این همزمانی، پیچیدگی معادله را دوچندان کرده و فضای مذاکرات را در سطحی فراتر از صرف گفتوگوهای فنی قرار داده است. پس از پایان نشست ژنو، مقامهای دو طرف ارزیابی نسبتاً مثبتی از روند گفتوگوها ارائه کردند و اعلام شد که اکنون زمان چانهزنی بر سر جزئیات متن و ورود به مباحث دقیقتر فرا رسیده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با تأکید بر جدیتر بودن فضای مذاکرات نسبت به دور پیشین، از شکلگیری یک چارچوب اصولی برای ادامه گفتوگوها خبر داد. با این حال، او نیز اذعان دارد که مسیر دستیابی به توافق نهایی همچنان طولانی و مملو از پیچیدگیهای فنی، حقوقی و سیاسی است.
در سوی دیگر، تحلیلگران معتقدند فاصله میان مطالبات تهران و واشنگتن همچنان قابل توجه است. غلامرضا حداد، استاد روابط بینالملل، در گفتوگو با اکوایران تأکید میکند که هرچند ایران تمایل دارد سطح تهدیدهای نظامی دستکم در کوتاهمدت کاهش یابد، اما نشانهای از آمادگی برای تغییرات بنیادین در رویکرد سیاست خارجی مشاهده نمیشود.
به گفته او، شکاف راهبردی میان دو کشور همچنان عمیق است و بدون بازتعریف برخی مؤلفههای کلیدی در سیاست خارجی، رسیدن به توافقی پایدار دشوار خواهد بود. حداد همچنین هشدار میدهد که موکول شدن مذاکرات به دور سوم الزاماً به معنای پیشرفت نیست.
از منظر او، تعویق میتواند به افزایش فشارهای سیاسی و حتی نظامی منجر شود و احتمال نرسیدن به توافق نهایی را تقویت کند. این ارزیابی در حالی مطرح میشود که همزمان با جریان گفتوگوها، ایالات متحده حضور نظامی خود را در منطقه تقویت کرده و ایران نیز رزمایشی در تنگه هرمز برگزار کرده است؛ اقداماتی که از نگاه برخی تحلیلگران صرفاً نمایش قدرت نیست، بلکه نشانهای از حفظ آمادگی عملیاتی در صورت تشدید تنشهاست.
این همزیستی دیپلماسی و قدرت سخت، پدیدهای تازه در روابط بینالملل نیست. حتی در اوج تنش و رقابت، کانالهای گفتوگو معمولاً باز میمانند تا امکان مدیریت بحران فراهم باشد. با این حال، تجربههای پیشین نشان داده است که دستیابی به توافقی پایدار نیازمند اراده سیاسی و آمادگی برای اتخاذ تصمیمهای دشوار در سطح راهبردی است؛ تصمیمهایی که میتوانند هزینههای داخلی و منطقهای به همراه داشته باشند.
اکنون ژنو به صحنهای تبدیل شده است که در آن همزمان دو روایت جریان دارد: روایت تلاش برای تنظیم یک متن مشترک و روایت رقابت در میدان. پرسش کلیدی آن است که آیا دو طرف خواهند توانست فاصله میان خواستههای خود را کاهش دهند و به توافقی قابل دوام دست یابند، یا اینکه این مذاکرات نیز صرفاً به ابزاری برای مدیریت موقت بحران و خرید زمان تبدیل خواهد شد؟