حدود ۱۷ تا ۱۸ ماه از آغاز به کار دولت چهاردهم به ریاست مسعود پزشکیان می‌گذرد؛ بازه‌ای که معمولاً در دولت‌ها به‌عنوان دوره تثبیت کابینه شناخته می‌شود. اما مرور تغییرات مدیریتی این دولت نشان می‌دهد که عدد خروجی‌ها، دست‌کم تا این مقطع، قابل توجه بوده است.

جدیدترین خروجی، محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی است؛ مدیری که از دولت سیزدهم سکان سیاست پولی کشور را در دست داشت و پس از هفته‌ها شایعه و گمانه‌زنی، در هشتم دی‌ماه از سمت خود استعفا داد. فرزین چهارمین خروج رسمی دولت چهاردهم در کمتر از یک‌سال‌ونیم گذشته محسوب می‌شود.

پس از استعفای او، عبدالناصر همتی به‌عنوان جانشین معرفی شد؛ چهره‌ای که البته خود پیش‌تر اولین وزیر جداشده از کابینه پزشکیان بود. همتی که وزارت اقتصاد را بر عهده داشت، دوازدهم اسفند ۱۴۰۳ با رأی مجلس شورای اسلامی استیضاح شد و از دولت کنار رفت؛ اتفاقی که نخستین ترک جدی در کابینه تازه‌تشکیل‌شده دولت چهاردهم را رقم زد.

پیش از این دو تغییر سعید اوحدی، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران نیز از دولت جدا شده بود. اوحدی که از دولت سیزدهم به دولت چهاردهم آمده بود، در پایان آذرماه استعفا داد و استعفای او پذیرفته شد؛ احمد موسوی جایگزینش شد.

اما شاید مهم‌ترین و پرهزینه‌ترین خروج سیاسی دولت، مربوط به محمدجواد ظریف باشد. ظریف که در کنار چهره‌هایی مانند محمدجواد آذری‌جهرمی و علی طیب‌نیا نقش مهمی در پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات داشت، در اسفند ۱۴۰۳ و در پی فشارهای سیاسی از دولت کنار رفت؛ خروجی که بیش از آن‌که اداری باشد، پیامدهای سیاسی داشت.

دولتی که با شعار «وفاق ملی» و با حمایت کامل بهارستان کار خود را آغاز کرد، حالا در فاصله‌ای نه‌چندان طولانی، وارد فاز تغییرات و ریزش‌های مدیریتی شده است. اما آیا این عدد در مقایسه با دولت‌های پیشین، غیرعادی است؟

نگاهی به گذشته نشان می‌دهد در ۱۸ ماه نخست دولت اول هاشمی رفسنجانی، عملاً هیچ خروجی مهمی در سطح وزرا و مقامات کلیدی ثبت نشد. تنها در دولت دوم او، یک وزیر، ایرج فاضل، وزیر وقت بهداشت، پس از استیضاح از کابینه کنار رفت.

در دوره اول دولت سیدمحمد خاتمی نیز فقط یک خروجی رسمی وجود داشت؛ عبدالله نوری، وزیر وقت کشور. دولت دوم خاتمی اما ۱۸ ماه نخست خود را بدون هیچ تغییر جدی پشت سر گذاشت.

محمود احمدی‌نژاد در ۱۸ ماه ابتدایی دولت اولش تنها یک وزیر را کنار گذاشت؛ پرویز کاظمی، وزیر وقت رفاه. دولت دوم او نیز در این بازه زمانی، بدون خروجی قابل توجه بود.

دولت حسن روحانی هم در ۱۸ ماه اول دولت نخست خود، هیچ خروجی رسمی نداشت و تغییرات مهم دولت دومش، از جمله استیضاح علی ربیعی و مسعود کرباسیان، پس از عبور از این بازه رخ داد.

در این میان، دولت سیزدهم به ریاست سیدابراهیم رئیسی، رکورددار تغییرات زودهنگام بود؛ در حدود ۱۸ ماه نخست، سه وزیر و رئیس کل بانک مرکزی تغییر کردند؛ از استعفای عبدالملکی، قاسمی و نوری گرفته تا برکناری علی صالح‌آبادی.

با کنار هم گذاشتن این آمار، می‌توان گفت دولت چهاردهم، در شرایطی که با بحران‌های سیاسی و اقتصادی متعددی مواجه بوده، خیلی زود در حال نزدیک شدن به الگوی دولت‌های پرخروجی است؛ روندی که می‌تواند زنگ خطری برای ثبات مدیریتی، افزایش فرسودگی ساختار اجرایی و کاهش آستانه تحمل دولت و حتی نظام تصمیم‌گیری کشور باشد.