بیش از سه سال از آغاز جنگ اوکراین می‌گذرد؛ جنگی که قرار بود در نگاه بسیاری از ناظران یک درگیری کوتاه‌مدت باشد، اما اکنون به یکی از طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین چالش‌های ژئوپلیتیکی روسیه در دوران پساشوروی تبدیل شده است. هرچند مسکو همچنان بر ادامه عملیات نظامی تأکید دارد، اما نشانه‌هایی از افزایش نگرانی‌ها در میان نخبگان سیاسی، اقتصادی و حتی بخش‌هایی از جامعه روسیه دیده می‌شود.

در ماه‌های اخیر، حملات پهپادی اوکراین به عمق خاک روسیه گسترش یافته و حتی مناطقی که پیش‌تر دور از دسترس به نظر می‌رسیدند، در معرض تهدید قرار گرفته‌اند. همزمان، فشارهای اقتصادی ناشی از هزینه‌های جنگ، تحریم‌های غرب و افزایش مخارج نظامی، بحث‌های تازه‌ای را درباره آینده اقتصاد روسیه به وجود آورده است. نگرانی از رشد تورم، کسری بودجه، کاهش سرمایه‌گذاری و حتی احتمال نیاز به بسیج گسترده‌تر نیروها، به بخشی از گفت‌وگوهای عمومی و نخبگانی در این کشور تبدیل شده است.

در چنین فضایی، به نظر می‌رسد میان نخبگان روسیه دو رویکرد متفاوت در حال شکل‌گیری است. از یک سو، جریان‌های محافظه‌کار و ناسیونالیست بر ادامه جنگ و افزایش نقش دولت در اقتصاد و جامعه تأکید دارند و معتقدند روسیه باید برای تحقق اهداف راهبردی خود هزینه‌های این مسیر را بپذیرد. از سوی دیگر، گروهی از تکنوکرات‌ها و مدیران اقتصادی نسبت به پیامدهای بلندمدت جنگ هشدار می‌دهند و معتقدند ادامه این روند می‌تواند توان مالی و اقتصادی کشور را تحت فشار بیشتری قرار دهد.

پرسش اصلی اینجاست که روسیه تا چه زمانی می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی یک جنگ فرسایشی را تحمل کند؟ آیا اقتصاد این کشور همچنان توان سازگاری با شرایط جنگی را دارد یا نشانه‌های خستگی اقتصادی و اجتماعی به تدریج پررنگ‌تر خواهد شد؟

در این برنامه به بررسی مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی، مالی و سیاسی روسیه در سایه تداوم جنگ اوکراین و شکاف‌های در حال شکل‌گیری در میان نخبگان این کشور می‌پردازیم.