجام داده است. عربستان سعودی که با حملات کمتر و کم‌خسارت‌تری روبه‌رو بوده، ایران را به‌شدت محکوم کرده، اما از تلاش‌های پاکستان برای یافتن راه‌حل دیپلماتیک حمایت کرده است؛ ابتکاری که امارات تا حدی از آن فاصله گرفته است.

دبی

خسارات در ماه مارس پس از حمله پهپادی به یک هتل در دبی، امارات متحد عربی. عکس: فاطمه شبیر / آسوشیتدپرس

مقام‌های اماراتی بارها از نارضایتی خود نسبت به سازمان‌های چندجانبه عربی و اسلامی سخن گفته‌اند و تلویحاً اشاره کرده‌اند که موضعی سخت‌تر علیه ایران را ترجیح می‌دادند. انور قرقاش، مقام ارشد اماراتی، روز دوشنبه در کنفرانسی در دبی گفت: «هر کشور خلیج فارس سیاست مهار خاص خود را در قبال ایران داشت و همه آن سیاست‌های مهار شکست خورده‌اند. همه سیاست‌های ما به شکلی مفتضحانه شکست خورده‌اند.» او گفت همبستگی خلیجی «در سطح چالشی که جنگ ایجاد کرده بود، نبود.»

کشورهای خلیج فارس همچنین در حال بازنگری درباره چگونگی مدیریت رابطه خود با ایالات متحد هستند؛ کشوری که با وجود دهه‌ها نقش ضامن اصلی امنیت آنان، نتوانست به‌طور کامل از آنها در برابر موج حملات ایران محافظت کند.

کریستین دیوان گفت: «همه کشورهای منطقه خود را با این واقعیت تطبیق داده‌اند که ایالات متحد دیگر آن چتر امنیتی‌ای را که به آن خو گرفته بودند، فراهم نخواهد کرد. این وضعیت هر کشور را وادار می‌کند تا مسیر خود را ترسیم کند؛ و آنها نتوانسته‌اند با یکدیگر همسو شوند.»

این روندها با اعلام روز سه‌شنبه به هم پیوستند.

سال‌هاست سیاست نفتی منبعی آشکار از تنش میان امارات و سعودی بوده است. به نظر می‌رسد امارات راهبرد بیشینه‌سازی تولید نفت را ترجیح می‌دهد؛ یعنی فروش هرچه بیشتر نفت پیش از آنکه بازارهای انرژی از سوخت‌های فسیلی گذار کنند. در مقابل، سعودی عموماً به دنبال قیمت‌های بالاتر نفت در بلندمدت است؛ راهبردی که گاهی مستلزم محدود کردن تولید اعضای اوپک، از جمله امارات، است.

عربستان سعودی که کشوری بسیار بزرگ‌تر و وابسته‌تر به نفت است، برای تأمین بودجه دولت و نیز برنامه‌های بلندپروازانه و پرهزینه ولیعهد برای تبدیل این پادشاهی به قطب تجارت و گردشگری، به درآمد بالاتر نیاز دارد. بشار الحلبی، تحلیلگر ارشد شرکت آرگوس مدیا در دبی، در این رابطه می‌گوید: «درحالی‌که سعودی می‌کوشد بازارهای نفت را برای قرن آینده حفظ کند، امارات چنین فوریتی احساس نمی‌کند.»

آیا خروج‌های بعدی در راه است؟

تصمیم خروج از اوپک و افزایش تولید نفت، حتی اگر تا زمانی که جنگ ادامه دارد امارات با موانعی برای صادرات بیشتر روبه‌رو باشد، می‌تواند مقام‌های دولت ترامپ را نیز خشنود کند؛ مقام‌هایی که زیر فشار سیاسی ناشی از قیمت بالای انرژی هستند.

مقام‌های اماراتی و تحلیلگران نزدیک به حکومت این کشور در بازتاب تمایل دولت خود به ترسیم مسیر مستقل، درباره آنچه ممکن است بعداً رخ دهد، گمانه‌زنی کرده‌اند. برخی می‌گویند امارات چه‌بسا از اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس یا سازمان همکاری اسلامی نیز خارج شود. عبدالخالق عبدالله گفت که تصمیمی درباره اتحادیه عرب را به‌زودی منتفی نمی‌داند؛ شاید تعلیق عضویت یا توقف تأمین مالی امارات برای این سازمان، اگر نه خروج کامل.

بن سلمان و بن زاید

بن سلمان و بن زاید

کریستین دیوان گفت امارات سال‌ها در اوپک «به احترام عربستان سعودی» باقی مانده بود. خبر روز سه‌شنبه روشن می‌کند که «آنها دیگر از رهبری سعودی پیروی نخواهند کرد.»

طارق العتیبه، پژوهشگر اماراتی در مرکز بلفر دانشگاه هاروارد، هفته گذشته در مقاله‌ای پیرامون «وعده توخالی همبستگی عربی» خروج از اوپک را پیش‌بینی کرده بود. او نوشت: «جنگ نشان داد دوستان واقعی چه کسانی بودند.» او با اشاره به پایتخت امارات افزود: «پرسش این نیست که آیا ابوظبی به یاد خواهد سپرد یا نه؛ پرسش این است که وقتی امارات تصمیم بگیرد مسیر خود را ادامه دهد، جهان عرب چه شکلی خواهد داشت.»