روسیه و اوکراین از مهمترین تأمینکنندگان غلات و محصولات کشاورزی جهان هستند. حدود یکچهارم تجارت جهانی گندم، دو سوم تجارت روغن آفتابگردان و بخشی از تجارت ذرت به این دو کشور وابسته است. به همین دلیل، اختلال در صادرات آنها فقط یک مسئله منطقهای نیست.
درگیریها در ماههای اخیر به حمله به کشتیهای غلهبر، سیلوها و حتی زیرساختهای انرژی کشیده شده است. این آخری هم اهمیت زیادی دارد؛ چون سوخت یکی از نهادههای اصلی تولید و جابهجایی مواد غذایی است و افزایش هزینه انرژی میتواند خودش را در قیمت مواد غذایی نشان دهد.
در چنین شرایطی، صادرکنندگان به دنبال مسیرهای جایگزین هستند؛ اما انتقال غلات از مسیرهایی مثل دانوب، بنادر بالتیک یا خزر و حتی مسیرهای ریلی روسیه هزینه بالایی دارد. برخلاف نفت، حاشیه سود تجارت محصولات کشاورزی محدود است و افزایش هزینه حملونقل میتواند صادرات را از نظر اقتصادی غیرصرفه کند.
این یعنی بحران دریای سیاه میتواند همزمان به افزایش قیمت غذا، تشدید تورم و فشار بیشتر بر کشورهای واردکننده منجر شود؛ آن هم در شرایطی که بازار انرژی نیز با ریسکهای جدی مواجه است.
تجربه سال ۲۰۱۰ نشان داد اختلال در عرضه غلات روسیه میتواند پیامدهایی فراتر از بازار کشاورزی داشته باشد.
حالا سؤال این است: جهان میتواند همزمان با چند بحران در انرژی و غذا کنار بیاید؟