وی گفت: باید از زندان گذشته بیرون بیاییم؛ نه به معنای فراموشی تاریخ، بلکه به معنای اسیر نشدن در افتخارات یا ناکامیهای غیرقابل بازتولید. دنیای امروز نه دنیای هخامنشی است و نه صفوی. افتخار ما ریشه تمدنی است، نه بازسازی گذشته. گرفتار شدن در گذشته، ما را به بازیهای ناکارآمدِ حاصلجمع صفر و سیاست تهدید میکشاند. تهدیدها پیش از واقعیت، در ذهن ساخته میشوند و به پیشگوییِ خودکامبخش بدل میگردند.
او ادامه داد: بزرگترین سرمایه ایران مردم آناند؛ سرمایه را محدود نمیکنند، بلکه به آن امکان بالندگی میدهند. اگر به جای تهدیدها، فرصتها را ببینیم، میتوانیم ایران را به محل گفتوگو، پیوند و عبور تبدیل کنیم. آینده با آرمانخواهیِ واقعگرایانه ساخته میشود: آرمان همراه با درک واقعیت. ظرفیت نسبی ایران «با هم کار کردن» و «حلقه وصل بودن» است، نه زیستن در منطق دشمنی. چنانکه مولانا میگوید: «تو چراغ خود برافروز.»