در هفته‌های اخیر، حملات موشکی ایران به اهداف نظامی آمریکا بار دیگر بحث درباره توان موشکی این کشور را به کانون توجه تحلیلگران نظامی بازگردانده است. حمله به پایگاه هوایی موفق سَلطی در اردن و گزارش‌ها درباره تلفات نیروهای آمریکایی، این پرسش را مطرح کرده که چگونه ایران تنها چند ماه پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، توانسته ظرفیت عملیاتی خود را تا این حد بازیابی کند.

برخی کارشناسان معتقدند پاسخ این پرسش تنها در تولید دوباره موشک‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه به تغییر تاکتیک‌های عملیاتی نیز مربوط است. استفاده از موشک‌های سوخت جامد با زمان آماده‌سازی کوتاه‌تر، لانچرهای متحرک، قابلیت مانور در مرحله نهایی پرواز و افزایش پیچیدگی مسیر حرکت، از عواملی هستند که می‌توانند رهگیری موشک‌ها را دشوارتر کنند. در کنار آن، استفاده هم‌زمان از پهپادها و موشک‌های قدیمی‌تر برای اشباع سامانه‌های پدافندی، تاکتیکی است که پیش‌تر نیز در جنگ روسیه و اوکراین مشاهده شده و اکنون از آن به‌عنوان یکی از ابزارهای جنگ مدرن یاد می‌شود.

در مقابل، عواملی مانند فشار بر ذخایر موشک‌های رهگیر، آسیب احتمالی به سامانه‌های هشدار زودهنگام، تفاوت سطح آمادگی پایگاه‌های نظامی و بهره‌گیری از تجربه نبردهای اخیر نیز از جمله متغیرهایی هستند که می‌توانند بر نتیجه درگیری‌ها اثر بگذارند.

در این گزارش تلاش کرده‌ایم مهم‌ترین تحلیل‌های مطرح‌شده درباره دلایل موفقیت نسبی برخی حملات موشکی اخیر را مرور کنیم و بررسی کنیم که چگونه ترکیب فناوری، تاکتیک و تجربه می‌تواند معادلات میدان نبرد را تغییر دهد. در عین حال باید توجه داشت که بخش مهمی از اطلاعات مربوط به این حوزه محرمانه است و بسیاری از ارزیابی‌های موجود بر پایه داده‌های محدود و گزارش‌های منتشرشده انجام می‌شود.