به گزرارش اکوایران، در حالی که تهدیدات ترامپ در خاورمیانه شدت گرفته، مقامهای منطقهای و بینالمللی نگران پیامدهای فاجعهبار احتمال این ماجرا هستند.
به نفع هیچ کس نیست
در واکنش به تهدیدات رئیسجمهور آمریکا، یک مقام ارشد ایرانی در گفتوگو با نیوزویک هشدار داده که اقدامات رادیکال آمریکا پیامدهای بسیار جدی و دوربردی به همراه خواهد داشت که حتی شرکای ایالات متحده در خاورمیانه نیز نسبت به آن نگران هستند.
با افزایش تنشها و گمانهزنیها درباره سنایوهای احتمالی در صورت عدم پیشرفت دیپلماتیک، این مقام ارشد ایرانی تاکید کرد که اسرائیل، دشمن دیرینه ایران و نزدیکترین متحد ایالات متحده در منطقه، در حال دامن زدن به خواستههایی است که ممکن است به طرز قابل توجهی موقعیت ژئوپولیتیکی این رژیم را تغییر دهد. این مقام ایرانی در گفتوگو با نیوزویک هشدار داد این ماجرا به طور مستقیم منجر به فروپاشی منطقهای خواهد شد، چیزی است که اسرائیلیها دوست دارند شاهد آن باشند، و این صرفاً به ایران مربوط نیست. او افزود: فروپاشی منطقهای به نفع هیچکس نیست. تنها طرفی که از چنین فروپاشی منطقهای بهرهبرداری خواهد کرد، اسرائیل است.
وحشت زیر پوست جفرافیای آشوب
در این شرایط، جورجیو کافیرو، تحلیلگر مسائل منطقهای در العربی الجدید تاکید کرده چشمانداز کنونی ترامپ برای خاورمیانه، تقریباً تمام کشورهای خاورمیانه را نگران کرده است، به جز اسرائیل. این بازیگران منطقهای این ماجرا را بهعنوان مسیری پرخطر از سوی واشنگتن میبینند که کشورهای همسایه را در معرض خطرات ژئوپولیتیکی، اقتصادی و امنیتی شدید قرار میدهد.
بسیاری از کشورهای خاورمیانه به شدت نگران پیامدهای فوری بیثباتکننده این ماجرا هستند. آنها نه تنها نگران از دست رفتن ثبات هستند، بلکه میترسند منجر به بینظمی طولانیمدت در سراسر منطقه را تحت فشار قرار دهد. چنین تحولات و دگرگونیهایی میتواند خطرات امنیتی شدیدی برای کشورهایی مانند ترکیه و پاکستان به همراه داشته باشد. برای اکثر کشورهای همسایه ایران، ثبات، هرچند که ممکن است ناکارآمد باشد، ترجیح داده میشود.
احتیاط برای جلوگیری از بحران
بهطور سادهتر، بیشتر بازیگران منطقهای با توجه به این که بهطور عمده نگرانیها حول پرهیز از خطرات است و نه همراستایی ایدئولوژیک، به چشمانداز تشدید بحران از منظر احتیاط از خطر نگاه میکنند. ارزیابی غالب در میان مقامات اکثر کشورهای منطقه این است که تشدید بحران از لحاظ استراتژیک غیرعقلانی است و حفظ وضعیت موجود کمخطرترین گزینه است. به گفته جاشوا لندیس، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه اوکلاهاما، چنین تلاشهایی به اشتباه پیش میروند، هرج و مرج فاجعهباری را در سراسر منطقه به وجود خواهد آورد. هیچکس نمیخواهد شاهد هرج و مرج بیشتر و رنج افزون در منطقهای باشد که در دهههای گذشته چیز دیگری ندیده است.
شاید به طور بدبینانهای، بسیاری از این کشورها وضعیت کنونی را ترجیح میدهند، زیرا درجهای از پیشبینیپذیری را میبینند که از عدم قطعیتهای شرایط رادیکال بیشتر ارزش دارد و این محاسبه استراتژیک نتیجهگیری میکند که منافع خود را در قالبی که میتواند پیشبینی و مدیریت کند، دنبال کنند.
تغییر در برداشتهای تهدید
پویاییهای ژئوپولیتیکی نگرانیهای منطقهای را در این رابطه تشدید میکند. پس از اکتبر 2023، کشورهای عربی بیشتر اسرائیل را تهدید اصلی برای ثبات منطقهای میبینند. این موضوع بهوضوح در جریان و پس از جنگ 12 روزه ژوئن 2025 برجسته شد، زمانی که حملات اسرائیل به ایران، مذاکرات هستهای آمریکا و ایران که تحت نظارت عمان در مسقط و رم برگزار میشد، را به شکست کشاند.
از زمانی که ایالات متحده عملاً همه محدودیتها را از اسرائیل در دوره ریاستجمهوری بایدن برداشت، بازیگران منطقهای شروع به دیدن سیاست خارجی تهاجمی اسرائیل بهعنوان تهدیدی مستقیم و غیرقابل کنترل کردهاند. اسرائیل از 7 اکتبر 2023 تاکنون به هفت کشور منطقه حمله کرده است. عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به این سمت حرکت کردهاند. اگرچه ایران بهطور رسمی بخشی از این ائتلاف نیست، اما بهعنوان یک سد در برابر اسرائیل عمل میکند.
واسطهگری و اهرمهای خلیج فارس
آنچه جالب است این است که در میان بازیگران منطقهای که قصد دارند از اقدام احتمالی آمریکا علیه ایران جلوگیری کنند، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بهویژه عمان، قطر و عربستان سعودی به همراه ترکیه، تلاشهای دیپلماتیک کلیدی را برای متقاعد کردن دولت ترامپ انجام دادند که بهجای درگیری نظامی، به دنبال یک راهحل دیپلماتیک باشد. در پشت پرده، این دولتها با واشنگتن وارد گفتوگوهای سطح بالا شدند و هشدار دادند که حمله ممکن است بیثباتی گستردهای در خاورمیانه ایجاد کند و از کاخ سفید خواستند که احتیاط به خرج دهد.
به گفته آندریاس کریگ، استاد مطالعات امنیتی در کالج کینگ لندن، عمان، قطر و عربستان سعودی در مقام کارآفرینان کاهش تنشها در خلیج فارس، بهعنوان کانالهای حیاتی بین واشنگتن و تهران عمل میکنند. نفوذ آنها از سه دارایی ناشی میشود: اهرم عملی بر پایگاهها، فضای هوایی و لجستیک؛ اعتبار بهعنوان واسطههایی که میتوانند پیامها را منتقل کنند و پیشنهادات را آزمایش کنند، بهویژه قطر و عمان که به روابط خود با ایران گسترش دادهاند؛ و یک منافع مشترک در اجتناب از جنگ منطقهای که میتواند بر بازارهای انرژی و اعتماد داخلی تأثیر بگذارد.
محاسبه تشدید بحران
در مجموع، چشمانداز نقشه ترامپ، پیچیدگیهای مختلف نگرانیهای منطقهای را روشن میکند که فراتر از محاسبات فوری واشنگتن است. بیشتر کشورهای غرب آسیا، علیرغم میزان مختلفی از بیاعتمادی یا رقابت با تهران، تشدید نظامی را بهعنوان ریسکی بزرگ میبینند که ممکن است برای سالها منطقه را بیثبات کند. از بحرانهای پناهندگی و اختلالات اقتصادی گرفته تا بسیج و ظهور بازیگران رادیکال، پیامدهای ثانویه درگیری بهطور گستردهای بهعنوان خطرات بیشتری از چالشهایی که وضعیت کنونی به همراه دارد، شناخته میشود.
در عین حال، نقش بازیگران دیپلماتیک در دنیای عرب، مانند عمان، قطر و عربستان سعودی، اهمیت دیپلماسی و مدیریت ریسک را در منطقهای که بهشدت به بیثباتی حساس است، برجسته میکند. توانایی آنها برای ارائه مسیرهای کاهش تنش به واشنگتن نشان میدهد که بازیگران منطقهای تنها تماشاگران منفعل نیستند، بلکه فعالانه استراتژیهای نتیجهگیری را شکل میدهند. درسهای حاصل از کمپینهای نظامی ایالات متحده در بخشهای مختلف جهان اسلام از افغانستان و عراق گرفته تا لیبی این احتیاط را تقویت کرده و منجر به ایجاد شک و تردید گستردهای در برابر راهحلهای نظامی تحت رهبری خارجی شده است. در نهایت، محاسبه تشدید تنش در برابر احتیاط، آگاهی عملی از این که هرج و مرج میتواند در سرتاسر غرب آسیا گسترش یابد، و همزمان منافع منطقهای و جهانی را تضعیف کند، را منعطف میسازد.