در سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین تغییرات در سیاست آمریکا نه در رقابت میان دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، بلکه در شکاف‌های درونی هر یک از این احزاب شکل گرفته است؛ شکافی که این بار برخلاف گذشته، بیش از آنکه حول مسائل داخلی آمریکا باشد، بر سر سیاست خارجی و جایگاه این کشور در جهان است.

در حزب دموکرات، اختلاف میان جریان میانه‌رو و نسل جدیدترِ چپ‌گرا در حال افزایش است. پیروزی برخی نامزدهای جوان و رادیکال در انتخابات‌های درون‌حزبی نشان می‌دهد بخشی از بدنه حزب خواهان تغییر جدی در رویکردهای سنتی، به‌ویژه در موضوعاتی مانند سیاست خارجی آمریکا، جنگ غزه و روابط با متحدان این کشور است.

در سوی دیگر، جمهوری‌خواهان نیز با شکاف میان جریان «اول آمریکا» و نومحافظه‌کاران مواجه هستند. طرفداران دونالد ترامپ و جریان ماگا، خواهان کاهش مداخلات خارجی و تمرکز بیشتر بر مسائل داخلی هستند، در حالی که نومحافظه‌کاران همچنان از نقش فعال‌تر آمریکا در معادلات جهانی دفاع می‌کنند.

موضوعاتی مانند جنگ غزه، حمله آمریکا به ایران و بحث مهاجرت، این اختلافات را تشدید کرده‌اند و نشان می‌دهند که سیاست خارجی دیگر یک حوزه کم‌اهمیت در رقابت‌های داخلی آمریکا نیست؛ بلکه به یکی از اصلی‌ترین خطوط تقسیم سیاسی تبدیل شده است.

اهمیت این شکاف‌ها برای جهان، و از جمله ایران، در این است که نتیجه این رقابت‌های درون‌حزبی می‌تواند مسیر سیاست خارجی بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان را در سال‌های آینده تعیین کند؛ مسیری که آثار آن فراتر از مرزهای آمریکا خواهد بود.