به گزارش اکوایران به نقل از شفقنا، از نگاه نویسنده، اگر این دو ویژگی و این دو نوع نگاه تغییر نکنند، حتی بعد از پایان دوره زمانداری ولادیمیر پوتین نیز هیچ تضمینی نیست که این کشور از این مسیر بازگشته و به یک کشور «عادی» تبدیل خواهد شد.
به گزارش نشریه فارنپالیسی؛ وقتی از مردمان معمولی روسیه پرسیده میشود که «وضع و اوضاع چطور است؟»؛ روسها معمولاً با یک کلمه به این پرسش پاسخ میدهند: «نورمالنو». [و البته از نگاه مردمان روسیه] زندگی زمانی «عادی یا نرمال» میشود که اوضاع نه فوقالعاده خوب باشد و نه فوقالعاده بد. وضعیتی که شاید معادل انگلیسی آن چیزی در مایههای «ای، بدک نیست»، یا «داریم سر میکنیم» و «خوبم» باشد. [در حقیقت؛ اغلب جامعهشناسان روسها را به این شکل توصیف کردهاند که از نگاه این مردمان، «زندگی عادی» یعنی یک زندگی نسبتاً قابلتحمل، با یک درآمد معمولی و البته عدم دخالت حکومت در اقتصاد و سبک زندگی].
از نظر روسها «نورمالنوست»- یا به بیانی بهتر عادی بودن وضعیت- مفهومی آشکارا نسبی است. در حقیقت آنچیزی که برای یک مستمریبگیر روس که روزگار سختی دارد «نورمال» محسوب میشود، برای ولادیمیر پوتین و اطرافیانش چنین معنایی ندارد. با این حال، احتمالاً بیشتر روسها با این موضوع موافقاند که زندگی زمانی «نورمال» به شمار میآید که از نظر مالی بتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند، فرزندانشان ازشان متنفر نباشند، همسرشان همیشه در مصرف الکل زیادهروی نکند و مقامات حکومت هم عمدتاً کاری به کارشان نداشته باشند.
الکساندر جی. موتیل در ادامه این استدلال را مطرح میکند که نرمال بودن در زندگی با وضعیت سیاسی نرمال تفاوت دارد. با این حال؛ حتی در زمینه سیاسی نیز برای برگشتن به وضعیت عادی، در درجه اول باید جنگ تمام شود؛ اما از نظر این کارشناس پایان جنگ روسیه با اوکراین با ادامه حکومت پوتین بسیار دشوار خواهد بود- و دلیلش هم این است که جنگ برای بقای سیاسی ولادیمیر پوتین اهمیت فزایندهای پیدا کرده است.
موتیل در سطور بعدی نیز بعد از اشاره به این که «امپراتوریها ناگزیر رو به افول میگذارند و پروژه ولادیمیر پوتین نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود»؛ به صراحت این واقعیت را مورد تاکید قرار میدهد که برای بازگشت روسیه از مسیر جنگطلبی و تبدیل این کشور به یک کشور نرمال صرفاً پایان جنگ کافی نیست، بلکه روسیه باید نگاه و تصوراتش را درباره خودش و جایگاهش در جهان نیز تغییر دهد- که به این معناست که این کشور باید از ایده «امپراتوری قدرتمند و بزرگ روسیه» فاصله گرفته و بیشتر به فکر رفاه و زندگی عادی مردم داخل مرزهای روسیه باشد.
به خصوص که در صورت ادامه این جاهطلبیها و رویاپردازیها- یا حتی سادهتر اگر بگوییم: در صورت ادامه جنگ با اوکراین- اقتصاد روسیه و توان نظامی آن فرسوده خواهد شد و این هم در بلندمدت میتواند تضعیف شدید یا حتی تجزیه روسیه را محتملتر کند.
نویسنده در پایان نیز استدلال کرده «در شرایطی که پوتین وعده داده روسیه را دوباره «بزرگ» خواهد کرد، اما در صورت ادامه این روند ممکن است عملاً آن را ضعیفتر کند».
در حقیقت طبق استدلال این کارشناس؛ روسیه زمانی میتواند واقعاً «عادی و نرمال» شود که از وسواسِ تیدیل دوباره به یک «امپراتوری قدرتمند و بزرگ» دست بکشد!