اما پرسش اساسی این است: آیا این وضعیت، یک واقعیت پایدار است یا یک وضعیت گذرا؟
آیا تخاصم میان ایران و آمریکا به یک ویژگی ساختاری در روابط دو کشور تبدیل شده که باید آن را مفروض گرفت و سیاستگذاری را بر همان مبنا طراحی کرد؟ یا آنکه تحولات پرشتاب نظام بینالملل، تغییر موازنه قدرت، دگرگونیهای منطقه و ضرورتهای اقتصادی، میتواند زمینه را برای نوعی تفاهم، مدیریت اختلافات یا حتی بازتعریف رابطه فراهم کند؟
از سوی دیگر، شاید پرسش مهمتر این باشد که اصلاً «تفاهم» به چه معناست؟ آیا تفاهم الزاماً به معنای عادیسازی روابط است؟ آیا میتوان بدون حل همه اختلافات، سطحی از همکاری یا مدیریت رقابت را تجربه کرد؟ و در مقابل، اگر تخاصم ادامه یابد، هزینههای آن برای هر دو طرف چیست و آیا این هزینهها قابل استمرار خواهد بود؟
جهان امروز نیز با دهههای گذشته تفاوت دارد. رقابت قدرتهای بزرگ، تغییر آرایش ژئوپلیتیک، تحولات بازار انرژی، گسترش فناوری، جنگهای منطقهای و فشارهای اقتصادی، همگی محیط تصمیمگیری را پیچیدهتر کردهاند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی دیگر صرفاً یک موضوع دیپلماتیک نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده رشد اقتصادی، رفاه، امنیت سرمایهگذاری و چشمانداز توسعه کشور تبدیل شده است.
بنابراین، هدف این نشست دفاع از یک دیدگاه یا رد دیدگاه دیگر نیست. هدف، فهم دقیقتر واقعیت است؛ اینکه روندهای موجود به کدام سو حرکت میکنند، چه سناریوهایی پیش روی روابط ایران و آمریکا قرار دارد، وزن هر سناریو چقدر است و سیاستگذار ایرانی در هر یک از این سناریوها باید چگونه بیندیشد و چگونه تصمیم بگیرد.
امیدواریم در این میزگرد، به جای تکرار مواضع آشنا، بتوانیم به پرسشهای دشوار بپردازیم؛ پرسشهایی که پاسخ آنها نهتنها برای تحلیلگران سیاست خارجی، بلکه برای فعالان اقتصادی، کارآفرینان، سرمایهگذاران و همه کسانی که آینده اقتصاد ایران را دنبال میکنند، اهمیت دارد.
از همراهی شما سپاسگزارم و اکنون از مهمانان ارجمند دعوت میکنم دیدگاههای خود را با مخاطبان در میان بگذارند.