از زمانی که کماندوهای ایالاتمتحده، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا را در ماه ژانویه ربودند، واشنگتن فشار بیسابقهای را بر کوبا (متحد سابق کاراکاس) وارد کرده است.

به گزارش اکوایران؛ محمد حسین باقی در هفته نامه تجارت فرد ا نوشت:

از زمانی که کماندوهای ایالاتمتحده، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا را در ماه ژانویه ربودند، واشنگتن فشار بیسابقهای را بر کوبا (متحد سابق کاراکاس) وارد کرده است. اقتصاد این جزیره پیش از این در نتیجه نخستین تحریمهای «فشار حداکثری» دولت ترامپ، همهگیری کووید و ناکامی هاوانا در اتخاذ اصلاحات اقتصادی، در حال فروپاشی بود. اما عدم دسترسی کوبا به نفت ونزوئلا (آن هم با تخفیفهای سنگین) ضربه مهلکی به اقتصاد این جزیره کمونیستی وارد کرد. محاصره نفتی این جزیره با دستور رئیسجمهور ایالاتمتحده، در پنج ماه گذشته این کشور را به لبه پرتگاه سوق داده است. خاموشیهای برق اکنون روزانه و غیرقابلپیشبینی است، خدمات اساسی متوقف شده و شهروندان بهشدت ناامید و سرخورده هستند.

مایکل جی. بوستامانته، استاد مطالعات کوبا در دانشگاه میامی و ریکاردو هررو، مدیر اجرایی گروه مطالعات کوبا در همین دانشگاه، در مقالهای در فارن افرز نوشتند، کاخ سفید در تماسهای خود با فرستادگان کوبایی در طول بهار، ازجمله با نوه رائول کاسترو، رئیسجمهور سابق، تلاش کرده تا دولت تکحزبی این جزیره را متقاعد کند که بهجای تغییر سیاسی ریشهای، با گشایش اقتصادی و امنیتی موافقت کند. هاوانا این پیشنهاد واشنگتن را نپذیرفته است. در عوض، کوبا اعتمادبهنفس بیشتری نشان داده و سعی کرده زمان بخرد. این موضوع بهویژه از زمان آغاز درگیریهای ایالاتمتحده علیه ایران، نمود بیشتری پیدا کرد زیرا رهبران کوبا امیدوار بودند توجه دولت آمریکا بهجای دیگری معطوف شود. آن زمان رو به اتمام است.

دولت ترامپ که از سرسختی هاوانا ناامید شده، تهدید کرده است که تحریمهای ثانویه و فلجکننده جدیدی را علیه شرکتهای خارجی که در بخشهای کلیدی اقتصاد کوبا فعالیت میکنند، اعمال خواهد کرد. جان راتکلیف، مدیر سیا، در سفری غیرمنتظره در اواسط ماه می به هاوانا، به رهبری کوبا اولتیماتومی داد و خواستار قطع روابط امنیتی با چین و روسیه شد. ایالاتمتحده همچنین در حال زمینهسازی برای یک عملیات احتمالی به اصطلاح «اجرای قانون» است که ممکن است با متهم کردن کاسترو در دادگاهی در ایالاتمتحده، یادآور دستگیری مادورو باشد.

با توجه به غیرقابلپیشبینی بودن دولت فعلی ایالاتمتحده، بار جلوگیری از فاجعه اکنون بر دوش هاواناست. هرچه رهبران کوبا، مسیر پیشرو را بیشتر در قالب عزت انقلابی و نه بقای ملی در نظر بگیرند، بدیهی است که پیامد آن بدتر میشود. بهترین مسیر پیشرو، «توافقی قابلمذاکره» است که در آن هاوانا امتیازهای قابلتوجهی میدهد تا ترامپ آن را بهعنوان یک پیروزی بهکار ببندد و با این کار از فروپاشی جلوگیری کند و کوبا را در مسیر بهبود قرار دهد. هر چیزی غیر از این، خطر تشدید ناآرامیهای اجتماعی و مداخله نظامی ایالاتمتحده را افزایش میدهد.

از لحظه انتشار خبر دستگیری مادورو، دولت ترامپ دو پیام متضاد در مورد پیامدهای آن برای کوبا مخابره کرد. از یکسو، برخی از مقامات آمریکایی گفتند که آنها بهطور فعال بهدنبال تغییر رژیم در هاوانا تا پایان سال 2026 هستند. بااینحال، دیپلماتها با تبعیدیان کوبایی در میامی و اسپانیا، در مورد یافتن یک «دلسی کوبایی» صحبت کردند که اشاره به دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور ونزوئلا در زمان مادورو است که پس از برکناری او به سمت رهبر موقت منصوب شد. کوبا در پاسخ چند اقدام انجام داد؛ تعداد انگشتشماری از زندانیان سیاسی را آزاد کرد، فرمان عفو عمومی گستردهتری (شامل دو هزار زندانی عادی) را صادر کرد و متعهد شد که به آمریکاییهای کوباییتبار اجازه سرمایهگذاری در اقتصاد را بدهد. اما هاوانای ضعیف، در بیشتر موارد کلیشههای مربوط به احترام متقابل و حاکمیت ملی را تکرار میکند. غریزه این جزیره کمونیستی برای اجتناب از درگیری، با تهاجم ایالاتمتحده به ایران تقویت شد.

اما کاخ سفید بهجای اینکه تمرکز خود را از دست بدهد، صبر خود را از دست داد. یک فرمان اجرایی در اول ماه می 2026 به وزارت خزانهداری و وزارت امور خارجه اختیار فوری داد تا تحریمهای ثانویه را بر شرکتهای خارجی که با شرکتهای دولتی کوبا در بخشهای استراتژیک مانند معدن، انرژی و امور مالی تجارت میکنند، اعمال کنند. تنها یک روز پس از آن، سفر راتکلیف به هاوانا انجام شد که طی آن، وزیر انرژی کوبا اعتراف کرد، این جزیره هیچ ذخیره نفتی ندارد (بهطرز بهتآوری، هیات سیا شامل رهبر عملیات دستگیری مادورو نیز بود). این پیشنهاد، پیام روشنی برای روسای اطلاعاتی کوبا داشت؛ واشنگتن همچنان برای معامله آماده است، اما پنجره در حال بسته شدن است و افکار ترامپ در مورد «گرفتن کوبا» باید جدی گرفته شود: اقتصاد را اصلاح کنید، زندانیان سیاسی را آزاد کنید و (مهمترین چیز برای سیا) روابط امنیتی با روسیه و چین را قطع کنید، ازجمله با تعطیلی ایستگاههای شنود آنها در خاک کوبا.

درنهایت، در 20 می 2026، دادستانهای فدرال در ناحیه جنوبی فلوریدا، رائول کاسترو را بهدلیل صدور دستور سرنگونی دو هواپیمای غیرنظامی آمریکایی در سال 1996 که بهوسیله آمریکاییهای کوباییتبار هدایت میشدند متهم کردند. این نمادگرایی، قابلتوجه بود. برای ملیگرایان کوبایی، 20 می، روز تولد جمهوری در سال 1902 است، اما همچنین آغاز نظم پسااستقلال هم هست که با دخالتهای ایالاتمتحده محدود شده است. معیار اینکه چرا هاوانا از ارائه امتیازهای قابلتوجه به واشنگتن خودداری کرده است، این است که مقامات کوبایی لجباز یا از نظر ایدئولوژیک، متحجر هستند. اما این توضیح کامل نیست. رهبری کوبا یک بازیگر واحد نیست. اقتدار در حداقل چهار مرکز همپوشان، پراکنده است: کاسترویی که هنوز نفوذ دارد و حلقه نزدیک او، گروه نظامی-اقتصادی گائسا که تقریباً 40 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را کنترل میکند (و خانواده کاسترو در آن منافع مستقیمی دارند)، سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی، و حزب کمونیست و بوروکراسی دولتی.

گائسا میخواهد سلطه اقتصادی خود را حفظ کند. سرویسهای امنیتی میخواهند روابط خود را با پکن و مسکو حفظ کنند. دستگاه حزب از این میترسد که یک گشایش سیاسی معنادار، چالش مشروعیت داخلیاش را که در حال حاضر در بحران است، تسریع کند. کاستروی 94ساله، هر معاملهای را که مستلزم خروج او [از قدرت] باشد، تهدیدی موجودیتی برای برنامههای پایان عمر خود و پروژهای انقلابی میداند که او و برادر بزرگترش فیدل، مظهر آن بودند.

فرصت توافق ابدی نیست. عامل روبیو را در نظر بگیرید. سالهاست که او یکی از تندروترین چهرهها در سیاست آمریکا در مورد کوبا بوده است. با همین موضعگیری ممکن است او بتواند یک «توافق مذاکرهشده» را به اجرا بگذارد که هیچ چهره سیاسی دیگری نمیتوانست. ریچارد نیکسون، رئیسجمهور ایالاتمتحده، دقیقاً به این دلیل میتوانست به چین برود که در اعتبار ضدکمونیستی او تردیدی نبود. روبیو، نیکسون نیست اما زیر نظر یک رئیسجمهور بیثبات عمل میکند که میان انزواطلبی و تشدید نمایشی تنش در نوسان است. بااینحال، اگر شخصیتی در حزب جمهوریخواه امروز بتواند حوزههای انتخابیه کوبایی-آمریکایی، جمهوریخواهان کنگره و حداقل برخی از دموکراتها را در حمایت از یک توافق مرحلهای و پایدار با هاوانا متحد کند، آن شخص روبیو خواهد بود.

واقعیت دیگر همانا موقعیت اقتصادی کوباست. شهروندان این جزیره بهسادگی نمیتوانند تشدید فقر اقتصادی زیر فشار خارجی را در سالهای باقیمانده از دولت دوم ترامپ تحمل کنند. عدم تعادلهای مالی بزرگ، بار سنگین بدهی و دسترسی اندک به تامین مالی خارجی به این معناست که فضای مانور دولت تقریباً از بین رفته است. هاوانا ممکن است از درد کوتاهمدتی که ممکن است با یک روند اصلاحات عمیقتر همراه باشد، بترسد، اما حقیقت این است که این درد از قبل وجود داشته؛ درآمد کوباییها سقوط کرده، تقاضا برای کالاها و خدمات کاهش یافته، صنایع کشاورزی و تولیدی رو به زوال رفته و نیروی کار بهدلیل مهاجرت تهی شده است.

در سال 1901، نمایندگان تدوینکننده نخستین قانون اساسی جمهوری کوبا با دوراهی تلخی مواجه شدند؛ یعنی زمانی که واشنگتن پایان دادن به اشغال نظامی چهارساله خود را مشروط به پذیرش متمم «پلات» کرد، متممی که حاکمیت ملی کوبا را در قانون اساسی محدود میکرد. فیدل کاسترو و دیگر انقلابیون، بعدها استدلال کردند که پذیرش آن شرایط، خیانتی آشکار به آرمانهایی بود که مبارزان راه استقلال کوبا در قرن نوزدهم، جان خود را در مسیر آن فدا کرده بودند. بااینحال، برخی از خود آن نمایندگان، انتخابشان را نه یک تسلیم تمامعیار، بلکه تلاشی برای حفظ این کشور شکننده در سایه محدودیتهای فوقالعاده میدانستند.

ناامیدی از «رویای آمریکایی»

یکی از اهداف کارزار فشار دولت ترامپ علیه کوبا، دامن زدن به مخالفتهای داخلی است که به سرنگونی رژیم کمونیستی در این جزیره منجر شود. اما این تلاشها تاکنون شکست خورده زیرا مهاجرت، قابلاعتمادترین دریچه خروج مخالفان کوبا، با وجود تلاشهای ایالاتمتحده برای بستن آن، همچنان فعال است. گیل گوئرا، تحلیلگر ارشد در مرکز نیسکانن و دایانا روی، نویسنده حوزه آمریکای لاتین در شورای روابط خارجی آمریکا، در مقالهای در فارن پالیسی نوشتند، در دورههای قبلی بحران سیاسی و اقتصادی، اکثر مهاجران کوبایی به ایالاتمتحده میرفتند. اما اکنون بخش فزایندهای از آنها به آمریکای لاتین، ازجمله برزیل و مکزیک، میروند. این روند، به این کشورهای مقصد اهرمی میدهد که میتواند واکنشهای آنها را به اقدامات آینده واشنگتن در نیمکره غربی شکل دهد.

این الگوی مهاجرت در حال تغییر، تا حد زیادی نتیجه رویکرد محدودکننده دولت ترامپ در روابط با این جزیره است. کاخ سفید، نام کوبا را در فهرست 39 کشوری قرار داده که مشمول محدودیتهای کامل یا جزئی سفر هستند؛ این کشور همچنین در میان 75 کشوری قرار گرفته که با تعلیق نامحدود صدور و پردازش ویزا مواجهاند. علاوه بر این، واشنگتن به برنامه پذیرش بشردوستانهای که برای تسهیل ورود قانونی کوباییهای واجد شرایط به ایالاتمتحده طراحی شده بود، پایان داد و گفتوگوهای دوجانبه مهاجرتی را که در دوران جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا، بهطور منظم برگزار میشد، متوقف کرد. این اقدامات نشاندهنده فاصله گرفتن از سیاست چنددههای ایالاتمتحده است. در سالهای پس از انقلاب کوبا در دهه 1950، در دورههای بحران، مهاجران کوبایی به طور مکرر از کشور خارج میشدند؛ ایالاتمتحده مقصد اصلی بود.

لیندون بی. جانسون، رئیسجمهور ایالاتمتحده، در اکتبر 1965 اعلام کرد: «کسانی که به اینجا پناه میآورند، آن را خواهند یافت.» این جمله خطاب به هزاران کوبایی بود که در تلاش برای فرار از رژیم کاسترو بودند. اظهارات جانسون -و تصویب بعدی «قانون تعدیل کوبا» در سال 1966 از سوی او که به بومیان کوبایی ساکن در ایالاتمتحده حداقل برای یک سال اقامت دائم قانونی اعطا میکرد-، ایالاتمتحده را بهعنوان محل فرود پیشفرض برای مهاجران آینده کوبایی تثبیت کرد. سیاستهای بعدی، رفتار ترجیحی ایالاتمتحده با کوباییها را تقویت کرد، ازجمله سیاست «پا خیس، پا خشک» در سال 1995 که به مهاجران کوبایی که بدون ویزا به خاک ایالاتمتحده رسیده بودند، اجازه اقامت و درخواست اقامت دائم میداد، درحالیکه کسانی که در دریا دستگیر میشدند، عموماً به خانه بازگردانده میشدند.

موجهای بعدی مهاجرت نیز از الگوی مشابهی پیروی کردند. در طول این دورهها، مقامات کوبایی اجازه خروج گسترده را برای کاهش فشار داخلی دادند. طبق اکثر تخمینها، آخرین مهاجرت که در سال 2021 آغاز شد، شاهد خروج یک تا دو میلیون کوبایی بود. سیاستهای دولت ترامپ در قبال کوبا، فقط به وخیمتر شدن بحران انسانی در این جزیره دامن زده و بستر را برای تداوم موج مهاجرتی که از قبل به راه افتاده بود، فراهم کرده است. دولت ترامپ تاکنون در جلوگیری از ورود مهاجران کوبایی به ایالاتمتحده موفق بوده است. برخوردهای نامنظم مرزی با مهاجران کوبایی در مقایسه با دورههای مشابه در دوران بایدن، 99 درصد کاهش یافته است.

در برزیل، درخواستهای پناهندگی کوباییها تقریباً دو برابر شده، به نحوی که کوباییها را به 55 درصد از کل پناهجویان این کشور و بزرگترین گروه ملیتی در میان متقاضیان تبدیل کرده است. طبق گزارش «سازمان بینالمللی مهاجرت»، کوباییها اکنون عمدتاً از طریق گویان وارد میشوند که برای آن نیازی به ویزا ندارند؛ قبل از اینکه به ایالت شمالی رورایما در برزیل بروند و برای کار به سمت جنوب به سمت سائوپائولو و پارانا ادامه دهند.

به سمت شمال و در مکزیک، کوباییها 23 درصد از کل کارتهای ویزیت بشردوستانه صادرشده از سوی مقامات مهاجرت مکزیک را از ژانویه تا نوامبر 2024 تشکیل میدادند. از ژانویه تا جولای 2025، این تعداد به 78 درصد افزایش یافت؛ روشنترین نشانه مبنی بر ورود کوباییها به صف پناهندگی مکزیک به تعدادی که مکزیک هرگز تجربه نکرده بود. سهم کوباییها از کارتهای اقامت موقت و دائم نیز در همان دورههای زمانی 2024 و 2025، به ترتیب از هفت به هشت درصد و از 9 به 16 درصد افزایش یافت که نشان میدهد گروه قبلی بهجای عبور از کشور، در مکزیک ساکن میشوند.

تغییر در الگوهای مهاجرتی کوباییها میتواند راهبرد منطقهای دولت ترامپ را در نیمکره غربی با پیچیدگیهایی همراه کند. اگر مقصد کوباییها کشورهایی مثل آرژانتین، شیلی یا السالوادور بود -که همگی به دست روسای جمهور راستگرا و همسو با ترامپ اداره میشوند- این کشورهای مقصد میتوانستند شریک آماده و بهخدمتگرفتهای برای دولت آمریکا باشند. اما در مقابل، کوباییها بیشتر در برزیل، مکزیک و اروگوئه ساکن میشوند؛ کشورهایی که همگی تحت حاکمیت روسایجمهور متمایل به چپ هستند و اختلافات علنی و آشکار آنها با واشنگتن بر سر مسائلی چون مهاجرت، تجارت و سیاستگذاری در قبال کوبا، نیازی به اثبات ندارد.

اهرم فشاری که این دولتها از طریق جذب پناهجویان بیشترِ کوبایی بهدست میآورند، میتواند بسیار چشمگیر باشد. میزبانی از شمار زیادی از مهاجران کوبایی میتواند فرآیند رسیدگی به پناهندگی و همچنین تامین منابع و خدمات عمومی را زیر فشار شدید قرار دهد؛ اینها هزینههای اقتصادی واقعی ناشی از سیاست ایالاتمتحده در قبال کوبا هستند که اتفاقاً میتوانند به این کشورهای میزبان قدرت چانهزنی بدهند تا در مذاکرات دوجانبه با واشنگتن بر سر موضوعاتی چون تجارت، مهاجرت یا سایر اولویتها، خواستار امتیازگیری شوند.

دولت کوبا پس از آنکه بهعنوان یک استراتژی کوتاهمدت برای بقا، به جامعه تبعیدی کوبایی اجازه رشد داد، خود را در مواجهه با یک لابی قدرتمند و بادوام ضدکاسترو یافت که قدرت واقعی را در سیاست ایالاتمتحده بهدست آورد. مارکو روبیو، یکی از برجستهترین نمونههاست. به هر ترتیب، فشاری که این مهاجران ایجاد میکنند، از فیلتر دولتهایی عبور خواهد کرد که در راهبرد «سیاست سد نفوذ» ایالاتمتحده، شریک و همسو با واشنگتن نیستند. تبعیدیان ساکن در میامی، در کشوری زندگی میکنند که از پیش متمایل به تغییر رژیم در کوباست؛ اما دیاسپورای جدید در کشورهایی مستقر میشوند که همراهی و همسویی آنها با واشنگتن، مشروط، قابلمذاکره و بهطور فزایندهای تنشآلود است.