استیضاح، یکی از جدی‌ترین ابزارهای نظارتی مجلس که در ظاهر برای پاسخ‌خواه‌کردن وزرا طراحی شده، که می‌تواند به برکناری یک عضو کابینه و حتی در موارد بسیار زیاد و بدون برنامه‌ای دقیق به فرسایش کل دولت منجر شود.

 ابزاری که این روزها بیش از گذشته نامش در فضای سیاسی و رسانه‌ای شنیده می‌شود؛ چراکه زمزمه طرح استیضاح چند وزیر، از راه و شهرسازی و کار گرفته تا نیرو و جهاد کشاورزی، به گوش می‌رسد. مسیری که اگر تداوم پیدا کند، نه‌تنها دولت را درگیر جلسات پرتنش و چانه‌زنی‌های سیاسی می‌کند، بلکه یک وزارتخانه را عملاً برای هفته‌ها و گاهی ماه‌ها وارد وضعیت بلاتکلیفی می‌سازد؛ وضعیتی که هزینه آن را بیش از همه، مدیریت اجرایی کشور و در نهایت مردم می‌پردازند.

برای درک بهتر جایگاه استیضاح، بد نیست نگاهی به تاریخچه آن در سال‌های پس از انقلاب بیندازیم؛ جایی که «ترین‌ها» روایت‌گر نسبت دولت و مجلس‌اند. نخستین وزیر استیضاح‌شده بعد از انقلاب، محمدشهاب گنابادی، وزیر مسکن دولت میرحسین موسوی بود. استیضاحی که اگرچه جنجالی بود، اما در نهایت به برکناری او ختم نشد و گنابادی توانست بار دیگر از مجلس رأی اعتماد بگیرد. با این حال، نخستین وزیری که در جلسه استیضاح از سمت خود کنار گذاشته شد، ایرج فاضل، وزیر بهداشت دولت پنجم و کابینه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود؛ اتفاقی که نقطه عطفی در رابطه نظارتی مجلس و دولت محسوب می‌شود.

کمترین تعداد استیضاح هم به دولت دوم هاشمی رفسنجانی برمی‌گردد؛ دولتی که تنها یک وزیرش به صحن استیضاح رفت. حسین محلوجی، وزیر معادن و فلزات دولت ششم، اگرچه استیضاح شد، اما توانست بار دیگر اعتماد نمایندگان را جلب کند. در مقابل، بیشترین تعداد استیضاح وزرا متعلق به دولت هشتم، یعنی دولت دوم سیدمحمد خاتمی است. در این دولت پنج استیضاح در مجلس رقم خورد که از میان آن‌ها تنها احمد خرم، وزیر راه و ترابری، نتوانست دوباره رأی اعتماد بگیرد و از کابینه خارج شد.

با این حال، در میان روسای دولت‌های جمهوری اسلامی ایران، حسن روحانی رکورددار مواجهه با استیضاح است. در مجموع دو دولت یازدهم و دوازدهم، مجلس ۹ بار وزرای روحانی را برای پاسخ‌گویی و استیضاح به بهارستان کشاند. دولت دوم روحانی در این میان وضعیت ویژه‌ای داشت؛ کابینه او با به جریان افتادن پنج استیضاح روبه‌رو شد. علی ربیعی، وزیر وقت کار، دو بار استیضاح شد و در نهایت در دومین جلسه، از قطار کابینه پیاده شد. رکورد دیگر این دولت هم به نام عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی، ثبت شد؛ وزیری که سه بار استیضاح شد و هر سه بار موفق شد رأی اعتماد مجلس را بگیرد، اما سرانجام نه با استیضاح، بلکه با استعفا از کابینه کنار رفت. در مجموع، مجلس از میان ۹ جلسه استیضاح برای کنار زدن ۶ وزیر دولت روحانی، موفق شد سه وزیر را از فهرست کابینه خارج کند.

اما اگر از منظر رأی منفی نگاه کنیم، منفورترین وزرا در بهارستان، وزرای دولت محمود احمدی‌نژاد بودند. بیشترین رأی منفی تاریخ استیضاح‌ها متعلق به عبدالرضا شیخ‌الاسلامی، وزیر کار دولت دهم است که با ۱۹۲ رأی منفی از مجلس کنار گذاشته شد. رتبه دوم هم به علی کردان، وزیر کشور دولت نهم، با ۱۸۸ رأی منفی تعلق دارد؛ آماری که از شدت تقابل مجلس و دولت در آن دوره حکایت می‌کند.

آخرین مورد استیضاح هم به دولت فعلی برمی‌گردد؛ جایی که مجلس دوازدهم در اسفند سال گذشته، همتی، وزیر وقت اقتصاد دولت پزشکیان را استیضاح و عزل کرد. نگاهی کلی به ادوار مختلف مجلس نشان می‌دهد مجلس دهم با انجام شش استیضاح رکورددار است و پس از آن، مجلس‌های ششم، هشتم و نهم هر کدام با چهار استیضاح در رتبه‌های بعدی قرار می‌گیرند.

حالا پرسش اصلی اینجاست: سرانجام دولت چهاردهم که با رأی اعتماد صددرصدی مجلس کار خود را آغاز کرده، در ادامه مسیر تعامل با بهارستان چه خواهد بود؟ آیا این هماهنگی اولیه حفظ می‌شود یا صدای استیضاح‌ها، بار دیگر به یکی از محورهای اصلی سیاست داخلی تبدیل خواهد شد؟ پاسخ این سؤال، نه‌فقط سرنوشت کابینه، بلکه کیفیت حکمرانی در سال‌های پیش‌رو را رقم می‌زند.