در شرایطی که طی هفته‌های گذشته، فضای سیاسی و امنیتی منطقه خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری ملتهب به نظر می‌رسید و آرایش نظامی آمریکا در خلیج فارس، تهدیدهای متقابل و تحرکات بازیگران مختلف، بوی یک رویارویی گسترده را در هوا پخش کرده بود، اکنون نشانه‌هایی از یک چرخش دیپلماتیک آرام اما معنادار در حال شکل‌گیری است؛ چرخشی که از عقب‌نشینی نسبی طرف‌ها از لبه پرتگاه و تلاش برای مدیریت بحران حکایت دارد.

 از یک سو، اظهارات دونالد ترامپ درباره آمادگی برای مذاکره با ایران، توجه رسانه‌ها و تحلیلگران بین‌المللی را به خود جلب کرده است؛ موضعی که حتی در داخل آمریکا نیز با تردید و پرسش‌های جدی همراه شده و بسیاری آن را نشانه‌ای از تغییر تاکتیکی واشنگتن در مواجهه با ایران می‌دانند.

از سوی دیگر، در داخل ایران نیز سیگنال‌هایی ارسال شده که از فعال شدن مسیر دیپلماسی خبر می‌دهد. توییت علی لاریجانی درباره پیشرفت در چارچوب مذاکرات، سخنان عباس عراقچی مبنی بر استقبال ایران از مذاکره در فضایی به دور از تهدید و فشار، و همچنین رفت‌وآمدهای دیپلماتیک میان تهران و پایتخت‌هایی چون مسکو، دوحه و آنکارا، همگی نشان‌دهنده تحرک تازه‌ای در عرصه سیاست خارجی است.

در همین راستا، رئیس‌جمهوری نیز به‌صراحت اعلام کرده است که در صورت حذف فضای تهدید، مسیر گفت‌وگو و مذاکره باز خواهد بود.

در پسِ این تحولات، تحلیلگران معتقدند آنچه بیش از هر چیز دو طرف را به سمت دیپلماسی سوق داده، درک مشترک از هزینه‌های سنگین یک درگیری نظامی است.

علی نعمت‌اللهی، دیپلمات پیشین، در گفت‌وگو با اکوایران تأکید می‌کند که هم ایران و هم آمریکا به‌خوبی متوجه شده‌اند که هرگونه جنگ، محدود و کنترل‌شده باقی نخواهد ماند و به‌سرعت کل منطقه را درگیر خواهد کرد؛ سناریویی که به‌ویژه برای آمریکا، با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی همراه است.

به گفته او، مذاکره حتی در میانه جنگ نیز امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است، چراکه بدون گفت‌وگو، هیچ جنگی به پایان نمی‌رسد.

با این حال، نعمت‌اللهی هشدار می‌دهد که طولانی و فرسایشی شدن مذاکرات می‌تواند زمینه را برای ورود جریان‌های تندرو فراهم کند؛ جریان‌هایی که تجربه نشان داده قادرند کل روند دیپلماسی را مختل کنند.

در همین چارچوب، علی ماجدی، سفیر پیشین ایران در آلمان نیز دیپلماسی را مؤثرترین و کم‌هزینه‌ترین راهکار در شرایط کنونی منطقه می‌داند. او معتقد است اگر قرار باشد مذاکرات به نتیجه‌ای ملموس منتهی شود، هر دو طرف ناگزیرند از خواسته‌های حداکثری خود عقب‌نشینی کنند، چراکه مذاکراتی که با زیاده‌خواهی آغاز شود، معمولاً به بن‌بست ختم خواهد شد.

ماجدی همچنین بر نقش کشورهای میانجی مانند قطر، ترکیه، امارات و روسیه تأکید می‌کند؛ کشورهایی که به‌دلیل نگرانی از تبعات اقتصادی و امنیتی جنگ، به‌طور جدی خواهان مهار تنش‌ها هستند.

در مجموع، آنچه امروز در حال وقوع است، گشوده شدن پنجره‌ای محدود از دیپلماسی در میانه فضای پرتنش منطقه‌ای است؛ پنجره‌ای که اگرچه امیدهایی را برای کاهش بحران ایجاد کرده، اما به‌شدت وابسته به عامل زمان است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که این فرصت دیپلماتیک، دائمی نخواهد بود و در صورت تعلل یا کش‌دار شدن مذاکرات، ممکن است خیلی زود جای خود را به دور تازه‌ای از تنش و بحران بدهد.