به گزارش اکوایران، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، دوستان قدیمی و خانواده ترامپ، مسئول اجرای پروژه خصوصی صلح خودساخته ترامپ هستند؛ مأموریتی که در ظاهر شامل مدیریت بحرانهای خاورمیانه و اروپا و جلوگیری از وقوع جنگهای جدید است. آنها در ژنو با مقامهای روس، اوکراینی و ایرانی مذاکره کردند، اما خطوط قرمز طرفها، فشار ترامپ برای نتایج فوری و پیچیدگیهای سیاسی و نظامی، دستیابی به توافق پایدار را به چالشی بزرگ تبدیل کرده است.
مردان صلحساز؟
ویتکاف و کوشنر؛ این نام شبیه یک شرکت حقوقی ممتاز، یک سریال پلیسی دهه ۱۹۷۰ یا حتی یک زوج معمار آیندهنگر به نظر میرسد؛ آن هم در حالی که امیدوارند میدانهای نبرد را به شهرهایی مدرن و آیندهنگر تبدیل کنند. اما استیو ویتکاف و جرد کوشنر در واقع ادارهکنندگان برند خصوصی صلحسازی دونالد ترامپ هستند؛ پروژهای که ثبات جهانی، جانهای بیشمار و بهترین شانس رئیسشان برای دستیابی به جایزه نوبل صلح همواره دور از دسترس، به آن وابسته است.
به نوشته سیانان، این دو نفر روز سهشنبه در ژنو در متن رویدادها قرار داشتند؛ در روزی فوقالعاده و دوگانه از دیپلماسی، در حال گفتوگو با مقامهای روس، اوکراینی و ایرانی. انتظار میرود این هفته برای نشست «هیئت صلح» شبکه خصوصی و پرهزینه دیپلماسی جهانی ترامپ به واشنگتن بازگردند. این دو معاملهگر فوقثروتمند و بانفوذ آمریکایی مأموریت دارند یک جنگ خونین را پایان دهند و از وقوع جنگی دیگر که ممکن است در آستانه شعلهور شدن باشد جلوگیری کنند. موفقیت در هر یک از این دو مأموریت دستاوردی بزرگ خواهد بود، اما هر دو هدف سرسخت و دشوار به نظر میرسند.
امید ترامپ برای دستیابی به توافق با ایران در حالی که ناوگانی عظیم را در فاصله شلیک مستقر کرده روز سهشنبه تنها اندکی پیش رفت. ایرانیها از تفاهم بر سر چارچوب هماهنگی سخن گفتند. اما جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، به فاکسنیوز گفت اگرچه امور از برخی جهات «خوب پیش رفت»، تهران هنوز برخی خطوط قرمز ترامپ را به رسمیت نمیشناسد. نخستین روز از دو روز گفتوگو میان اوکراین و روسیه نیز مانعی بالقوه را برجسته کرد: این پرسش که آیا مسکو واقعاً خواهان پایان جنگ است یا صرفاً با نمایش دیپلماسی در پی خرید زمان برای پیشرویهای میدانی است. با این حال، مذاکرات در جریان است. با توجه به تردیدهای جهانی درباره امکان دستیابی به توافق و نیز درباره زوج ویتکاف–کوشنر، همین موضوع خود دستاوردی قابل توجه و نشانهای از تمایل ترامپ به تلاش برای صلح است.
سه بحران جهانی با پیامدهای فزاینده
تلاشهای اخیر ویتکاف و کوشنر در لحظهای خطرناک برای جهان و در عین حال سیاسی حساس برای ریاستجمهوری ترامپ صورت میگیرد. تاکنون آتشبس غزه شکننده است و با ازسرگیری درگیریها در معرض خطر قرار دارد. گذار به خلع سلاح حماس همچنان شبیه رؤیایی دستنیافتنی است. بازگشت جنگ تمامعیار میتواند رنج غیرنظامیان فلسطینی را تشدید کند و دوباره امنیت اسرائیل را تهدید نماید. همزمان، جنگ اوکراین در میانه زمستانی دیگر ادامه دارد؛ همراه با کشتارهای میدانی و حملات روسیه به غیرنظامیان بیدفاع. هرچه جنگ طولانیتر شود، خطر سرایت آن به رویارویی ناتو و روسیه بیشتر میشود. شاید هیچکس نتواند این جنگ را پایان دهد؛ اما احتمالاً ترامپ بیش از هر فرد دیگری شانس این کار را دارد.
در همین حال، رئیسجمهور آمریکا بهتدریج به سوی جنگ با ایران کشیده میشود؛ جنگی که ممکن است برای حفظ آبرو و اعتبار خود ناچار به ورود به آن شود. اما نظرسنجیها نشان میدهد آمریکاییها خواهان چنین جنگی نیستند. هر یک از این مذاکرات ممکن است به همان مانع مشترک برخورد کند: امتناع طرفها از سازش بر سر موضوعاتی که آنها را برای بقا یا حیثیت ملی خود حیاتی میدانند. برای ولادیمیر پوتین، این به معنای ادامه جنگ دستکم تا تصرف کامل منطقه دونباس در شرق اوکراین است؛ منطقهای که هزاران جان روس برای آن هزینه شده است. دولت کییف نیز نمیتواند این منطقه را چنانکه ظاهراً دولت ترامپ میخواهد واگذار کند؛ هم به دلیل تلفات گسترده خود و هم به دلیل اهمیت استراتژیک آن برای دفاع از پایتخت.
ایران نیز خطوط قرمز بالقوه خود را دارد. هرچند تهران آماده گفتوگو درباره امتیازهایی در برنامه هستهای است که سال گذشته بر اثر حملات آمریکا آسیب دید، اما حاضر نیست درباره برنامه موشکهای خود چانهزنی کند. ترامپ گاه چنان به نظر میرسد که هر توافقی را برای جشن گرفتن آن میپذیرد. اما اگر توافقی امضا کند که شامل کاهش تحریمها علیه تهران باشد و شبیه توافق هستهای دوران اوباما به نظر برسد توافقی که خود آن را نابود کرد اعتبارش آسیب میبیند. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، به سیانان گفت: «اگر طرفها به دنبال توافقی محدود و دستیافتنی باشند، به توافق میرسند. اگر زیادهخواهی کنند، جنگ خواهند داشت».
این دو نفر چگونه ممکن است موفق شوند؟
ویتکاف و کوشنر شاید غیرمتعارف باشند، اما یک ویژگی حیاتی برای هر میانجی موفق صلح را دارند: اختیار مستقیم از سوی رئیسجمهور. ویتکاف، فرستاده ویژه و سرمایهدار حوزه املاک، دهههاست دوست ترامپ است. کوشنر سمت رسمی دولتی ندارد، اما داماد ترامپ و عضو خانواده اوست. هیچیک ظاهراً جاهطلبی سیاسیای فراتر از صیقل دادن میراث ترامپ ندارند. هر دو تجسم برند خاص سیاست خارجی ترامپاند: سرمایهدارانی که به ساختارهای رسمی دیپلماتیک بیاعتنا هستند و گویی هر بحران جهانی را همچون یک معامله ملکی میبینند. هر دو همچنین منافع تجاری گستردهای در خاورمیانه و دیگر مناطق دارند؛ موضوعی که منتقدان را نگران کرده، زیرا معتقدند ترامپ میان منافع شخصی و منافع ملی تمایزی قائل نیست.
کوشنر در مصاحبهای با برنامه «۶۰ دقیقه» گفت: «نمیتوانیم وقتمان را صرف برداشتها کنیم؛ باید بر واقعیتها تمرکز کنیم. ما اینجاییم تا کار خیر انجام دهیم. اینها مأموریتهای غیرممکناند.» با این حال، این زوج نگرانیهایی را در میان متحدان آمریکا و مقامهای پیشین برانگیختهاند؛ بخشی به دلیل کمتجربگی. برای مثال، ویتکاف گاه پس از دیدار با پوتین چنان سخن گفته که گویی روایت کرملین را تکرار میکند. او سال گذشته گفت: «پوتین را آدم بدی نمیدانم»؛ درباره رهبری که جنگی غیرقانونی و بدون تحریک آغاز کرده و هزاران اوکراینی را کشته است.
نگرانیها زمانی افزایش یافت که متن تماسی تلفنی بررسیشده توسط بلومبرگ نشان داد ویتکاف مقام روسیای را درباره نحوه گفتوگو با ترامپ راهنمایی کرده است. طرح ۲۸ بندی صلح او نیز چنان بود که گویی در مسکو نوشته شده است. هفتهها طول کشید و با اصلاحات دیپلماتیک، از جمله توسط وزیر خارجه مارکو روبیو، تعدیل شد تا بتواند مبنای گفتوگو قرار گیرد. با این همه، با وجود تردیدها درباره توانایی این همکاری نیمهرسمی در مدیریت بازی پیچیده دیپلماسی، آنها مسئول یکی از مهمترین موفقیتهای سیاست خارجی دوره دوم ترامپاند: توافق آتشبس غزه.
صلح غزه؛ دستاورد ساختگی
دیپلماسی آرام و شبکههای منطقهای آنها در اسرائیل و کشورهای خلیج فارس که قرار است بازسازی را تأمین مالی کنند به پایان رسمی درگیریها بر اساس طرحی ۲۰ بندی انجامید. این طرح شامل بازگشت گروگانهای زنده و جانباخته اسرائیلی در ازای آزادی گسترده زندانیان فلسطینی و ورود کمکهای انسانی فراوان به غزه بود. اما مرحله اول توافق هرچند دشوار آسانترین بخش بود. مرحله دوم شامل خلع سلاح حماس، استقرار نیروی تثبیتکننده بینالمللی برای حمایت از دولت انتقالی تکنوکرات و آغاز طرح بازسازی تحت نظارت «هیئت صلح» است. ترامپ گفته اعضا پنج میلیارد دلار برای بازسازی و هزاران نیرو برای نیروی تثبیت وعده دادهاند. او در شبکههای اجتماعی نوشت: «هیئت صلح مهمترین نهاد بینالمللی تاریخ خواهد بود.»
با این حال، مرحله دوم فعلاً بعید به نظر میرسد. احتمال اندکی وجود دارد که کشورها نیروهای خود را به منطقه جنگی اعزام کنند. رویترز گزارش داده دستکم ۱۱ نفر در حملات هوایی اسرائیل در آخر هفته کشته شدند. اسرائیل و حماس نیز یکدیگر را به نقض آتشبس متهم میکنند. آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین صلح خاورمیانه، گفت: «هیئتهای صلح میانجیگری نمیکنند؛ میانجیها میانجیگری میکنند. رئیسجمهور این را میداند.» او افزود ترامپ برخلاف پیشینیانش فشار فوقالعادهای بر بنیامین نتانیاهو وارد کرد تا مرحله اول اجرا شود و اکنون داماد و دوست نزدیکش را مأمور مدیریت تنش با ایران و جنگ روسیه–اوکراین کرده است.
اما میلر تأکید کرد خلع سلاح همچنان بسیار بعید است. او گفت: «این تصور که حماس پیش از خروج اسرائیل سلاحهایش را زمین بگذارد تقریباً صفر است. این واقعیت ضعف بزرگ رویکرد ویتکاف–کوشنر را نشان میدهد. درگیریهای خاورمیانه و اوکراین ممکن است در ظاهر اختلاف بر سر زمین به نظر برسند، اما بسیار پیچیدهتر از یک مشکل تجاریاند. زمین برای طرفهای درگیر صرفاً محل ساختوساز آینده نیست؛ سرشار از نماد، تاریخ، هویت و بقاست.
فشار ترامپ برای ساختن میراث خود
بیصبری ترامپ نیز فشار شدیدی بر این دو وارد میکند؛ فشاری که میتواند به سطحینگری بینجامد. تلاشهای موفق صلح آمریکا معمولاً حاصل دیپلماسی طولانی و دقیق بودهاند؛ از توافق کمپ دیوید در دوران کارتر تا توافق دیتون که پس از ماهها فشار و تلاش ریچارد هالبروک به جنگ بالکان پایان داد. آمریکا همچنین سالها در روند صلح ایرلند شمالی نقش داشت. با این حال، تاریخ نشان میدهد استفاده از فرستادگان غیررسمی هم میتواند مؤثر باشد. فرانکلین روزولت در جنگ جهانی دوم از نمایندگان شخصی بهره میبرد. ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر نیز با دور زدن وزارت خارجه، کانالی تاریخی با چین گشودند. اما تضعیف وزارت خارجه در دوره ترامپ، دولت او را از حافظه نهادی و تخصصی محروم کرده که میتوانست بر هر پیشرفتی بیفزاید. در نهایت، دستیابی به پیشرفت شاید بیش از نشستهای گذرای ژنو نیاز داشته باشد. میانجیهای آماتور آمریکا شاید به ترامپ نزدیک باشند، اما هنوز ثابت نکردهاند میتوانند در سطح ژئوپلیتیک با بازیگرانی چون پوتین، نتانیاهو و رهبری حماس رقابت کنند.