اکوایران: تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان عربستان و امارات، با ورود پرونده‌هایی چون یمن، سودان و حتی روابط با اسرائیل، شکافی تازه در معادلات شورای همکاری خلیج فارس ایجاد کرده است.

به گزارش اکوایران، تنش‌های پنهان میان ریاض و ابوظبی که سال‌ها در لایه‌های زیرین روابط دو کشور جریان داشت، اکنون به مرحله‌ای رسیده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً اختلافی مقطعی دانست. تحولات میدانی در یمن، رقابت نفوذ در شاخ آفریقا و سودان، و رویکرد متفاوت دو طرف نسبت به اسرائیل، شکاف راهبردی عمیق‌تری را نمایان کرده است؛ شکافی که نه‌تنها معادلات داخلی شورای همکاری خلیج فارس را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه می‌تواند بر توازن قدرت در کل منطقه اثرگذار باشد.

دشمنی میان دوستان سابق

به نوشته امواج مدیا، تنش‌ها میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی سال‌هاست در زیر پوست روابط دو کشور جریان دارد. با این حال، تحولات جنوب و شرق یمن در دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ این اصطکاک‌ها را به سطحی رساند که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت. منافع متضاد در سومالی و سودان، جایی که ابوظبی از بازیگرانی حمایت کرده که حاکمیت و تمامیت ارضی دولت‌ها را به چالش می‌کشند نیز به تعمیق این شکاف انجامیده است. در این چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند ایران و سوریه نیز ممکن است به میدان‌های تازه رقابت درون ‌منطقه‌ای بدل شوند.

برای دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس بحرین، کویت، عمان و قطر افزایش تنش میان ریاض و ابوظبی پیامدهای قابل‌توجهی دارد، به‌ویژه در مقطعی که منطقه با سطحی کم‌سابقه از بی‌ثباتی روبه‌روست. به نظر می‌رسد اصطکاک میان عربستان و امارات در آینده قابل پیش‌بینی به یکی از ویژگی‌های ساختاری ژئوپلیتیک خلیج فارس تبدیل شود.

دوحه و مسقط؛ میانجی اما نه همیشه بی‌طرف

در حالی که عمان و قطر با شکاف رو‌به‌گسترش میان عربستان و امارات دست‌وپنجه نرم می‌کنند، هر دو کشور احتمالاً همچنان سیاست خارجی مستقل خود را دنبال خواهند کرد و هم‌زمان می‌کوشند نقش پل ارتباطی برای گفت‌وگو را ایفا کنند. مطابق رویه همیشگی، دوحه و مسقط بر میانجی‌گری و تنش‌زدایی تأکید خواهند داشت و تلاش می‌کنند تنش‌ها درون شورای همکاری را کاهش دهند، نه اینکه خود در آن جذب شوند.

امارات عربستان یمن

نبیل خوری، معاون پیشین رئیس هیأت دیپلماتیک سفارت آمریکا در یمن، به «امواج مدیا» گفت: «در حال حاضر عربستان در یمن پیروز میدان بوده، هرچند امارات تمام نفوذ خود را از دست نداده و در پی زمان مناسب برای احیای نقش خود خواهد بود. در سراسر منطقه، جنگ‌های نیابتی همچنان ادامه خواهد داشت». او افزود: «عمان، قطر و دیگر اعضای شورای همکاری میان دو قدرت منطقه‌ای کشیده خواهند شد و شاید در برخی موضوعات ناچار به انتخاب جانب یکی شوند. اما در نهایت، قطر و عمان همان کاری را خواهند کرد که بهترین مهارت‌شان است: میانجی‌گری در منازعات و تلاش برای حفظ بی‌طرفی در کشمکش‌های درون‌خلیجی و فراتر از آن.»

گرچه دوحه و مسقط مراقب خواهند بود موضعی آشکارا ضد اماراتی اتخاذ نکنند، اما چشم‌انداز راهبردی آن‌ها در مسائل اصلی منطقه‌ای به‌طور فزاینده‌ای با ریاض همسو شده است. عمان، قطر و عربستان همگی دولت‌های متمرکز و قدرتمند را بر بازیگران غیردولتی که حاکمیت و تمامیت ارضی را تضعیف می‌کنند، ترجیح می‌دهند. در عمل، این سه عضو شورای همکاری اکنون در بسیاری از مهم‌ترین مسائل منطقه‌ای هم‌راستا هستند. این همگرایی احتمالاً عمیق‌تر نیز خواهد شد، زیرا آنان در مهار خودمختاری بازیگران غیردولتی، تقویت دولت‌های مرکزی، مقابله با تکه‌تکه‌شدن سیاسی و حفاظت از مسیرهای دریایی و کریدورهای تجاری دیدگاه مشترکی دارند.

اسرائیل، امارات و تعمیق شکاف

سیاست‌گذاران در دوحه و مسقط مدت‌هاست از نزدیکی فزاینده امارات به اسرائیل احساس نگرانی عمیق می‌کنند. دغدغه‌های آن‌ها فراتر از نمادگرایی «توافق‌نامه‌های ابراهیم» است. از منظر آنان، مشارکت امارات و اسرائیل پرسش‌های جدی درباره امنیت منطقه‌ای و فرسایش هنجارهای مرتبط با حاکمیت ملی ایجاد می‌کند. به‌ویژه، عمان و قطر نگران‌اند که گسترش همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی میان ابوظبی و تل‌آویو بتواند زمینه‌ساز فعالیت‌های پنهانی در دیگر نقاط خلیج فارس شود؛ فعالیت‌هایی با پیامدهایی غیرقابل پیش‌بینی و بالقوه بی‌ثبات‌کننده برای کل شورای همکاری.

اسراییل امارات

نگرانی‌های عمان ریشه‌ای تاریخی دارد؛ تجربه‌هایی که در آن قدرت‌های خارجی از آسیب‌پذیری‌های داخلی بهره‌برداری کردند، از جمله در جریان شورش ظفار در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰. آندریاس کریگ، استاد مطالعات امنیتی در کینگز کالج لندن، به «امواج مدیا» گفت: «در مسقط حافظه نهادی طولانی‌ای از کنشگران خارجی وجود دارد که به بافت اجتماعی و سیاسی نفوذ می‌کنند، به دنبال نقاط فشار و شبکه‌های حامی‌پروری می‌گردند و شکاف‌های داخلی را شناسایی می‌کنند. عمانی‌ها نسبت به این موضوع آسیب‌پذیرند و آن را یک مشکل جدی می‌بینند».

کریگ افزود این نگرانی‌ها زمانی تشدید می‌شود که مسقط شاهد همکاری امارات و اسرائیل از طریق نیروهای نیابتی در کشورهایی مانند لیبی، سومالی، سودان و یمن است. او گفت: «آن‌ها این را صرفاً سیاست قدرت نمی‌بینند، بلکه آن را همچون اسب تروا می‌دانند که می‌تواند جوامع خلیجی را از درون متلاشی کند. این همان چیزی است که آن‌ها را نگران کرده است.»

همبستگی علیه یک بلوک

اگرچه حمله غافلگیرکننده اسرائیل به قطر در سپتامبر گذشته، دست‌کم به‌طور موقت، موضعی متحد در شورای همکاری علیه اقدامات بی‌مهار تل‌آویو ایجاد کرد، اما این انسجام از آن زمان کاهش یافته است. به‌ویژه امارات اکنون به نظر می‌رسد از این موضع جمعی فاصله گرفته و به سوی سیاست خارجی آشکارا همسو با اسرائیل حرکت می‌کند؛ روندی که می‌تواند ابوظبی را بیش از پیش در درون شورای همکاری منزوی سازد.

کریگ گفت: «در حال حاضر هر کسی در خلیج فارس حتی بحرینی‌ها، امارات را بازیگر متفاوت می‌دانند و عربستان را در سوی درست تاریخ می‌بینند.» او با رد احتمال اعمال فشار هماهنگ دیپلماتیک یا اقتصادی علیه ابوظبی، تأکید کرد سیاست خارجی امارات به‌طور گسترده «مسئله‌دار» تلقی می‌شود؛ برداشتی که احتمالاً به معنای پذیرش طبیعی‌تر رهبری ریاض از سوی دیگر دولت‌های خلیجی خواهد بود.

نقش اسرائیل در یک تنش

گرچه تنش‌های میان ابوظبی و ریاض به‌طور طبیعی شکل گرفته، نقش احتمالی اسرائیل در تشدید این شکاف نیازمند توجه جدی است. وب‌سایت میدل‌ایست‌آی به نقل از یک مقام فعلی و یک مقام پیشین آمریکایی گزارش داد امارات کوشیده «کمیته یهودیان آمریکا» گروهی مدافع منافع یهودیان مستقر در نیویورک با دفتر وابسته در امارات را ترغیب کند درباره یهودستیزی در عربستان ابراز نگرانی کند؛ اقدامی که نشان‌دهنده پیوندهای ابوظبی با شبکه‌های حامی اسرائیل در آمریکا در بحبوحه اختلافاتش با ریاض است.

امارات عربستان

هرگونه تلاش تل‌آویو برای تعمیق شکاف میان دو اقتصاد بزرگ جهان عرب با آنچه بسیاری آن را رویکرد دیرینه «تفرقه بینداز و حکومت کن» می‌دانند، همخوانی دارد. کریگ معتقد است با تلاش اسرائیل برای منزوی‌کردن سعودی‌ها و همسویی با امارات، ممکن است مقام‌های ابوظبی به این نتیجه برسند که می‌توانند بیش از شبکه‌های عربی، بر شبکه‌های اسرائیلی تکیه کنند. او هشدار داد این مسیر مخاطرات جدی در پی دارد و مدعی شد اسرائیل می‌کوشد «برای منافع خود، امور داخلی کشورهای خلیج فارس را دستکاری و تضعیف کند و شکاف‌های درون‌خلیجی را عمیق‌تر سازد».

جایگاه اسرائیل در منطقه

شاید مهم‌تر از همه آنکه رفتار اسرائیل در منطقه ــ و همسویی امارات با بخش‌هایی از آن عمان و قطر را در مسائل بنیادینی که شکاف امارات و عربستان را شکل داده، به ریاض نزدیک‌تر کرده است. این شکاف‌ها بر نقش مشارکت امارات و اسرائیل در منطقه و حمایت آن‌ها از بازیگران غیردولتی و زیرملی متمرکز است که دولت‌های شکننده را بیش از پیش تکه‌تکه می‌کنند. هرچند شکل‌گیری یک بلوک رسمی عمانی-قطری-سعودی در تقابل آشکار با امارات بعید به نظر می‌رسد، اما سیاست‌های ابوظبی می‌تواند دوحه، مسقط و ریاض را به همگرایی فزاینده سوق دهد؛ همگرایی‌ای که در سال‌های پیش رو پیامدهای مهمی برای نظم ژئوپلیتیکی خلیج فارس خواهد داشت.