معاون وزیر امور خارجه مصاحبه‌ای تفصیلی با شبکه الجزایر انجام داد و به بررسی روند سیاست خارجی ایران و منطقه پرداخت.

 سعید خطیب زاده، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی، مصاحبه‌ای تفصیلی با شبکه الجزیره انجام داد.

- با سلام خدمت بینندگان گرامی؛ امروز برنامه مهمی در خدمت دکتر سعید خطیب زاده، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی هستیم. آقای خطیب زاده! به برنامه ما خوش آمدید. علت تعویق مذاکرات ژنو چیست؟

بسم‌الله الرحمن الرحیم، تشکر به خاطر دعوت از من. سوال شما سوال بسیار مهمی است اما اجازه بدهید اول یک موضوع را روشن کنم؛ ما اکنون متن بی‌سابقه‌ای در دست داریم؛ چیزی که قبلاً هرگز شاهد آن نبوده‌ایم؛ سندی که پس از چندین دور گفت‌وگوی جدی اکنون حاصل شده است. روشن است اگر پس از جنگ وارد مذاکرات جدی شدید، همگان باید به قیود و شروط آن پایبند باشند. بدیهی است مذاکرات تنها برگزاری جلسه برای جلسه یا رد و بدل کردن کلمات نیستند. ما بعد از امضای این یادداشت تفاهم، مذاکراتی بسیار جدی خواهیم داشت؛ بنابراین، دلیل این همه زمینه‌چینی و فراهم کردن مقدمات برای مذاکرات، کسب اطمینان از این نکته است که آنچه در طی چند هفته آینده رخ خواهد داد، به نوعی ثبات پایدار در منطقه منجر شود و دقیقاً به همین دلیل است که ما باید مطمئن شویم که همه طرفین جدی هستند و علاوه بر روح توافقنامه، به قیود و شروط و نصّ آن نیز پایبند می‌باشند. در ماده 13 این یادداشت تفاهم به روشنی تصریح شده است که فرایند اجرایی شدن 5 ماده همین یادداشت تفاهم پیش از آغاز مذاکرات باید اجرایی شده باشند. بعضی از این مواد به تنگه هرمز، رفع محاصره و آزادسازی اموال مرتبط هستند و یک ماده بسیار مهم هم ماده اول این یادداشت تفاهم است که به پایان دادن به جنگ در همه جبهه‌ها پرداخته است که شامل لبنان نیز می‌شود. روشن است که ما باید مطمئن شویم که همه طرفین به قیود و شروط این یادداشت تفاهم پایبند هستند. دقیقاً به همین دلیل است که اکنون در حال تبادل فشرده پیام هستیم تا مطمئن شویم که در هنگام شروع مذاکرات، به سمت گفت‌وگویی جدی حرکت خواهیم کرد.

- دلیل تعویق مذاکرات ژنو چیست؟ آیا این اتفاق از حمله نتانیاهو به لبنان ناشی می‌شود؟

همان‌طور که به شما گفتم ما باید مطمئن شویم که هیچ نیروی تخریب گری در این فرایند که می تواند برای منطقه و شاید جهان کلیدی باشد، عملیات تخریبی انجام ندهد؛ رژیم صهیونیستی و نتانیاهو نشان داده‌اند که قادر به ضربه زدن و خرابکاری در هر فرایندی هستند که می‌تواند منتهی به ثباتی پایدار در این منطقه گردد. ما پیش‌تر نمونه‌های بسیاری از این اتفاق را شاهد بوده‌ایم و در حقیقت الگوی ثابتی وجود دارد که مطابق آن نتانیاهو و رژیم اسرائیل برای ضربه زدن به این فرایند ها از ارتکاب جنایات جنگی و حملات غافلگیرانه به کشورهای دیگر استفاده می‌کنند. من مطمئن هستم که همه متوجه چرایی خواست ایران از آمریکا برای نشان دادن "اراده" و " ظرفیت و توان" برای اجرای عملی آنچه امضا کرده، هستند. اکنون این فرصت تاریخی برای آمریکا وجود دارد که اثبات نماید اراده و توانایی لازم برای اجرایی کردن مفاد این یادداشت تفاهم را که امضا نموده است دارد.

- همه می‌دانند که نتانیاهو از این یادداشت تفاهم و آمریکا خشنود نیست و اکنون شاهد ایجاد مشکل بین ترامپ و نتانیاهو هستیم و همه درباره قصد نتانیاهو برای ضربه زدن به این یادداشت تفاهم صحبت می‌کنند. انتظار شما از آمریکایی‌ها درباره برخورد با تلاش اسرائیلی‌ها برای ضربه زدن به توافق چیست؟

روشن است که در این جنگ، آمریکا و اسرائیل به‌عنوان شریک و متحد یکدیگر عمل کردند. آن‌ها این جنگِ بدون علت و غیرضروری را با هماهنگی کامل یکدیگر آغاز کردند. بنابراین حتی در یادداشت تفاهم نوشته شده است که آمریکا و متحد آن باید به مفاد این یادداشت پایبند باشند و ما معتقد هستیم که نتانیاهو هیچ کاری را بدون چراغ سبز یا حداقل چشم‌پوشی ایالات متحده نمی‌تواند انجام دهد. این رژیم نسل‌کش نمی‌تواند به ارتکاب جنایات خود ادامه دهد و دیگر این وضعیت بس است. اکنون زخم عمیقی در منطقه وجود دارد و ما مطمئن هستیم که مردم منطقه به‌خوبی می‌دانند که چرا ایران اصرار دارد که ایالات متحده مسئولیت کامل کنترل متحد خود که منظور از آن به روشنی اسرائیل است را انجام دهد. ما معتقد هستیم ایالات متحده باید نشان دهد قادر به تحقق شرایط مندرج در یادداشت تفاهمی که خود امضا کرده است می‌باشد.

- چه زمانی می‌توان انتظار دور جدید مذاکرات ژنو را بین ایران و آمریکایی‌ها داشت؟

ما درباره حرکت به سوی گام بعدی بسیار جدی هستیم؛ ایرانی‌ها شاید مذاکره‌کنندگان سخت‌گیری باشند اما به همه نشان داده‌ایم که وقتی چیزی را امضا می‌کنیم به حرف خود پایبند هستیم و برای آن ارزش قائلیم؛ کما این‌که وقتی در سال 2015 برجام را امضا کردیم؛ به آن پایبند بودیم و در 15 گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد که ایران کاملاً به مفاد برجام پایبنده بوده است؛ حتی زمانی که ترامپ از برجام خارج شد. این فرهنگ مذاکراتی ما است که با سخت‌گیری مذاکره می‌کنیم اما زمانی که به چیزی متعهد می‌شویم خود را به آن پایبند می‌دانیم. بنابراین بسیار مصمم هستیم که به گام بعدی حرکت کنیم؛ البته به شرطی که طرف مقابل هم جدی باشد. جدیت حلقه مفقوده این جا است. باید از همین ابتدا نشان داده شود که مذاکرات جدی است و به هیچ طرفی اجازه خرابکاری داده نمی‌شود تا تمام این مسیر مذاکرات را به صورت گام به گام بپیماییم و به نوعی توافق دست یابیم که وضعیت موجود منطقه ما طی دهه‌های متوالی را پایان دهد.

- اما شما درباره تاریخ این نشست چیزی نگفتید؟

در صورت پایبندی آمریکا به این شرط مهم مبنی بر نشان دادن اراده و توانایی خود برای متوقف نمودن اسرائیل، این نشست در چند روز آتی می‌تواند رخ دهد.

- مقام معظم رهبری اعلام کردند که نظر متفاوتی درباره توافق داشته‌اند اما پس از تعهد دکتر پزشکیان مبنی بر پذیرش مسئولیت تحقق حقوق ملت، با آن موافقت نموده‌اند. تعدادی از سیاستمداران و نظامیان نیز در ایران مخالفت خود را با این توافق اعلام کرده‌اند. بااین‌وجود، دلیل پذیرش توافق از سوی ایران چیست؟

شما جامعه ایران را به‌خوبی می‌شناسید؛ جامعه ایران جامعه‌ای مبتنی بر گفتگو و تبادل نظر است که در آن مباحث مختلف به‌شدت جاری است؛ شخصیت ها و بخش های مختلف مسئول همه در پی بیشینه کردن امنیت ملی هستند و بدیهی است در خصوص امنیت ملی، هیچ فردی مصالح نخواهد کرد. در عین حال شما باید بدانید که تصمیم گیری رسمی در ایران فرایند قوی و نهادینه شده خود را دارد. ما قوه قضائیه، مجلس و قوه مجریه و همچنین فرایند تصمیم‌گیری قانونی داریم و البته براساس اجماع تصمیم می‌گیریم. ایران یک حکومت توتالیتر یا دیکتاتوری نیست. در ایران فرایندهای قانونی جاری هستند. وزارت امور خارجه جایگاه و صدای خود را در شورای امنیت ملی ایران دارد و دیگر اعضا شورا هم از حقوق و تکالیف مشخصی برخوردار هستند و دقیقاً به همین دلیل است که هر موردی که در شورای عالی امنیت ملی مطرح می‌شود، باید از یک فرایند بسیار ظریف و با جزئیات عبور کند. آنچه مقام معظم رهبری اعلام نمودند، نشان دهنده فضای عملی است که در اختیار مقامات ازجمله رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران قرار دارد . بدیهی است که دستگاه‌های سیاسی، نظامی، امنیتی، سیاست خارجی و اقتصادی ایران هرکدام از منظر وظیفه خود به موضوعات می‌پردازند و در عین حال مطابق با قانون اساسی کشور ما و همچنین فرایندهای نهادی مربوط به نحوه تصمیم‌گیری برای نیل به تصمیم واحد به مباحثه با یکدیگر می‌پردازند. ما براساس اجماع، این یادداشت تفاهم را امضا کردیم و وارد مذاکراتی که احتمالاً طی چند روز آتی برگزار می‌گردد، خواهیم شد.

- اندیشکده‌ها در ایران و برخی از متفکران ایرانی - شما سخنان آن‌ها را شنیده و مطالبشان را خوانده‌اید - درباره یادداشت تفاهم می‌گویند که این توافق در واقع نوعی جایزه به ایران بوده است؛ امتیازاتی به ایران داده شده، تحریم‌ها لغو شده‌اند، حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌ها آزاد شده و محدودیت‌ها برداشته شده است. همچنین درباره لبنان نیز بحث‌هایی مطرح است. وزارت امور خارجه در مورد این یادداشت تفاهم چه نظری دارد؟ آیا این توافق کافی است یا خیر؟ در داخل ایران بحث‌های زیادی درباره این یادداشت تفاهم وجود دارد.

من می‌دانم که شما این بحث‌ها را دنبال می‌کنید، اما اجازه دهید نکته‌ کلیدی را مطرح کنم. برای ما، آن جنگ یک نبرد وجودی بود. ایالات متحده و اسرائیل این تجاوز را علیه بقای ما آغاز کردند؛ با این امید که ساختار سیاسی ایران را سرنگون کنند، ایران را تجزیه کنند، گروه‌های جدایی‌طلب را مسلح سازند و نوعی آشوب داخلی در کشور ایجاد کنند. آن‌ها خواهان فروپاشی ایران بودند. شواهد متعددی قابل ارائه است که نشان می‌دهد چگونه به سمت سناریوی فروپاشی ایران حرکت کرده بودند. آن‌ها چنین آرزویی داشتند و به آن امید بسته بودند. حتی از الگوها و سناریوهای شناخته‌شده کلاسیک برای سرنگونی ساختارهای سیاسی که قبلا در کشورها دیگر بکار گرفته بودند، استفاده کردند و هر کاری که از دستشان برمی‌آمد انجام دادند. برای آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها، این جنگ، جنگی برای اعمال سلطه و هژمونی بود. ممکن است که برخی بگویند آن‌ها اهداف گوناگونی را دنبال می‌کردند، اما یک موضوع مسلم است که هماهنگی نزدیکی با یکدیگر داشتند. از منظر منطق راهبردی و جنگ ها، ناکام گذاشتن دشمن و متجاوز از دستیابی به چنین اهدافی، به‌خودی‌خود یک پیروزی است؛ یک پیروزی راهبردی در نبرد بقا در مقایل متجاوز. لذا بدیهی است مذاکرات و ترتیبات پس از جنگ، باید ضرورتا ادامه همان چیزی باشد که در میدان نبرد رخ داد. از نخستین روزی که این مذاکرات آغاز شد و آن‌ها شروع به ارسال پیام‌هایی درباره آتش‌بس کردند، ما با یکدیگر نشستیم و ابعاد مختلف پیام‌هایشان را بررسی کردیم. در درون خودمان به این جمع‌بندی رسیدیم که اجازه نخواهیم داد آن‌ها در مذاکرات به آنچیزی برسند که در میدان نبرد نرسیده اند؛ زیرا در میدان جنگ نتوانستند پیروز شوند. نبرد سلطه‌جویانه آن‌ها شکست خورد. ما توانستیم در نبرد وجودی موفق شویم؛ بنابراین نمی‌توانستیم اجازه دهیم آن‌ها از طریق مذاکره به آنچه از راه بمباران، ترور، هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساخت‌های ما نتوانسته بودند به دست آورند، دست یابند. به آن‌ها گفتیم که آنچه را در میدان نبرد نتوانستید به دست آورید، از طریق مذاکره نیز به دست نخواهید آورد. بنابراین این یادداشت تفاهم و مذاکرات پس از جنگ، ادامه تلاشی است برای اطمینان از اینکه متجاوزان نتوانند این گرایش و آرزوی خود برای هژمونی و سلطه بر ایران و منطقه را دنبال کنند. برای ما، این جنگ هرگز جنگی برای سلطه نبود. این یک دفاع میهنی و قهرمانانه بود تا اطمینان حاصل کنیم که دشمن به هیچ‌یک از اهداف خود دست نمی‌یابد. از این رو، از نگاه ما یک پیروزی تاریخی محسوب می‌شود؛ و طبیعی است که مذاکرات نیز باید بازتاب‌دهنده همین واقعیت میدان باشد.

- چرا در ماه ژوئن و ژوئیه به ترامپ اعتماد کردید؟ در حالی که هنگام مذاکره، او جنگ را آغاز کرد و پس از تنها یک روز مذاکره، آن‌ها بار دیگر به شما حمله کردند. این بار چرا به او اعتماد کردید؟

مسئله، اعتماد نیست. ما با آمادگی کامل وارد گفت‌وگو شده بودیم. در زمان مذاکره با آمریکایی‌ها، کاملاً آماده بودیم که در صورت هرگونه سوءبرداشت، سوءمدیریت یا محاسبه اشتباه از سوی آن‌ها، پاسخ متقابل بدهیم، مقابله کنیم و موازنه را برقرار سازیم. برای ما، بازسازی بازدارندگی مسئله‌ای اساسی بود و همین امر باعث شد باور داشته باشیم که توانایی لازم برای پیشبرد این مذاکرات را داریم. بنابراین موضوع، اعتماد نیست؛ موضوع، تضمین‌های عینی و واقعی است که طرف مقابل باید بدهد. مسئله اعتماد نیست، بلکه مسئله ایجاد نوعی موازنه و اطمینان از این است که آمریکایی‌ها یا هر متجاوز بالقوه دیگری جرأت حمله به ایران را نداشته باشند؛ یا دقیق‌تر بگویم، نتوانند جرأت چنین اقدامی را پیدا کنند؛ زیرا ما ابزارهای دفاعی و بازدارندگی خود را حفظ و احیا کرده‌ایم. فکر می‌کنم منظور مرا درک می‌کنید. آن‌ها این تجاوز را بر پایه این تصور نادرست آغاز کردند که ایران آن‌قدر ضعیف شده است که قادر به پاسخگویی نیست. برخی دائماً این روایت را تبلیغ می‌کردند که ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد و ادعاهای مشابه دیگری را مطرح می‌کردند. این جنگ به آزمایشگاهی برای سنجش صحت یا نادرستی این ادعاها تبدیل شد؛ اینکه آیا تاب‌آوری مردم ایران به پایان رسیده است، آیا نیروهای مسلح ایران دیگر توانایی، ظرفیت یا اراده پاسخگویی ندارند، یا اینکه جامعه ایران از این بمباران‌ها و تجاوزها استقبال می‌کند. این جنگ به همگان نشان داد که نه‌تنها جامعه ایران بسیار تاب‌آور است، بلکه آماده است بزرگ‌ترین فداکاری‌ها را نیز متحمل شود. همچنین نشان داد که ساختار سیاسی، نظامی و امنیتی ایران توانایی تقویت و تحکیم موقعیت کشور را دارد. جنگ انتخاب ما نبود؛ اما اکنون برای نخستین بار می‌توانم به شما بگویم که اگر محاسبات راهبردی در تهران را درک کنید، پاسخ پرسش خود را نیز خواهید یافت. این جنگ برای ما یک نبرد تاریخی و برای وجود ایران بود. به همین دلیل آماده بودیم تا آخرین گلوله و آخرین قطره خون سربازانمان از ایران دفاع کنیم. وقایع ساعات اولیه تجاوز نظامی، منطق راهبردی ما را برای همیشه تغییر داد. ترور رهبر و رییس کشور ایران، کشتار دانش‌آموزان و کودکان در مدرسه میناب، و همچنین حمله به لامِرد؛ شما می‌دانید که لامرد شهری کوچک در استان فارس است. آمریکایی‌ها آن شهر کوچک را با دو موشک «PrSM» هدف قرار دادند؛ موشک‌هایی که پس از انفجار به ۱۸۰ هزار گلوله و ساچمه تبدیل می‌شود ؛ یک جنایت جنگی. آن‌ها در ساعات اولیه این تجاوز ایرانی های زیادی را کشتند. بعدتر نیز به «دنا» - یک ناو جنگی که در مأموریتی آموزشی قرار داشت و هزاران کیلومتر از میدان نبرد فاصله داشت - حمله کردند. تمام این رخدادها به تصمیم‌گیران ایرانی - در سطوح سیاسی، امنیتی و نظامی و حتی در سطح اجتماعی - نشان داد که این نبرد، نبردی متفاوت است. این واقعیت، محاسبات راهبردی ایران را برای همیشه تغییر داده است. به همین دلیل است که از این پس حتی برای یک لحظه نیز بر سر امنیت خود ریسک نخواهیم کرد. برای ما و برای همه بسیار مهم است که این نکته را درک کنند: لحظه حقیقت فرا رسیده است. اکنون باید فهمید که این موضوع برای ایران اهمیتی حیاتی دارد و ما همین منطق را ادامه خواهیم داد.

- اجازه دهید اکنون به‌صورت آکادمیک به موضوع نگاه کنیم. تفاوت میان توافقی که در دوران اوباما حاصل شد - توافقی که ترامپ بعداً آن را کنار گذاشت - با توافق کنونی چیست؟ توافق سال ۲۰۱۵ به نظر بسیار بهتر از توافق امروز بود.تفاوت این دو توافق چیست؟ و اگر بعداً رئیس‌جمهور دیگری روی کار بیاید، آیا ممکن است او نیز این توافق را پاره کند و کنار بگذارد؟ بر شما پوشیده نیست که درباره این موضوع بحث‌های زیادی وجود دارد. برخی اکنون این استدلال را مطرح می‌کنند که توافقی که شما منعقد کرده‌اید در واقع یک توافق دو ساله است؛ زیرا ممکن است رئیس‌جمهور بعدی همان کاری را انجام دهد که رئیس‌جمهور ترامپ با توافق رئیس‌جمهور اوباما انجام داد.

در نگاه ما، هنگامی که یک کشور توافقی را امضا می‌کند، آن توافق یک تعهد کامل و قطعی محسوب می‌شود؛ فارغ از اینکه چه مقام مسئولی به نیابت آن را امضا کرده باشد. رئیس‌جمهور یک کشور در واقع نماینده دولت و حاکمیت آن کشور است. او صرفاً نماینده یک جناح خاص در ساختار سیاسی یا گروه کوچکی از افراد در درون حاکمیت نیست. بنابراین، هنگامی که توافقی میان دو کشور منعقد می‌شود، این توافق باید به‌عنوان تعهدی متعلق به کل دولت و کشور تلقی شود، نه تعهدی وابسته به یک فرد یا یک جریان سیاسی خاص. آمریکا هم استثنا نیست. به همین دلیل بود که در سال ۲۰۱۵، زمانی که این توافق را امضا کردیم، پس از آنکه رئیس‌جمهور روحانی از مقام خود کنار رفت و رئیس‌جمهور رئیسی روی کار آمد، ایشان به صراحت اعلام کرد که به توافقی که ایران امضا کرده پایبند است. این شیوه عمل ما است. بنابراین، فارغ از همه این بحث‌ها و مناقشات، ما تلاش خواهیم کرد که تضمین‌های عینی و واقعی وجود داشته باشد و همچنین اطمینان حاصل کنیم که جامعه بین‌المللی از این یادداشت تفاهم حمایت می‌کند. این موضوع دقیقاً از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. اما اگر بخواهم به پرسش شما پاسخ دهم، می‌توانم درباره جنبه‌های مختلف تفاوت میان سال ۲۰۱۵ و امروز صحبت کنم. از نگاه ایران، مسئله اصلی این نیست که کدام‌یک از این دو توافق بهتر است. توافق سال ۲۰۱۵ برای ایران به‌خوبی عمل نکرد؛ زیرا آمریکا و طرف‌های مقابل به تعهدات خود در چارچوب برجام پایبند نماندند. اروپایی‌ها یا اراده سیاسی کافی را نداشتند یا ظرفیت لازم را برای اجرای بخش رفع تحریم‌های برجام در اختیار نداشتند. توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ دو بال داشت: یک بال آن، جنبه عدم اشاعه هسته‌ای بود و بال دیگر، رفع تحریم‌ها. در حالی که ایران به بخش عدم اشاعه و تعهدات خود در آن حوزه پایبند بود، بال دیگر توافق یعنی رفع تحریم‌ها برای ایران کارایی نداشت؛ زیرا ایالات متحده تلاش کرد توافق را عملاً از بین ببرد و اروپایی‌ها - که خود از طرف‌های مذاکره بودند - نیز نتوانستند به وعده‌ها و تعهداتشان عمل کنند. من می‌توانم درباره همه جزئیات سال ۲۰۱۵ توضیح دهم؛ زیرا در آن زمان در اروپا حضور داشتم و می‌توانم برای شما شرح دهم که چگونه اروپایی‌ها نشان دادند از ظرفیت کافی برای اجرای تعهدات خود برخوردار نیستند. گذشته از این، جنبه مثبت این توافق یا یادداشت تفاهم، بُعد منطقه‌ای آن است. قطر و پاکستان و برخی کشورهای دیگر نیز برای دستیابی به این توافق کمک بسیار زیادی کردند؛ برخلاف سال ۲۰۱۵ که اروپایی‌ها شرکای اصلی ما بودند. عوامل دیگری نیز وجود دارد که به ما امید می‌دهد این بار توافق بتواند ثبات و صلح بیشتری به همراه داشته باشد. اما باید صریح و صادق باشم. من نمی‌توانم از جانب واشنگتن و سیاست داخلی آن صحبت کنم؛ همان‌طور که دیگران نیز نمی‌توانند از جانب تهران و سیاست داخلی آن سخن بگویند. سیاست داخلی آمریکا به خودشان مربوط است. ما بر حقوق بین‌الملل و مسئولیت کشورها هنگام امضای توافق‌ها تمرکز می کنیم.

- این یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا و متحدانشان آغاز شد. متحدان هر یک از طرف‌ها چه کسانی هستند؟ و چرا در یادداشت تفاهم از لبنان نام برده شده، اما نامی از غزه وجود ندارد؟ در حالی که می‌دانید در غزه چه می‌گذرد.

نخست اینکه مطمئنم شما متن یادداشت تفاهم را دیده‌اید. در متن آمده است که پایان جنگ در همه جبهه‌ها؛ لذا باید جنگ در همه جبهه‌ها پایان یابد. وقتی گفته می‌شود «همه جبهه‌ها»، منظور دقیقاً همه جبهه‌ها است. هیچ استثنایی در این عبارت وجود ندارد. بنابراین غزه و فلسطین نیز قطعاً در زمره همان «همه جبهه‌ها» قرار می‌گیرند. اینکه چرا به‌طور مشخص از لبنان نام برده شده، به این دلیل است که لبنان ارتباط مستقیمی با آنچه در این جنگ رخ داد داشت. همچنین اسرائیل پس از آتش بس، دور جدیدی از تجاوزات علیه لبنان را آغاز کرد. اما این به آن معنا نیست که توافق تنها به لبنان محدود می‌شود. تأکید بر «همه جبهه‌ها» در واقع این پیام را منتقل می‌کند که این منطقه دیگر تحمل ادامه جنگ و بحران را ندارد. منطقه نیازمند ورود به دوره‌ای جدید از صلح و ثبات است.

- اما این موضوع نوعی اولویت‌بندی ایجاد می‌کند. چرا ایران توانست نام لبنان را وارد یادداشت تفاهم کند، اما نام غزه را نه؟ ایران این توانایی را داشت که غزه را نیز در متن توافق ذکر کند.

اولویتی مطرح نیست بلکه این ناشی از درهم‌تنیدگی و هم‌پوشانی مسائل مختلفی است که اکنون در منطقه جریان دارد. فلسطین همچنان در مرکز توجه همه قرار خواهد داشت. اشغالگری، ریشه اصلی تمام مشکلاتی بوده که طی هشت دهه گذشته در منطقه شاهد آن بوده‌ایم. هیچ‌کس قرار نیست این واقعیت را نادیده بگیرد و این مسئله همچنان در کانون توجه ما باقی خواهد ماند. اما تمرکز اصلی متن فعلی، پایان دادن به این تجاوز و این جنگ است. در عین حال، لبنان نیز به‌طور کاملاً روشن و مستقیم با تحولات در جریان مرتبط است. به همین دلیل ما به همه طرف‌ها، ازجمله اروپایی‌ها و ایالات متحده، گفتیم که باید دست بنیامین نتانیاهو را از تخریب هرگونه آتش‌بس کوتاه کرد؛ آتش‌بسی که با حمله و کشتار مردم در لبنان به خطر می‌افتد.

- آقای قالیباف در تلویزیون ایران گفت که سه هزار نفر از نیروهای حزب‌الله برای ایران کشته شدند. آیا به همین دلیل نام لبنان در یادداشت تفاهم آمده است؟ آیا این توافق دارای ضمائم محرمانه است؟ آیا میان طرف‌ها توافق‌های شفاهی یا «توافق‌های مبتنی بر اعتماد متقابل» وجود دارد؟

هر آنچه مورد توافق قرار گرفته، منتشر شده است. هر دو طرف تصمیم گرفتند درباره موضوعاتی که مورد مذاکره قرار گرفته‌اند، حداکثر شفافیت را داشته باشند. ما هیچ توافقی را که به دست آمده باشد از افکار عمومی پنهان نکرده‌ایم. همچنین می‌توانم بگویم که در یک نکته کاملاً روشن و صریح هستیم؛ اینکه هر آنچه در این جنگ رخ داد، زخم‌هایی عمیق بر منطقه بر جای گذاشته است. ما باید به این وضعیت پایان دهیم.

- چه کشورهایی در مذاکرات ژنو حضور خواهند داشت؟ آیا کشورهای دیگری در این گفت‌وگوها شرکت خواهند کرد؟

ایده اصلی این است که تسهیل‌کنندگان و میانجی‌هایی که در کنار ما حضور داشتند همچنان همراه بمانند تا این مسیر را با یکدیگر طی کنیم. قطر و پاکستان نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای در دستیابی به این یادداشت تفاهم ایفا کردند. اینکه سازوکار دقیق حضور آن‌ها چگونه خواهد بود، موضوعی است که در حال حاضر درباره آن گفت‌وگو و رایزنی می‌کنیم.

- تنگه هرمز بزرگ‌ترین اهرم فشار ایران بود و تأثیر زیادی داشت. آقای قالیباف گفته است که تنگه هرمز دیگر مانند گذشته نخواهد بود. شما برای ۶۰ روز از کشتی‌ها هزینه دریافت نخواهید کرد. پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا به وضعیت پیش از جنگ بازخواهید گشت؟ آیا شرایط جدیدی در تنگه هرمز وجود خواهد داشت؟

تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ایران و همچنین آب‌های سرزمینی عمان قرار دارد. این وضعیت طی هزاران سال همین‌گونه بوده است. تنگه هرمز یک آبراه بین‌المللی نیست. بنابراین، نخست از منظر ژئوپلیتیکی و همچنین بر اساس حقوق بین‌الملل، مایلم تأکید کنم که وضعیت حقوقی و سیاسی تنگه هرمز کاملاً روشن است. در طول هزاران سال، این تنگه برای عبور و مرور ایمن باز بوده است و ایران و عمان نیز اطمینان خواهند داد که عبور ایمن صلح آمیز همه طرف‌ها در تنگه هرمز همچنان انجام شود. اما در عین حال، این نیز یک واقعیت میدانی است که جنگ تجاوزکارانه اخیر، ژئوپلیتیک منطقه را برای همیشه تغییر داده است. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم کسی از تنگه هرمز علیه امنیت ملی ما سوءاستفاده کند. بنابراین باید اطمینان حاصل کنیم که این تنگه، از جنبه‌های مختلف، همچنان به شکلی مناسب و مسئولانه مورد استفاده قرار گیرد. البته این موضوع ابعاد گوناگونی دارد؛ ازجمله ابعاد زیست‌محیطی، امنیتی و ژئوپلیتیکی. برای مثال، از منظر زیست‌محیطی، این پهنه آبی بسیار باریک که خلیج فارس نام دارد نسبت به هرگونه آلودگی بسیار آسیب‌پذیر است؛ برای نمونه اگر تجهیزات، زیر دریایی و یا سامانه‌های هسته‌ای خاصی از تنگه هرمز عبور کنند، خطر آلودگی وجود خواهد داشت. همچنین ما باید خدمات مختلفی را برای کشتی‌ها و شناورها فراهم کنیم. اینها هزینه هایی خواهد داشت. ما موافقت کردیم که در طول این دوره مذاکرات، دولت ایران عبور ایمن شناورها را تسهیل کند و تمامی هزینه‌های مترتب بر عبور و مرور کشتی‌ها را خود بر عهده بگیرد. اما همه بدانند این جنگ تجاوزکارانه، ژئوپلیتیک منطقه را برای همیشه تغییر داد. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم کسی از وضعیت تنگه هرمز علیه امنیت ملی ما سوءاستفاده کند. بنابراین باید اطمینان حاصل کنیم که این تنگه از جنبه‌های مختلف همچنان به‌گونه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد که برای همه مفید باشد.

موضوع، وضع «عوارض» نیست؛ بلکه هزینه خدمات است که باید درباره آن بحث شود. در یادداشت تفاهم نوشته شده است که ایران و عمان درباره پروتکلی بر اساس حقوق بین‌الملل و حقوق دریاها گفت‌وگو خواهند کرد؛ هرچند ما عضو کنوانسیون حقوق دریاها نیستیم، اما نقاط مثبت و مزیت‌های آن را می‌بینیم و در تعامل با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز درباره آن گفت‌وگو خواهیم کرد. موضع ما کاملاً روشن است و همه آن را درک می‌کنند که چرا ما قصد نداریم هیچ‌گونه سلطه‌ای در آن منطقه اعمال کنیم. باید اطمینان حاصل کنیم که تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی ما توسط هیچ کشوری علیه امنیت ملی‌مان مورد سوءاستفاده قرار نگیرد. این موضوع ساده است. ایران تحت تحریم بود؛ همه از تنگه هرمز برای صادرات نفت، پتروشیمی و کالاهای مختلف استفاده می‌کردند، در حالی که ایران محروم بود. و ما درباره تنگه‌ای صحبت می‌کنیم که در آب‌های سرزمینی ما قرار دارد. یک اصل ساده وجود دارد: ایران برای هزاران سال عبور امن کشتی‌های تجاری و جریان کالاها را تضمین کرده و همین کار را ادامه خواهیم داد. اگر هزینه خدمات یا پروتکل‌های جدیدی وجود داشته باشد، این موارد با ایران و عمان و همچنین در گفت‌وگو با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس بررسی خواهد شد.

 در باریک‌ترین نقاط، عرض تنگه هرمز کمتر از ۲۱ مایل است؛ بنابراین آب‌های سرزمینی ایران و عمان همپوشانی دارند. هر کشتی که از این تنگه عبور می‌کند یا باید از آب‌های سرزمینی ایران عبور کند یا از آب‌های عمان. این جغرافیا است. عدم استفاده از یک حق باعث نمی‌شود که آن حق وجود نداشته است. ایالات متحده با این جنگ تجاوزکارانه و این جنگی که خود انتخاب کرد، ژئوپلیتیک منطقه را برای همیشه تغییر داد.

- آیا فکر نمی‌کنید ممکن است شما به کشورهای خلیج فارس، آسیا، چین و در واقع به کل جهان آسیب بزنید؟

خیر، ما به کسی آسیب نمی‌زنیم. طرفتان کشور دیگری است. همان‌طور که خودتان گفتید، تا پیش از ۲8 فوریه تنگه باز بود. این واشنگتن بود که تصمیم گرفت از آن سوءاستفاده کند و اهدافی را علیه تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران دنبال کند. منطق ایران و محاسبات راهبردی آن کاملاً روشن است. ما آماده گفت‌وگوی صادقانه با همه هستیم. واشنگتن بود که این جنگ تجاوزکارانه را آغاز کرد. رئیس کشور ما را شهید کرد. فرماندهان ما را در حالی که خارج از مأموریت بودند، همراه با خانواده‌هایشان در نیمه شب ترور کرد. هزاران غیرنظامی ایرانی را به قتل رساند. زیرساخت‌های غیرنظامی ما هدف قرار گرفتند و اتفاقات مختلفی در خلیج فارس رخ داد. آنها از بخش‌های مختلف خلیج فارس و همچنین دریای عمان برای حمله به ما استفاده کردند. تلاش کردند ما را محاصره کنند. به خاطر دارید زمانی که وزیر امور خارجه دکتر عراقچی گفت تنگه هرمز باز است؟ تنها ده دقیقه بعد، رئیس‌جمهور ترامپ گفت خیر، محاصره کامل برقرار است. بنابراین ما باید اطمینان حاصل کنیم که تنگه هرمز بر علیه ما بکار گرفته نشود و البته برای همه باز بماند؛ اما بر اساس حقوق قانونی ما و حقوق بین الملل.

- آیا آمریکا آنچه را که اکنون می‌گویید می‌پذیرد؟ منظورم دریافت هزینه‌ها و مسیر پیشنهادی ایران است.

این موضوع حاکمیتی ما است و صرفا به تمامیت ارضی ما مربوط است. این مسئله‌ای میان ایران و عمان است. در تفاهم‌نامه تصریح شده که ایران فقط برای مدت ۶۰ روز می‌پذیرد هزینه‌های خدمات مربوط به عبور از تنگه هرمز را خود بر عهده بگیرد. پس از آن، قرار است درباره یک پروتکل جدید برای تنگه هرمز توافق شود. آن پروتکل چه خواهد بود؟ هنوز نمی‌دانیم. زیرا این موضوعی است که میان ایران و عمان، و در هماهنگی و گفت‌وگو با دیگر کشورهای ساحلی، بررسی خواهد شد. سایر کشورهای ساحلی نیز دیدگاه‌های خود را مطرح خواهند کرد و ما به چارچوبی خواهیم رسید که برای همه قابل استفاده باشد. با این حال، ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک است. ایالات متحده علیه ایران دست به تجاوز زد و نتیجه اش متفاوت از آنچیزی شد که برایش برنامه ریزی کرده بود.

- آیا این هزینه‌ها پس از پایان ۶۰ روز اجباری خواهد بود؟

فکر می‌کنم باید اجازه دهیم مذاکرات انجام شود. باید اجازه دهیم این پروتکل‌ها میان ما مورد بحث قرار گیرند و سپس خواهیم دید نتیجه چه خواهد شد.

- کشورهای ساحلی مانند عربستان سعودی، کویت و قطر به دنبال مسیرهای جایگزین هستند تا وابسته به هرمز نباشند. شاید تنگه هرمز اهمیت خود را از دست بدهد. شاید پروژه‌های دریای سرخ یا خطوط ریلی جای آن را بگیرند. آیا اکنون به نظر نمیرسد که اکنون شما در حال اعمال قدرت بر کشورهای خلیج فارس هستید.

- شما در حال برداشت نادرست از آنچه رخ داده هستید. ایران آغازگر این جنگ نبود. همان‌طور که گفتم، این جنگ برای ما جنگ سلطه‌طلبی نبود. این یک مقاومت میهن‌پرستانه و قهرمانانه در برابر متجاوزان بود. فکر می‌کنم باید اجازه دهیم این مذاکرات ادامه پیدا کند تا ببینیم سرانجام به کجا می‌رسد. من شخصاً معتقدم زمانی که ایران «ابتکار هرمز» را مطرح کرد، هدف اش جلوگیری از رسیدن به چنین وضعیتی بود. اما دیگر کشورهای منطقه آن را نادیده گرفتند. به یاد دارید که ایران با ابتکار هرمز خواستار آن شده بود که همه کشورهای ساحلی در یک سازوکار فراگیر منطقه‌ای مشارکت داشته باشند. منطق ایران کاملاً روشن است: باید اطمینان حاصل کنیم که از این پس هیچ‌کس نتواند از تنگه هرمز برای محروم کردن ایران از حقوق حاکمیتی خود سوءاستفاده کند. این اصل اساسی ما است. ما قصد نداریم هیچ اقدامی علیه همسایگان خود انجام دهیم.

- آیا مردم خلیج فارس، اعراب این جنگ را آغاز کردند؟ ایران نمی‌تواند به آمریکا دسترسی پیدا کند اما به کشورهای خلیج فارس دسترسی دارد و لذا به این کشورها به جای آمریکا حمله کرد.

این جنگ یک لحظه حقیقت برای منطقه بود؛ همه نقاب‌ها کنار رفتند. ما در تهران دیگر نمی‌توانیم وانمود کنیم و ‌نبینیم. وانمود کنیم که امنیت برخی کشورها می‌تواند به بهای ناامنی ایران تأمین شود. دیگر نمی‌توانیم وانمود کنیم که پایگاه‌های آمریکایی در این منطقه صرفاً برای ماهیگیری در خلیج فارس ایجاد شده‌اند. دیگر نمی‌توانیم نادیده بگیریم که حضور این پایگاه‌های نظامی در کشورهای مختلف عربی، اضطراب‌های راهبردی ایجاد می‌کند و خود یکی از منابع بی‌ثباتی در منطقه است. دیگر نمی‌توانیم وانمود کنیم که بی‌ثباتی فقط دامن یک کشور را می‌گیرد. وقتی بی‌ثباتی آغاز شود، همه جا را فرا می‌گیرد. برای آن مرزی وجود ندارد. همچنین دیگر نمی‌توانیم نادیده بگیریم که سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل و عادی سازی در خلیج فارس منبع بی‌ثباتی است و برای همه پیامدهای راهبردی دارد. ما نمی‌توانیم بپذیریم که وقتی پایگاه‌های آمریکایی در برخی کشورهای عربی علیه ما استفاده می‌شوند، گفته شود این پایگاه‌ها تحت حاکمیت آمریکا هستند؛ اما وقتی ایران پاسخ می‌دهد، ناگهان گفته شود این پایگاه‌ها تحت حاکمیت همان کشورهای میزبان هستند. در اینجا یک استاندارد دوگانه وجود دارد. اگر این پایگاه‌ها واقعاً تحت اختیار ایالات متحده هستند و کشورهای عربی هیچ کنترلی بر آنها ندارند، پس موضوع روشن است. اما اگر بر آنها کنترل دارند، باید انتظار داشته باشند که ایران در برابر حملاتی که از آن پایگاه‌ها علیه ایران انجام می‌شود، واکنش نشان دهد. همان‌طور که گفتم، محاسبات راهبردی ایران از همان لحظه‌ای که این جنگ تجاوزکارانه علیه ایران آغاز شد - جنگی که در آن به ساختار حاکمیتی کشور حمله شد و آن همه جنایت علیه ایران صورت گرفت ــ برای همیشه تغییر کرد؛ از موضع دفاعی به موضع تهاجمی، و از خویشتنداری به پاسخ متقابل کامل در برابر آمریکایی‌ها. آمریکایی‌ها آغازگر همه این تجاوزها بودند. پنتاگون بارها از کشورهای عربی خلیج فارس با اسم برای مشارکت در این تجاوز تشکر کرد. رئیس‌جمهور ترامپ نیز همین کار را انجام داد و دیگر مقام‌های آمریکایی نیز نام کشورهایی را مطرح کردند که در این تهاجم در کنار واشنگتن قرار گرفتند.

- اما برخی کشورهای عربی وارد جنگ نشدند. چرا از آنها تمجید نکردید؟

 منظور شما را می‌فهمم. شما می‌خواهید کشورهای عربی را از جنایات و جرائم جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران مرتکب شدند، جدا کنید و من این را درک می‌کنم. اما از نگاه مردم ایران، هر موشکی که از خاک کویت شلیک شده باشد، از قلمرو کویت شلیک شده است. جنگنده‌های اف-۱۶ که در عملیات‌ها مشارکت داشتند، در آسمان کویت و بر فراز قلمرو شما ساقط شدند. کشورهای دیگر هم همین وضعیت را دارند. بنابراین جدا کردن کشورهای عربی از این اقدامات آمریکا را متوجه می‌شوم، اما در عین حال، واقعیت، واقعیت است و بخشی از این تجاوزها و جنایات از خاک برخی همسایگان ما صورت گرفت.

- پس چرا آقای پزشکیان بابت حمله به برخی کشورهای عربی عذرخواهی کرد؟

از خودتان یا از مخاطبانتان بپرسید: اگر ایران واقعاً به کشورهای عربی همسایه حمله کرده بود، چرا هیچ تلفاتی در آن کشورها وجود ندارد؟ در بسیاری از کشورهای عربی حتی یک مجروح هم وجود ندارد. زیرا ما پایگاه‌های آمریکا را هدف قرار می‌دادیم؛ به‌صورت دقیق و نقطه‌زنی. اکنون نیز گزارش‌های آن منتشر شده است

- من درباره تلفات انسانی و هدف قرار دادن غیرنظامیان صحبت می‌کنم.

درست نیست. ایران با موشک‌های بسیار دقیق عملیات انجام می‌داد. شاید بگویید همیشه احتمال خطای انسانی وجود دارد؛ من این را می‌پذیرم. اما اگر از عربستان سعودی یا دیگر کشورهای منطقه سؤال کنید، تلفات انسانی نخواهید دید. هرجا ما حمله کردیم، هدف ما پایگاه‌های آمریکا یا پناهگاه‌هایی بود که نیروهای آمریکایی برای در امان ماندن از موشک‌های ایران در آنها مستقر بودند. ایران از طریق شبکه‌های اطلاعاتی خود حتی محل همان پناهگاه‌ها را شناسایی و هدف‌گیری کرده بود. هدف ما صرفاً دارایی‌ها و زیرساخت‌های آمریکا بود. اما اجازه بدهید از منظر یک اندیشکده‌ای هم به موضوع نگاه کنم. باید به آینده فکر کنیم. من نارضایتی موجود در مردم منطقه را می‌بینم و مطمئنم که در جلسات غیرعلنی نیز شما متوجه منظور من می‌شوید وقتی می‌گویم پایگاه‌های آمریکایی در منطقه برای ماهیگیری ایجاد نشده‌اند. این پایگاه‌ها برای هدف مشخصی وجود دارند. رادارهایی با برد پنج هزار کیلومتر که در برخی کشورهای عربی مستقر شده‌اند، برای ماهیگیری نیستند؛ بلکه علیه ایران یا دیگر کشورها طراحی شده‌اند. ما در روابط هیچ کشوری با آمریکا دخالت نمی‌کنیم. اما حق داریم به همسایگان خود بگوییم که ما همسایه یکدیگریم و هیچ کشور ثالثی نباید بر روابط دوجانبه ما، رفاه جامعه ایران و امنیت جامعه ایران تأثیر منفی بگذارد. من فکر می‌کنم کشورهای عرب باید از سیاست حذف ایران که نتیجه نداده فاصله بگیرند و به سمت یک سازوکار فراگیر حرکت کنیم. ما به یک تغییر پارادایم نیاز داریم؛ از «امنیت برای برخی» به «امنیت برای همه». باید به سمت درکی جدید در منطقه حرکت کنیم؛ درکی که بر اساس آن ایران، عراق و دیگر کشورهای ساحلی شریک یکدیگر باشند، نه اعضای بلوک‌های رقیب. این همان رویکردی است که باید در پیش بگیریم. این جنگ بسیار ویرانگر بود، اما در عین حال درک تازه‌ای را نیز برای همه ما به همراه آورد.

- نظر شما درباره تحریم‌ها چیست؟

تحریم‌ها باید مرتفع و در نهایت برداشته شوند. هر توافق پایدار باید نوعی توازن میان عدم اشاعه، رفع تحریم‌ها و سایر موضوعات مرتبط ایجاد کند. رفع تحریم‌ها عاملی است که می‌تواند آینده هر توافقی را تضمین کند. ما ساده‌ نیستیم و می‌دانیم که درباره توانایی رئیس‌جمهور آمریکا برای لغو همه این تحریم‌ها بحث‌های زیادی وجود دارد. اما تصمیم گرفته‌ایم وارد سیاست داخلی آمریکا نشویم. آنها باید تعهد بدهند، تضمین‌های عینی ارائه کنند و اینکه چگونه می‌خواهند به تعهدات خود عمل کنند، بر عهده خودشان است.

- دارایی‌های مسدودشده ایران چه ارزشی دارند؟ آیا یکجا آزاد خواهند شد؟

از شما تشکر می‌کنم که یادآوری کردید این پول مردم ایران و متعلق به ما است؛ زیرا گاهی درباره آن طوری صحبت می‌شود که انگار قرار است به ایران صدقه داده شود. این پول متعلق به مردم ایران است که به شکلی غیرقانونی، نامشروع و فرامرزی در برخی بانک‌ها مسدود شده است. آنچه بر سر آن توافق کرده‌ایم، تلاش برای آزادسازی این دارایی‌هاست و این خط قرمز ما است. تمام دارایی‌های ما باید آزاد شوند تا بتوانیم از آنها استفاده کنیم. البته در طول این شصت روز درباره جنبه‌های مختلف توافق مذاکره خواهیم کرد.

- صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری چیست؟ کدام کشورها آن را تأمین می‌کنند؟ آیا اجباری است؟

این دقیقاً یکی از موضوعاتی است که قرار است در شصت روز آینده درباره آن مذاکره کنیم. هنوز توافق نهایی یا جزئیات قطعی درباره آن وجود ندارد. ایده‌هایی مطرح شده و متن‌هایی میان طرف‌ها رد و بدل شده است. ما با همسایگان خود و برخی کشورهای منطقه گفت‌وگوهایی داشته‌ایم و ایالات متحده نیز دیدگاه‌های خاص خود را درباره این موضوع دارد. همه این مسائل در آینده نهایی خواهد شد.

- آیا این موضوع به نفع ایران است؟ آیا بخشی از غرامت جنگی محسوب می‌شود؟

روشن است که در طول جنگ بسیاری از زیرساخت‌های ایران هدف قرار گرفتند. هرچه سریع‌تر بتوانیم کشور را بازسازی کنیم و خسارت‌های واردشده به اقتصاد ایران را جبران کنیم، نه تنها برای ایران بلکه برای آینده منطقه نیز بهتر خواهد بود.

- قطر چگونه در دستیابی به این تفاهم‌نامه نقش ایفا کرد؟ آیا از ابزارهای اقتصادی استفاده کرد؟

اجازه بدهید نکته‌ای را روشن کنم. نقشی که عمان در دور نخست ایفا کرد، نقشی که پاکستان در این دور بر عهده گرفت و همچنین نقشی که قطر در این مرحله داشت، نشان داد که ما در منطقه‌ای متفاوت زندگی می‌کنیم. منطقه ما به سطح بیسابقه ای از بلوغ و جایگاه در روابط بین‌الملل رسیده است. در ادبیات دانشگاهی از چنین کشورهایی با عنوان «قدرت‌های میانی» یاد می‌شود. من معتقدم منطقه ما اکنون به مرحله‌ای رسیده که برخی کشورهای آن قادرند در سطح بین المللی ایفای نقش کنند. قطر و پاکستان نشان دادند که توانایی ایفای چنین نقشی را دارند.

- وزیر خارجه عربستان، شاهزاده فیصل بن فرحان، گفته بود پیش از جنگ روابط ایران و عربستان در مسیر خوبی قرار داشت، اما اکنون اعتماد به ایران از دست رفته است. چشم‌انداز شما برای روابط با کشورهای خلیج فارس چیست؟

فکر می‌کنم باید در انتخاب واژه‌ها و ادبیات خود مثبت‌تر باشیم. اکنون سعی می‌کنم کمی رسمی‌تر صحبت کنم. زخم‌ها وجود دارند. خسارت‌ها وجود دارند. می‌توانیم از امروز تا هزاران سال آینده به بازی‌ شماتت علیه یکدیگر ادامه دهیم. اما تاریخ از ۲8 فوریه یا حتی از یک سال پیش آغاز نشده است. ما تاریخی طولانی پشت سر خود داریم و باید نسبت به این تاریخ هوشیار باشیم. اما آنچه اکنون در اختیار داریم، سرنوشت مشترک ما است. همه ما در منطقه با رژیم اسرائیل مواجه هستیم؛ رژیمی که از دید ما مشکل اصلی و ریشه بسیاری از مشکلات موجود در این منطقه است. در مقابل، ما دیگر کشورهای منطقه منافع مشترک داریم. نگرانی‌های مشترک داریم. باید به سمت نوعی درک متقابل جدید و یک سازوکار منطقه‌ای فراگیر حرکت کنیم؛ سازوکاری که بتواند ما را از بلوک‌های رقیب به شرکایی برای رفاه و پیشرفت مردم منطقه تبدیل کند. مردم ما شایسته چنین آینده‌ای هستند.

- روابط با ترکیه چطور است؟

عالی است. ما به سطح بالایی از درک متقابل با ترکیه رسیده‌ایم. البته می‌توانم توضیح دهم که ترکیه نیز چگونه در این روند کمک کرد.

- درباره روسیه و چین چه می‌گویید؟ چین از بسته شدن مسیرهای تجاری آسیب دید. شاید این اقدام پیام مستقیمی از سوی ایران بود. روابط شما با روسیه نیز در جریان جنگ آزموده شد. ایران به متحدان خود نیاز داشت؛ به چین و روسیه. درباره روابط ایران با چین و روسیه، که در برابر آمریکا قرار دارند، چه نظری دارید؟

ما شریک یکدیگر هستیم. به طور مداوم با هم در ارتباط هستیم، مشورت می‌کنیم و دیدگاه‌های خود را با یکدیگر در میان می‌گذاریم. آنها مواضع ما را می‌شناسند و البته خودشان نیز دیدگاه‌های خاص خود را دارند. آنچه اهمیت دارد این است که آنها بازی ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیکی‌ای را که ایالات متحده در حال انجام آن است، درک می‌کنند. همچنین درک می‌کنند که این نبرد برای ما، نبردی وجودی بود. آنها می‌دانند که ایران تا چه اندازه فداکاری کرده است؛ نه فقط برای ایران، بلکه برای منطقه و حتی برای نظم بین‌المللی. هدف این بود که اجازه داده نشود هیچ کشوری بتواند کشور دیگری را با زور وادار به تغییر ساختار سیاسی خود کند یا آن را سرنگون سازد. اگر سند راهبرد امنیت ملی ایالات متحده را که در سال ۲۰۱۷ و در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ منتشر شد مطالعه کنید، خواهید دید که در آن سند، چین و روسیه «قدرت‌های تجدیدنظرطلب» توصیف شده‌اند و ایران نیز به‌عنوان یک دشمن معرفی شده است. لذا آنها شرایط را به‌خوبی درک می‌کنند. ما امیدواریم که پس از این مقاومت قهرمانانه ایران، ایالات متحده نیز به این نتیجه رسیده باشد که جنگ راه‌حل مشکلاتش نیست. تنها گزینه موجود، احترام به ایران و مذاکره بر پایه احترام متقابل است.

- می‌خواهم درباره متحدان ایران نیز سؤال کنم؛ به‌ویژه حزب‌الله. آیا با توجه به خسارت‌های گسترده‌ای که اسرائیل به حزب‌الله وارد کرده، ایران به حزب‌الله یا لبنان کمک خواهد کرد؟

حزب‌الله یک جنبش واقعی مقاومت لبنانی است. پیش از حمله اسرائیل در سال ۱۹۸۲، حزب‌الله وجود نداشت. همان تجاوز و اشغالگری بود که زمینه شکل‌گیری حزب‌الله را فراهم کرد؛ جنبشی که برای مقاومت در برابر آن اشغال به وجود آمد. منظورم را متوجه می‌شوید. حزب‌الله پدیده‌ای نیست که در لبنان ساخته یا تحمیل شده باشد. حزب‌الله در لبنان باقی خواهد ماند. در عین حال این مسئله‌ای داخلی در لبنان است و این مردم لبنان هستند که باید درباره آن تصمیم بگیرند. حزب‌الله بخشی از ساختار سیاسی لبنان است. نمایندگان پارلمان دارد. همان‌طور که می‌دانید، حزب‌الله یک حزب سیاسی رسمی است؛ فقط یک نیروی نظامی نیست . بنابراین تأکید می‌کنم که این موضوعی داخلی برای لبنان است و خود لبنانی‌ها باید درباره آن تصمیم بگیرند. اما اگر از من به‌عنوان یک فعال اندیشکده ای بپرسید، حزب‌الله واقعیتی پایدار در لبنان خواهد بود؛ زیرا یک جنبش اصیل مقاومت است.

- آیا ایران در بازسازی لبنان مشارکت خواهد کرد؟ زیرا لبنان ویران شده است.

ما معتقدیم که اشغالگری باید پایان یابد. ما معتقدیم که اسرائیل باید به مرزهای بین المللی احترام بگذارد. ما معتقدیم تنها در صورتی صلح و ثبات در منطقه وجود خواهد داشت که اسرائیل به حقوق بین الملل احترام بگذارد. ما، به‌عنوان ایران، و همچنین در کنار برخی کشورهای عربی، همگی لنگرهای ثبات در این منطقه هستیم. فکر می‌کنم همگی در یک مسیر قرار داریم تا به حکومت اسرائیل بفهمانیم که هیچ گزینه‌ای جز پذیرش تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان ندارد.

- دکتر سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه ایران و ورئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزات امور خرجه جمهوری اسلامی ایران. من با شما گفت‌وگو کردم؛ هم به‌عنوان یک سیاستمدار و هم به‌عنوان یک دانشگاهی. بسیار سپاسگزارم.

من نیز از شما برای این گفت‌وگوی مهم بسیار سپاسگزارم. همچنین از اینکه فرصت دادید از منظر دانشگاهی صحبت کنم، نه صرفاً از منظر سیاسی. باید به شما و همه مخاطبانتان بگویم که شخصاً معتقدم منطقه ما در طول دهه‌های گذشته، در نتیجه رخدادهای مختلف، آسیب‌های فراوانی دیده است. اکنون زمان آن رسیده که با یکدیگر به جلو حرکت کنیم.همگی باید کاستی‌ها را بپذیریم، اما در عین حال باید به یکدیگر کمک کنیم تا به آینده‌ای بهتر برسیم. بسیار سپاسگزارم.