به گزارش اکوایران به نقل از اقتصادنیوز دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا هفته گذشته گفت تنها «یک ساعت» با صدور دستور حملات تازه علیه ایران فاصله داشته است. اما از زمانی که آتشبسی شکننده با تهران شش هفته پیش آغاز شد، گزینههای نظامی رئیسجمهور آمریکا بهتر یا بیشتر نشدهاند.
والاستریت ژورنال در گزارشی نوشتهاست: انتخابهای عملیاتی آمریکا همچنان محدود، پرخطر و بعید به نظر میرسند که بتوانند ایران را فورا وادار به عقبنشینی در مذاکرات مربوط به برنامه هستهایاش کنند. در حالی که تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی به روی کشتیرانی بسته مانده، هر روزی که میگذرد هزینههای اقتصادی بحران را بالاتر میبرد و اگر جنگ طولانی شود، تبعات آن برای مصرفکنندگان آمریکایی نیز بیشتر خواهد شد.
میانجیگران منطقهای تلاشهای خود را برای جلوگیری از بازگشت به جنگی تمامعیار تشدید کردهاند. اگر این تلاشها شکست بخورد، سادهترین گزینه نظامی برای ترامپ میتواند یک کارزار بمباران کوتاه و سریع باشد که هم آمادگی او برای تشدید تنش را نشان دهد و هم تواناییهای ایران را تضعیف کند.
مارک کانسیان، افسر پیشین تفنگداران دریایی آمریکا که اکنون در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی فعالیت میکند، گفت: «انجامش آسان و نسبتاً کمخطر خواهد بود. اما بعید است ایرانیها را وادار به مصالحه کند. ایران پیشتر دو ماه بمباران را بدون تسلیم شدن پشت سر گذاشته و از آن زمان حتی مواضع خود را مستحکمتر کرده است.»
هفته گذشته ترامپ در شبکههای اجتماعی طرحی جاهطلبانهتر از ریچارد گلدبرگ، مشاور ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها(اندیشکدهای تندرو در قبال ایران) را بازنشر کرد؛ طرحی برای در هم شکستن تهران. این طرح شامل رویکردی نظامی تحت عنوان محاصره پلاس بود؛ «ادامه فشار بر اقتصاد ایران، همراه با اجرای عملیاتی هماهنگ برای بازگشایی تنگه هرمز و اسکورت نفتکشها.»
چنین تشدید بیشتری، که میتواند شامل حملات به سواحل ایران یا عملیات برای تصرف جزایر راهبردی باشد، این خطر را دارد که واشنگتن را وارد باتلاقی پرهزینه و خونین کند؛ همان چیزی که ترامپ بهشدت در پی پرهیز از آن بوده است.
سث کرامریچ، برنامهریز سابق ارتش آمریکا که سالها طراحی عملیات در خاورمیانه را برعهده داشت، گفت ممکن است مجموعهای گیجکننده از گزینهها به ترامپ ارائه شده باشد.
او گفت: «همهچیز، از اعزام نیروی زمینی تا یک کارزار صرفاً هوایی، و تمام گزینههای میان این دو.» او افزود که پیش از مداخله ناتو در لیبی، ۱۳ طرح جداگانه به باراک اوباما ارائه شده بود.
به گفته کرامریچ، هر کارزار هوایی احتمالاً در دو مرحله پیش میرود. اگر ایران پس از حملات اولیه به تأسیسات نظامی و مراکز فرماندهی رویکرد خود را تغییر ندهد، آمریکا فهرست اهداف را گسترش خواهد داد تا نیروگاهها، تأسیسات آبشیرینکن و دیگر زیرساختهای حیاتی را نیز شامل شود.
برخی رهبران اروپایی هشدار دادهاند که حمله به زیرساختهای انرژی غیرنظامی اقدامی نامتناسب و غیرقانونی خواهد بود و ایران را وارد بحرانی انسانی عمیق میکند. اگر آمریکا چنین کارزاری را دنبال کند، خطر تشدید سریع تنش نیز وجود خواهد داشت، زیرا تهران در خلیج فارس تلافی خواهد کرد و بازارهای انرژی را بیش از پیش مختل میسازد.
ایران احتمالاً چیزهای زیادی درباره شیوه جنگیدن آمریکا آموخته و بهسرعت در حال بازسازی سامانههای پدافند هوایی آسیبدیده خود است. همچنین ممکن است تسلیحات بیشتری از چین و روسیه دریافت کرده باشد. دپتولا گفت: «این یعنی نباید هیچ فرضی را بدیهی دانست.» او افزود؛ «سرعت و غافلگیری برای غافلگیر کردن ایران حیاتی خواهد بود.»
دپتولا گفت؛ «کارزار تازه همچنین بر اهدافی متمرکز خواهد شد که ارزیابیهای اطلاعاتی نشان دادهاند در دور اول حملات از قلم افتاده یا بعداً ترمیم شدهاند.» اوایل این ماه گزارش شد که اطلاعات آمریکا معتقد است حدود ۷۰ درصد ذخایر موشکی ایران پیش از جنگ همچنان دستنخورده باقی مانده است.
آمریکا که در جریان کارزار اولیه برای مقابله با حملات پهپادی و موشکی ایران علیه پایگاههایش با مشکل روبهرو شده بود، احتمالا تاکتیکهای خود را اصلاح کرده و سامانههای دفاعی پایگاههایش را تطبیق داده است.
در حالی که تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی برای کشتیرانی بسته مانده، هر روزی که میگذرد هزینه اقتصادی جنگ را افزایش داده است.
گزارش شده که به ترامپ مجموعهای از عملیاتها ارائه شده که میتواند شامل ورود نیروهای زمینی به ایران باشد. آمریکا توانایی اجرای عملیات زمینی محدود را دارد، زیرا حدود ۳۰۰۰ چترباز از لشکر نخبه ۸۲ هوابرد و ۵۰۰۰ نیروی زبده از واحدهای اعزامی ۳۱ و ۱۱ تفنگداران دریایی را مستقر کرده است. اما چنین عملیاتی خطر تلفات سنگین را در پی خواهد داشت و حتی ممکن است به نفع ایران تمام شود، زیرا ایران میتواند نیروهای آمریکایی را با پهپادهای انتحاری هدف قرار دهد. نیروهای آمریکا همچنین برای جلوگیری از شلیک پهپادها و موشکهای ایران از خاک اصلی این کشور به سمت کشتیهای تجاری با مشکل روبهرو خواهند شد. برخی عملیاتهای حتی پرخطرتر نیز به ترامپ پیشنهاد شدهاند. از جمله اعزام نیروهای ویژه آمریکا به عمق خاک ایران برای خارج کردن اورانیوم با غنای بالا که به یکی از نقاط اختلاف اصلی در مذاکرات تبدیل شده است. این عملیات فوقالعاده پیچیده خواهد بود. اما این کار حجم عظیمی از تسلیحات نیاز دارد.
ترامپ که میداند هرچه بنبست خاورمیانه طولانیتر شود، هم اقتصاد جهانی و هم اعتبار خودش بیشتر آسیب میبیند، ممکن است بهزودی ناچار شود تصمیم به اقدام بگیرد.