یک دیپلمات بازنشسته می‌گوید: ترامپ برای مذاکره، یک نماینده ویژه به نام ویتکاف تعیین کرده است. ما هم در اینجا قاعدتاً باید حریف او را با یک نماینده ویژه معرفی کنیم. من بهترین فرد برای این کار را آقای ظریف می‌دانم.

به گزارش اکوایران به نقل از اقتصادنیوز، در حالی که ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن آب‌های منطقه را می‌شکافد و سایه تهدید نظامی را سنگین‌تر می‌کند، همزمان زمزمه‌هایی از تبادل پیام‌های دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن از کانال‌هایی نظیر عراقچی و ویتکاف به گوش می‌رسد؛ یک تصویر متناقض! یک سر این تصویر ذهنی جنگ است و طرف دیگر مذاکره. 

سیدجلال ساداتیان، دیپلمات بازنشسته معتقد است که لابی قدرتمند صهیونیستی در واشنگتن، با این ارزیابی که ایران در موقعیت ضعف قرار دارد، تمام توان خود را برای هل دادن ترامپ به سمت یک «ضربه نهایی» و شکستن شاخ قدرت منطقه‌ای ایران به کار گرفته است. با این حال، این سکه روی دیگری هم دارد.

بنا به تحلیل کاردار سابق ایران در انگلستان، ترامپ از یک سو نگران گرفتار شدن در باتلاق یک «جنگ فرسایشی» است که اهداف اقتصادی «اول آمریکا» را بر هم می‌زند، و از سوی دیگر تحت فشار متحدان عربی است که توسعه خود را در گرو آرامش منطقه می‌بینند.

او در نهایت پیشنهادی روی میز می‌گذارد: برای مقابله با نماینده ویژه ترامپ، باید از ظرفیت دیپلمات‌های کارکشته‌ای چون محمدجواد ظریف استفاده کرد.

آقای ساداتیان! آمریکا ناو آبراهام لینکلن را به منطقه فرستاده‌، از یک طرف می‌گوید برای احتیاط فرستاده‌ و از طرف دیگر تهدید نظامی می کند. ترامپ هم شخصی پیش‌بینی‌ناپذیر است و از طرفی هم پیغام می ‎دهد که از مذاکره استقبال می ‎کند. مباحثی هم پیرامون پیغام‌ عراقچی و ویتکاف مطرح شده است. هرچند به سختی می‌توان به این تماس ها مذاکره گفت اما تماس هایی بین طرفین برقرار است. شما از مجموع این شرایط چه تحلیلی دارید؟ 

صهیونیست‌ها در کنگره آمریکا (سنا و مجلس نمایندگان) و در هر دو حزب، لابی قوی‌ای دارند. این لابی به ترامپ فشار می‌آورد تا او را متقاعد کند که اگر شاخ ایران را بشکند، اسرائیل قدرت برتر منطقه خواهد بود؛ در نتیجه هیچ‌کس دیگر نمی‌تواند در مقابل اسرائیل عرض اندام کند.

تنها کشوری که ظرفیت و پتانسیل این را دارد که به عنوان قدرت قوی و مسلط منطقه، اسرائیل را دچار مشکل کند، ایران است. این حرفی است که نتانیاهو سال‌هاست در گوش ترامپ می‌خواند. آن‌ها فکر می‌کنند که الان فرصت بسیار مغتنمی است؛ چراکه به تعبیر یکی از این لابی‌های اسرائیلی، ایران در ضعیف‌ترین شرایط خود قرار دارد. ارزیابی آن‌ها این است که بعد از حوادث لبنان و سوریه و همچنین جنگ ۱۲روزه، اکنون وقت مناسبی است.

جنگ فرسایشی با ایران هدف ترامپ را محقق نمی کند

از سوی دیگر اندیشکده‌های آمریکایی نیز به ترامپ مشاوره می‌دهند و او فکر می‌کند چقدر خوب است که بتواند کار ایران را یکسره کند و با یک حمله کامل، ایران را به سقوط بکشاند. اما اگر آن سقوطی که مد نظر آن‌هاست اتفاق نیفتد، جنگ فرسایشی و بلندمدتی رخ خواهد داد.

از طرفی لابی اعراب که به دنبال جذب سرمایه و تکنولوژی هستند و روند توسعه‌ای را برای خود در نظر گرفته‌اند، در تلاش‌اند که تنش را از این منطقه دور کنند تا این جنگ فرسایشی رخ ندهد. ترامپ هم نمی‌تواند قراردادهای هنگفتی که با آن‌ها بسته و اهداف اقتصادی که در نظر دارد را نادیده بگیرد. شعار «اول آمریکا» او در سایه آرامش به دست می‌آید و در صورتی که قرار به تنش ادامه‌دار باشد، او به مقصود خود نخواهد رسید.

به این ترتیب، او برای به نتیجه رسیدن حمله نظامی مورد نظر خود به دو چیز نیاز دارد. اول اینکه شرایطی مهیا شود تا به محض حمله او، دیگر داستان جنگ ۱۲روزه پیش نیاید که مردم پشت سر نظام قرار بگیرند. در جنگ ۱۲روزه شاهد بودیم که حتی مخالفین نظام هم در داخل زندان یا خارج از کشور اعلام کردند به‌رغم انتقادات و اعتراضاتی که داریم، به‌هیچ‌وجه موافق این نیستیم که کشور تحت تسلط بیگانه درآید. بنابراین در نظر ترامپ، باید شرایطی رخ دهد که مردم پذیرای تهاجم خارجی باشند.

دوم آنکه اگر این اتفاق رخ نمی‌دهد، او باید بتواند در کنار حملات هوایی، با قدرت زمینی هم وارد ایران شود؛ مثلاً از افغانستان، آذربایجان، اقلیم کردستان یا از خلیج فارس وارد شود. البته این مورد دوم به نظر نمی‌رسد که تحقق پیدا کند.

در مورد اعتراضات اخیری که رخ داد نیز همه، از جمله حاکمیت و حتی خود آن‌ها، اقرار دارند که بخش اول اعتراضات مردمی بود؛ اما بعداً خشونت‌هایی وارد کار شد که به روایت مدافعان امنیت (مثل نیروی انتظامی یا نیروهای امنیتی) کار عوامل بیگانه بود. عده‌ای هم می‌گویند که تندروهای معترض بودند که دست به این کار زدند. البته تحلیل سوم هم این است که این خشونت‌ها تلفیقی بود؛ یعنی گروه‌های تندرو و خشن داخل بودند، اما یک‌سری «داعشی‌روش‌ها» هم وارد کار شدند و اعتراضات به خشونت کشیده شد. در هر صورت ترامپ تلاش کرد روی این موج سوار شود.

شاهد بودیم که او گفت بروید در خیابان اعتراض کنید و کمک‌ها در راه است؛ اما بعد که قضیه جمع شد، دوباره زمزمه مذاکره با ایران را مطرح کرد. یعنی تا اینجای کار، آنچه را که ترامپ انتظار داشت (فراهم شدن زمینه داخلی)، برای او مهیا نشد. حالا رسانه‌های طرفدار آن‌ها مثل ایران اینترنشنال و تا حدودی بی‌بی‌سی و VOA روی مسئله قطع اینترنت مانور می‌دهند و طوری القا می‌کنند که این موج را زنده نگه دارند و بگویند که جمهوری اسلامی عن‌قریب ساقط خواهد شد.

ترامپ در حال بررسی است؛ اگر بتواند دفعتا وارد عمل می شود

حالا ترامپ از یک طرف همان‌طور که عرض کردم، تحت فشار نتانیاهو و لابی صهیونیستی مجبور می‌شود یک‌سری هزینه‌هایی انجام دهد و جابه‌جایی‌های نیرو داشته باشد. عده‌ای این جابه‌جایی‌های نیرو را دال بر قصد او برای جنگ و حمله نظامی و جنگ می‌دانند و معتقدند که اگر او صحبت از مذاکره می‌کند، دوباره دارد مثل جنگ ۱۲روزه فریبکاری می‌کند و قصدش این است که ایران را خام کند و از آمادگی بیندازد تا بعد بتواند به هدف خودش برسد.

عده‌ای هم می‌گویند که او واقعاً نگاه می‌کند ببیند مجموعه عوامل به کدام سمت تمایل پیدا می‌کند و آیا در این وضعیت می‌تواند مقصود خود را شکار کند یا خیر؛ اگر نمی‌تواند، تغییر لحن می‌دهد و حرفش را عوض می‌کند که به نظر می‌آید رفتار فعلی او با این حرف بیشتر سازگار است.

مفهوم مذاکره، تسلیم نیست

شما موافق این هستید؟ 

من به نظرم می ‎آید که این حرف درست‎تر است برای اینکه او نگاه می‎کند ببیند که ایران چگونه برخورد می‎ کند. البته ما در دیپلماسی داریم ضعیف عمل می‌کنیم. مفهوم گفت‌وگو و مذاکره، تسلیم نیست؛ بلکه آگاه کردن افکار عمومی دنیاست.

وقتی هیات‌های دیپلماتیک در سطح رسمی یا غیررسمی وارد گفت‎گو می‌شوند، در کنار آن از طریق رسانه‌ها مصاحبه می‌کنند و توضیحاتی برای متقاعد کردن می‌دهند. در حالی که سیستم رسانه‌ای، کنگره و اقتصاد آمریکا دائم دارند القا می‌کنند که ایران می‌خواهد بمب اتم بسازد و اسرائیل را نابود کند. ما در مقابل چه کردیم؟

در شرایط جنگی آیا مردم را راضی نگه داشته اید؟

یک طرف ماجرا، صداوسیما و رسانه‌های داخلی هستند که می‌توانند روشنگری‌ کنند و در طرف دیگر رسانه‌های جهانی قرار دارند. دیپلماسی عمومی ما چقدر فعال است و چقدر توانسته‌ایم از شخصیت‌های گذشته خود استفاده کنیم. در حالی که روسای جمهور، وزرای خارجه و دیپلمات‎ های سابقی داریم که صاحب نام بوده و هستند و می‌توانند توجهات جهانی را جلب کنند. اما از این افراد چقدر برای گفت‌وگو با هیات‌ها یا کشورهای مختلف استفاده کرده‌ایم؟

پاسخ‌های ایران صرفا این شده که اگر از آن‌ها غلطی سربزند ما پاسخ سخت‌افزاری نشان می‌دهیم. هرچند این رجزخوانی‌های نظامی و آمادگی نظامی لازم است اما در این وضعیت کافی نیست. این فقط یک بخش قضیه است. بخش دیگر قضیه این است چقدر مردم را راضی نگه داشته و سرمایه اجتماعی تقویت شده‌اند؟

مدیرکل پیشین خاورمیانه و شمال آفریقا در وزارت خارجه ایران معتقد است که در شرایط کنونی فضا بیشتر از «نه جنگ و نه صلح» به جنگ متمایل است. استدلال محبعلی شرایطی مثل توقف درگیری بین ایران و اسرائیل و نه آتش بس، و روی آوردن آمریکا به «دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار» است.

مثلا در این وضعیت اقتصادی سخت که مردم مشکلات زیادی دارند، آیا برای جلب نظر مردم حاضر شده اید که از بخشی بودجه نهادهایی که معافیت مالیاتی دارند صرف نظر کنید؟ آیا حاضر شده‌اید که بگذارید مردم در صداوسیما در جاهای مختلف بیایند مسائلشان را مطرح کنند؟ اگر می‌گویید اعتراضات مردم را به رسمیت می‌‌شناسید آن‌ها کجا می‌توانند بیایند و اعتراضاتشان را مطرح کنند؟ بالاخره وقتی می‎خواهید با دشمن خارجی مقابله کنید، باید مردم را در کنار خود داشته باشید و آن‌ها را راضی نگه دارید.

اسرائیل به تنهایی قادر به جنگ با ایران نیست

پس شما احتمال جنگ را می دانید با حرکت ناو آمریکایی به سمت ایران؟

همان‌طور که عرض کردم، آمریکا دارد شرایط را آماده می‌کند که اگر شرایط مهیا باشد، یک حمله دفعی و سریع انجام دهد تا به نتیجه‌ای که خودش می‌خواهد برسد. آمریکا خود را برای این کار آماده می‌کند، اما اگر شرایط آماده نباشد و شرایط داخلی فراهم نشود و صرفاً بخواهد حملات هوایی انجام دهد، آن حملات هوایی می‌تواند به همان حالت فرسایشی برای خودش تبدیل شود.

در این شرایط و در سناریوی فرسایشی، هر احتمالی وجود دارد. همان‌طور که گفتم، اولاً عرب‌ها مخالف‌اند. دوم اینکه ممکن است روسیه و چین هم وارد قضیه شوند. سوم اینکه حتی اروپا که الان با ما مشکل دارد، در شرایطی که تضاد زیادی با ترامپ داشته باشد، ممکن است ـ نه به خاطر دوست داشتن ایران، بلکه به خاطر منافع خود ـ پشت سر ایران دربیاید. البته این موارد از دید تحلیل‌گران آمریکایی که به ترامپ مشاوره می‌دهند دور نیست.

اگر اسرائیل آمریکا را تحریک می ‎کند چرا خودش وارد عمل نمی‎ شود؟

برای اینکه او به تنهایی نمی‌تواند. آمریکا هم به او اجازه این کار را نمی‌دهد. نه حالا، بلکه از گذشته هم آمریکا این اجازه را به اسرائیل نمی‌داد که به اصطلاح کاری را به دامن خودش بگذارد و بعد آمریکا انجام دهد. او به تنهایی قادر به چنین کاری نیست. جنگ ۱۲ روزه هم این موضوع را نشان داد. شما هم دیدید که وقتی ایران در مقابل اسرائیل مقاومت کرد بلافاصله به آمریکا پناه برد تا درخواست آتش‌بس کند و آمریکا هم از ایران درخواست آتش‌بس کرد.

ظریف را به میدان بفرستیم

پیام‌هایی که بین آقای عراقچی و ویتکاف رد و بدل می‎ شود چقدر می‎تواند راهگشا باشد؟

من پیشنهادی داده‌ام که آمریکا وزیر خارجه‌اش را کنار نگه داشته است. مارک روبیو مشغول کارهای خود است و به روابط با کشورهای مختلف رسیدگی می‌کند و ترامپ برای مذاکره، یک نماینده ویژه به نام ویتکاف تعیین کرده است.

ما هم در اینجا قاعدتاً باید حریف او را با یک نماینده ویژه معرفی کنیم. من بهترین فرد برای این کار را آقای ظریف می‌دانم. با اذن و هماهنگی رهبری، این ماموریت به آقای ظریف داده شود تا به عنوان نماینده ویژه و معادل آقای ویتکاف، وارد مذاکرات شود. من فکر می‌کنم ایشان توانمندی لازم را دارد تا بتواند این مذاکرات را به پیش ببرد.