به گزارش اکوایران به نقل از شفقنا از نشریه فارنپالیسی؛ در اوایل ماه ژوئیه، وقتی که رهبران کشورهای متحد در آنکارای ترکیه گرد هم آمده بودند، مارک روته دبیرکل ناتو از آغاز «ورسیون یا نسخه سوم ناتو» خبر داد و از ائتلاف یا اتحادی خبر داد که با پشتوانه یک بسته نظامی ۸۰ میلیارد دلاری برای کییف، به شکلی متوازنتر بازسازی شده است.
ولی با تمام این اوصاف؛ پشت این ساختار و معماری جدید همان فرض آشنا وجود داشت که پس از چهار سال جنگ تغییری نداشته و هنوز و همچنان به همان شکل سابق پابرجا بود: اینکه وارد کردن فشار متعارف کافی در میدان نبرد سرانجام ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه را وادار خواهد کرد که به سمت یک راهحل مذاکرهای حرکت کرده و در نهایت مسیر خروج از جنگ را انتخاب کند.
با این حال این یک اشتباه است- با به بیانی دیگر نشان از شکست تصویرسازی معکوس غربی دارد. به خصوص که این تصورات عملا منطق استراتژیک خاصی را به رهبر روسیه القا میکند- که طبق آن منطق عمل نمیکند.
به عبارت بهتر؛ جنگ پوتین توسط روابط منطقی بینالملل یا حتی یک استراتژی نظامی متعارف اداره نمیشود و پیش نمیرود- که حالا انتظار داشته باشیم بر اساس چنین روابط و استراتژیهایی پایان یابد. بلکه این جنگ را نظریه سیاسی استبداد و بقای رژیم روسیه آغاز کرده و اداره میکند- و تصمیمگیری برای پایان آن هم بر همین اساس اتخاذ خواهد شد.