به گزارش اکوایران به نقل از جماران،آمیت سگال، تحلیلگر ارشد سیاسی اسرائیل، در این یادداشت به نقل از یک منبع بسیار آگاه در روابط اسرائیل و آمریکا، استدلال میکند که توافق اخیر میان آمریکا و ایران را نباید صرفاً یک توافق هستهای دانست، بلکه باید آن را در چارچوب ملاحظات انتخاباتی دونالد ترامپ و معادلات سیاسی واشنگتن و تلآویو تحلیل کرد.
او تأکید میکند که هدف اصلی ترامپ جلوگیری از وقوع یک بحران جهانی انرژی پیش از انتخابات میاندورهای کنگره است؛ بحرانی که میتوانست با حمله به زیرساختهای انرژی ایران یا بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت را به حدود ۲۰۰ دلار برساند، تورم را افزایش دهد، اکثریت جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان را از بین ببرد و حتی زمینه سومین استیضاح ترامپ را فراهم کند. از همین رو، ترامپ گزینههایی مانند حمله زمینی، نابودی صنعت انرژی ایران یا تشدید درگیری را کنار گذاشت و به سمت توافق حرکت کرد. به گفته این منبع، این توافق بیش از آنکه درباره برنامه هستهای باشد، در واقع «توافقی درباره تنگه هرمز» است.
به گفته سگال، یکی از مهمترین بخشهای توافق که کمتر به آن توجه شده، موقتی بودن تعلیق تحریمها است. او مینویسد برخلاف تصور رایج، تحریمها لغو نشدهاند، بلکه تنها بخشی از آنها به طور موقت تعلیق شده است. به اعتقاد منبع او، از لحظه امضای توافق، فشار سیاسی و اقتصادی از روی آمریکا تقریباً به طور کامل برداشته میشود، اما فشار اقتصادی بر ایران تنها اندکی کاهش مییابد.
او با اشاره به برآوردهایی که خسارت جنگ به ایران را بین ۳۰۰ میلیارد تا یک تریلیون دلار تخمین میزنند، مدعی است منفعت اقتصادی ایران از این توافق مانند «پر کردن یک استخر خالی با یک لیوان آب» است و بحران اقتصادی کشور همچنان ادامه خواهد داشت. به همین دلیل، برخلاف بدبینی برخی مقامهای موساد، این منبع مدعی است نارضایتی عمومی در ایران در ماههای آینده میتواند دوباره اوج بگیرد، زیرا مردم به تدریج متوجه خواهند شد که بهبود اقتصادی چشمگیری رخ نداده است.
در حوزه هستهای نیز نویسنده تأکید میکند که توافق جدید با توافق دوران باراک اوباما تفاوت اساسی دارد. به گفته او، ایران اکنون متعهد شده است برنامه هستهای خود را متوقف (Freeze) کند، در حالی که در توافق برجام امکان ادامه بخشهایی از فعالیتهای هستهای با مجوز وجود داشت. او همچنین معتقد است اگر ایران در آینده، بهویژه نزدیک انتخابات آمریکا، اقدام به بستن تنگه هرمز کند، واکنش ترامپ بسیار شدید خواهد بود و این موضوع یکی از عوامل بازدارنده مهم برای تهران محسوب میشود.
سگال اختلاف اخیر میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو را نیز ناشی از تلاقی دو انتخابات میداند. به گفته او، ترامپ برای حفظ شانس پیروزی جمهوریخواهان به توافق نیاز دارد، در حالی که نتانیاهو از نظر سیاسی از نبود توافق سود بیشتری میبرد. بنابراین، هر دو رهبر بر اساس ملاحظات انتخاباتی خود تصمیم گرفتهاند و طبیعی است که ترامپ در نهایت منافع سیاسی خود را بر هر ملاحظه دیگری ترجیح دهد.
در مورد لبنان، این منبع معتقد است اسرائیل در کوتاهمدت باید بر بازدارندگی تمرکز کند، زیرا نه نابودی کامل حزبالله بدون اشغال لبنان ممکن است و نه شرایط سیاسی آمریکا اجازه گسترش جنگ را میدهد. او توصیه میکند اسرائیل ضمن حفظ آزادی عمل نظامی، از اقدامات شتابزده پرهیز کند، روابط خود با واشنگتن را حفظ کند و اجازه دهد اگر توافق با ایران پایدار نباشد، بدون آنکه اسرائیل بهانهای به دست تهران یا آمریکا بدهد، خودبهخود فروبپاشد. همچنین تأکید میکند که اسرائیل نباید با اصرار بر حضور دائمی در لبنان یا سوریه، خود را در افکار عمومی جهان به عنوان عامل بیثباتی معرفی کند.
نویسنده در ادامه به تنشهای لفظی اخیر میان دولت ترامپ و اسرائیل میپردازد و آن را یکی از نگرانکنندهترین پیامدهای توافق میداند. به گفته منبع او، اظهارات تند ترامپ و بهویژه معاونش جیدی ونس علیه اسرائیل، نتانیاهو و برخی اعضای کابینه، لزوماً به معنای تغییر راهبردی واشنگتن یا فاصله گرفتن ترامپ از اسرائیل نیست.
او تأکید میکند که رابطه با ترامپ نیازمند «مدیریت ۲۴ ساعته» است و در سالهای گذشته نیز بحرانهای مهمی میان دو طرف وجود داشته که هرگز علنی نشدهاند، زیرا پشت پرده حلوفصل شدهاند. از نگاه این منبع، تفاوت این بار در آن است که ترامپ شخصاً به تماسهای خبرنگاران پاسخ میدهد و اختلافات بیش از گذشته در فضای عمومی دیده میشود. همچنین، جیدی ونس برای دفاع از توافق ناچار بود در برابر دو مخالف اصلی آن، یعنی اسرائیل و حامیان اسرائیل در حزب جمهوریخواه، موضع بگیرد و به همین دلیل از ادبیاتی استفاده کرد که از نظر سیاسی چندان به سود او نبود. توصیه نهایی این منبع به اسرائیل این است که در برابر این حملات لفظی واکنش علنی نشان ندهد؛ زیرا برخلاف کشورهایی مانند ایتالیا که میتوانند به ترامپ پاسخ دهند و همچنان از حمایت هر دو حزب آمریکا برخوردار باشند، اسرائیل در شرایط جنگی چیزی از تشدید اختلافات علنی به دست نخواهد آورد. به گفته او، بهترین راهبرد این است که اسرائیل «سکوت کند، نفس عمیق بکشد و به زمان فرصت دهد.»
در پایان، سگال به وضعیت سیاسی داخلی اسرائیل میپردازد و مینویسد که توافق با ایران، ادامه جنگ در لبنان و بحران معافیت سربازی حریدیها، همزمان فشار زیادی بر نتانیاهو وارد کرده است. او هشدار میدهد که نارضایتی در جامعه حریدی ممکن است مشارکت آنان در انتخابات را کاهش دهد یا حتی به شکاف میان احزاب مذهبی منجر شود؛ تحولاتی که میتواند بر نتیجه انتخابات آینده اسرائیل اثرگذار باشد.
با این حال، جمعبندی منبع مورد استناد او این است که توافق اخیر نه یک دستاورد تاریخی است و نه یک فاجعه، بلکه فرصتی است که اگر اسرائیل و آمریکا با صبر و مدیریت صحیح از آن استفاده کنند، میتواند در نهایت به سود آنها تمام شود.